بایگانی ماهانه: دسامبر 2011

شهادت یک بسیجی در مقابله با گروهک پژاک

در پی مقابله امروز نیروهای جان برکف سپاه با گروهک تروریستی پژاک، «فرهاد مهدی» به عنوان پرسنل بسیجی عملیات رزم به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
دیروز ششم دی ماه، در پی عملیات پیروزمندانه نیروهای جان بر کف سپاه بانه با گروهک تروریستی پژاک، در یکی از روستاهای اطراف بانه، 4 نفر از نیروهای پژاک به هلاکت رسیدند و چند نفر دیگر مجروح شدند.
در این درگیری شهید «فرهاد مهدی» از پرسنل بسیجی و گرانقدر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی که اهل کامیاران بوده، به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
Advertisements

سیر فراز و نشیب پهپادهای آمریکا به روایت پایگاه تحلیلی آمریکایی

پایگاه تحلیلی «آنتی وار» در گزارشی به قلم «نیک تورس» و «تام انگلهارت» می‌نویسد: مقامات ارتش آمریکا زمانی که گفته شد هواپیمای فوق سری RQ-170 در تاریخ 4 دسامبر در حال جستجوی مکان‌های مشکوک سایت‌های هسته ای ایران به دست ایرانیان افتاده آنقدر شوکه شده بودند که اظهار کردند که این هواپیما در حال گشت زنی در مرزهای افغانستان مفقود شده است. سخنگوی کاخ سفید گفت: ارتش در این مورد اطلاعاتی ندارد و این مسئله در حوزه اختیارات «سیا» است.

*درخواست اوباما از ایران مبنی بر بازپس‌گیری پهپاد فوق سری

هر آنچه اتفاق افتاده باشد، این هواپیما عناوین اصلی خبری را به خود اختصاص داد. «دیک چنی» در برنامه زنده تلویزیونی اظهار داشت که «اوباما» باید نیروی هوایی آمریکا را به ایران می‌فرستاد تا این پهپاد را منهدم سازند. (برای هیچ کس اهمیتی ندارد که این اقدام آتش دشمنی میان این دو کشور را شعله‌ور تر کرده و یا بهای نفت را به حد فزاینده ای بالا ببرد). «اوباما» سابقا از ایران درخواست کرد که این هواپیما را به آمریکا بازگرداند، لیکن امیدی به پذیرش این درخواست از سوی ایران نیست. «لئون پانتا» وزیر دفاع آمریکا قسم خورد که هرگز پرواز هواپیمای اطلاعاتی خود را از پایگاه افغانستان بر فراز ایران متوقف نخواهد کرد. «حامد کرزای» رئیس جمهور افغانستان نیز خواستار آن شد که پای کشورش را در روابط متخاصمانه ایران و آمریکا باز نکنند. ایرانیان هنگامی که این هواپیما را در معرض نمایش قرار دادند با غرور تمام اظهار کردند که از طریق هک سیستم‌های کنترل این هواپیما آن را به زمین نشانده‌اند.

*حملات آمریکا به مرزهای قبایل نشین پاکستان

داستان نیمه پنهان هفته، ارتباطی با ایران و مرز آن با افغانستان نداشته و با خطوط مرزی افغانستان و پاکستان مرتبط است. در این خطوط مرزی که قبایل پاکستانی در آن اسکان دارند، سال‌هاست که «سیا» با هواپیماهای بدون سرنشین خود مشغول عملیات بر علیه نیروهای القاعده و شبه نظامیان طالبان است که گاهی تا چند بار در هفته نیز اقدام به بمباران این خطوط مرزی می‌نماید. در یکی از این عملیات‌ها که طی آن 24 نفر از نیروهای مرزبانی ارتش پاکستان کشته شدند، دولت پاکستان مرزهای خود با افغانستان را مسدود کرد و نیروهای آمریکایی را از پایگاه هوایی «شمسی» بیرون راند و آمریکا را تهدید کرد که هواپیماهای بدون سرنشینش را بر فراز پاکستان هدف قرار خواهد داد. در چنین جریاناتی به نظر می‌رسد که پاکستان دولت «اوباما» را مجبور کرده تا عملیات هوایی خود بر فراز پاکستان متوقف سازد. از آن تاریخ، تقریبا به مدت یک ماه هیچ حمله نظامی انجام نشده است.
هنگامی که «لئون پانتا» مسئولیت «سیا» را بر عهده داشت چنین عملیات‌هایی را رواج بسیار داد، اما اکنون پس از این همه حمله و تلفات که مردم پاکستان را نسبت به آمریکا شورانده است این حملات به حالت تعلیق در آمده است. یکی از مقامات مسئول در مصاحبه ای با مجله «لانگ وار» اظهار کرد: مقامات آمریکایی اکنون نگران این نکته‌اند که در صورت ادامه این حملات روابط پاکستان و آمریکا به نقطه ای خواهد رسید که بازگشتی نخواهد داشت. وی در ادامه گفت :نمی‌دانم آستانه تحمل پاکستانی‌ها تا چه اندازه است. بر اساس نظر سنجی‌های اخیر، حدود 97 درصد از مردم پاکستان مخالف حملات هستند.

*میزان تاثیر آمریکا بر موازنه قدرت در جهان

به عبارت دیگر، از سال 2001 که «ریچارد آرمیتاژ» معاون وزیر امور خارجه با عصبانیت وارد دفتر رئیس سازمان اطلاعات پاکستان شد و او را تهدید کرد که در صورت عدم همکاری با «واشنگتن» در جنگ با نیروهای القاعده اقدام به بمباران پاکستان خواهد کرد، راه زیادی را پیموده‌ایم. از زمانی که ارتش آمریکا با خواری عراق را ترک کرد، محدود کردن روابط با آمریکا از سوی پاکستان (مانند ایران) می‌تواند معیار مناسبی بر این مدعی باشد که آمریکا حتی با در اختیار داشتن تسلیحات نظامی و هواپیماهای بدون سرنشین نیز نتوانسته است تاثیر چندانی بر موازنه قدرت در جهان داشته باشد. در ذیل «تام دیسپچ و توماس تورس» به برسی این مسئله خواهند پرداخت.

* پهپادی که از آسمان سقوط کرد

آنچه هواپیمای جاسوسی توقیف شده و بدون سرنشین آمریکا در مورد امپراتوری این کشور در سال 2012 و پس از آن به ما می‌گوید: هواپیمای بدون سرنشین آمریکا پنج ساعت پرواز کرده بود که خدمه پرواز متوجه آن شدند که دمای روغن در سیستم توربوی هواپیما به مرز هشدار رسیده است. یک ساعت بعد، هر چه زمان می‌گذشت شرایط بغرنج‌تر می‌شد. در حالی که خدمه نیز نا امیدانه چک لیست گرمای موتور را بررسی می‌کردند دمای روغن لحظه به لحظه افزایش میافت. خلبان در تماس رادیویی اظهار می‌کرد که هنوز کنترل موتور هواپیما را در دست دارد، لیکن از کار افتادن موتورها حتمی است. تقریبا یک ساعت پس از بروز اولین نشانه های این فاجعه، هواپیما در حالی که 712 فوت بر ثانیه پرواز می‌کرد، سقوط کرد. امروزه شاهد سقوط هواپیماهای بسیاری هستیم. معروف‌ترین این هواپیماها که عناوین اصلی خبری را به خود اختصاص داد هواپیمای پیشرفته جاسوسی کنترل از راه دور RQ-170 بود که به دست نیروهای نظامی ایران افتاد.

*نحوه دستیابی ایران به هواپیمای فوق سری آمریکا

درباره دستیابی ایران به یکی از پیچیده‌ترین تجهیزات نظامی آمریکا سوالات بسیاری وجود دارد. مقامات ایرانی در ابتدا اظهار کردند که این هواپیما را در هنگام ورود به خاک ایران از مرزهای شرقی مورد هدف قرار داده‌اند. در اظهارات بعدی ایران اظهار داشت که این هواپیما را در 150 مایلی عمق ایران از طریق عملیات سایبری به زمین نشانده است. چند روز پیش، مهندسان ایرانی جزئیات بیشتری را از چگونگی هک کردن سیستم‌های کنترلی این هواپیما در اختیار گذاشتند که باور آن مشکل است. از سوی دیگر، آمریکا در ابتدا اظهار کرده بود که این هواپیما در حال عملیات در غرب افغانستان مفقود شده است لیکن پس از آن یکی از مقامات آمریکایی که نامش فاش نشده است اظهار داشت که «سیا» با استفاده از این هواپیما در حال جاسوسی بر فراز خاک ایران بوده است.

*هواپیماهای سقوط کرده دیگر آمریکا

اگر بخواهیم دقیق‌تر بگوییم، نوعی از این هواپیما در ماه می همین سال در قندهار افغانستان سقوط کرد. این هواپیما از نوع «کلانیکر» MQ-1 بود، و سقوط آن گزارش نشد. این هواپیما از نوع شکاری بوده و از دسته هواپیماهایی است که آمریکا در جنگ با افغانستان و بمباران مرزهای قبیله نشین پاکستان بکار برده است. «تام دیسپچ» با بررسی اسناد مربوط به هواپیماهای سقوط کرده آمریکا به کارکرد، حوادث پیش رو و تمام ویژگی‌های آنان دست یافت. این گزارش و آمارهای جدید به دست آمده از ارتش، دریچه های جدیدی را بر روی محققان باز کرده است تا ابعاد دیگری را نیز که منجر به این سقوط‌ها می‌شود، مورد بررسی قرار دهند. روزنامه نگاران نیز لازم است بر ترس خود غلبه کرده و کمی و کاستی‌های عدوات نظامی فوق مدرن را مورد بررسی کنند.

*بازی اعداد

بر اساس آمارهای ارائه شده نیروهای آمریکا به «تام دیسپیچ»، هواپیماهای رهگیری بیشترین ساعات پروازی را در جنگ‌های هوایی به خود اختصاص داده بودند. از ابتدای ورود هواپیمای MQ-1 به ناوگان هوایی آمریکا تا اوایل اکتبر، این هواپیما بیش از 1 میلیون ساعت پرواز داشته است که از این مقدار 965000 ساعت آن را در نبرد بوده است. در مقایسه با این هواپیما، جنگنده MQ-9 که جنگنده ای جدیدتر است 215000 ساعت پرواز کرده که 18000 ساعت آن را در نبرد گذرانده است. (ارتش در مورد ساعت پرواز RQ-170 اطلاعاتی را منتشر نکرد) این اعداد در حال افزایش هستند. تنها در همین سال، جنگنده‌ها 228000 ساعت را پرواز کردند که این رقم در سال 2010، 190000 ساعت بوده است. در تحلیل‌هایی که «تام دیسپچ» از آمارهای نیروی هوایی آمریکا کسب کرد بدین نتیجه رسید که، با در نظر گرفتن هواپیمای سقوط کرده در تاریخ 5 می در قندهار میزان سقوط این هواپیماها در سال 2011، 13 برابر شده است.

*سقوط‌های پی در پی هواپیماهای آمریکایی

حدود نیمی از این بدشانسی‌ها در افغانستان و کشور کوچک آفریقایی «جیبوتی» که مقر هواپیماهای آمریکایی برای حملات مخفیانه به «سومالی» و «یمن» هستند، روی داده و منجر به از دست رفتن هواپیما و یا وارد آمدن صدمات مالی 2 میلیون دلاری و یا بیشتر شده است. به جز دو مورد تمامی هواپیماهای سقوط کرده از نوع MQ-1 بودند و چهار مورد از این موارد در ماه می به وقوع پیوست. در سال 2010، هفت مورد حادثه سقوط اتفاق افتاد که به جز یک مورد همگی جزء هواپیماهای شکاری بوده‌اند، در سال 2009 تعداد هواپیماهایی که دچار این حادثه شدند 11 مورد بود. به عبارت دیگر، در طی 3 سال 31 فروند هواپیما به دلیل نقص فنی و یا اشتباهات انسانی سقوط کرده‌اند. این در حالی است که حوادث رسانه ای شده دیگر از جمله هلی‌کوپتر کنترل از راه دور نیروی دریایی که در ماه ژوئن در لیبی سقوط کرد و ماشین کنترل از راه دور که بر طبق گزارشات در ماه اوت دچار حادثه شده و دوربین آن توسط نیروهای شورشی افغان به تاراج رفت و همچنین از دست دادن هواپیمای بدون سرنشین RQ-170 در ایران و سقوط اخیر MQ-9 در «سی شل» در لیست آمار منتشره امسال نیروی هوایی قرار نگرفته‌اند.

* آمریکا از 60 پایگاه یا بیشتر که در سراسر جهان پراکنده شده‌اند برای پرواز هواپیماهایش استفاده می‌کند

آمریکا از 60 پایگاه یا بیشتر که در سراسر جهان پراکنده شده‌اند برای پرواز هواپیماهایش استفاده می‌نماید. این پایگاه‌ها در کشور آمریکا از جنوب غربی آغاز می‌شوند. بدین صورت که هواپیماها از این مقر برخواسته و به پایگاه های نزدیک میادین نبرد پرواز می‌کنند. در این پایگاه‌ها خلبانانی هستند که از طریق تجهیزات رایانه ای هدایت این هواپیماها را بدست می‌گیرند. در پایگاه های دیگر، خلبانان با بکار گیری دستگاه های شبیه ساز آموزش داده می‌شوند و هواپیماها قبل از اعزام به میادین نبرد مورد آزمایش قرار می‌گیرند.

* سقوط هواپیمای شکاری آمریکا در نیم مایلی باند فرودگاه مرکز هوایی قندهار

سقوط هواپیمای شکاری در 5 می در نیم مایلی باند فرودگاه مرکز هوایی قندهار حاکی از این مطلب است که با وجود پایگاه های بسیار کنترل این هواپیماها تا چه حدی پیچیده است. به عنوان مثال، می‌توان از این هواپیمای شکاری که جزء اسکادران سوم ویژه عملیاتی و متعلق به پایگاه هوایی «هلبرت» در «فلوریدا» است و در خارج از پایگاه هوایی «کانون» اقدام به انجام عملیات می‌کند، نام برد. هنگامی که این هواپیما سقوط کرد توسط خلبانی از پایگاه هوایی «قندهار هدایت می‌شد. این خلبان اعزامی اسکادران 62 ام بود که این اسکادران زیر شاخه اسکادران شناسایی 18 ام از پایگاه نیروی هوایی» کریچ «در» نوادا «محسوب می‌شود. از سوی دیگر، مسئول کنترل سنسورهای هواپیما از اعضای گارد ملی نیروی هوایی تگزاس در» الینگتون فیلد تگزاس بود.
بخش نهایی این عملیات بر عهده خلبانی بود که حدود 10 ماه را با هواپیمای شکاری پرواز کرده و در 90 روز گذشته حدود 51 ساعت را به عملیات با هواپیماهای بدون سرنشین گذرانده بود. از آنجایی که این خلبان کمتر از 400 ساعت پرواز کرده بود، بر طبق استانداردهای نیروی هوایی خلبانی بی تجربه محسوب می‌شد. شایان ذکر است که این خلبان در طی دوره آموزشی و پرواز با هواپیماهای بدون سرنشین در دو جلسه شبیه سازی و یک جلسه تمرینی نیز با شکست مواجه شده بود. لیکن، در طی مراحل آکادمیک این خلبان رتبه لازم را کسب کرده و برای خلبانی با MQ-1 و پرواز بدون ناظر واجد شرایط شناخته شده بود. مسئول سنسورهای این هواپیما نیز با کسب میانگین نمرات از جانب نیروی هوایی واجد شرایط شناخته شده بود. این فرد نیز با حدود 677 ساعت پرواز که 50 ساعت از آن در 90 روز قبل از سقوط انجام شده بود، با تجربه محسوب می‌شد.
این حقیقت که چنین عملیات هوایی ویژه توسط دو نفر هدایت شود، رابطه قوی و نمادین میان دو شکل از جنگ افزارهای هوایی ارتش آمریکا را پررنگ می‌کند. این دو شکل عبارتند از حملات کوچک توسط نیروهای نخبه اندک و حملات بزرگ‌تر توسط ربات‌های کنترل از راه دور.

*تولد و مرگ هواپیماهای بدون سرنشین آمریکا

در حین بررسی‌های سقوط اخیر، مشخص شد که هدایت کنندگان هواپیما از روش‌های غیر معمول برای خنک کردن موتور آن استفاده می‌کردند، با این حال هنوز مشخص نشده است که علت اصلی سقوط بکارگیری این روش‌ها باشد. با در نظر گرفتن این اصل که عمر مفید موتور این هواپیماها حدود 1080 ساعت پرواز است، طبق بررسی‌ها این هواپیما حدود 851 ساعت را پرواز کرده و در نتیجه به آخر خط رسیده بود.

*میزان توانمندی آمریکا در بکارگیری پهپاد

بعد از این سانحه موتور هواپیما برای انجام آزمایشات فرونزیک به شرکت «جنرال اتمز» که سازنده این هواپیما می‌باشد انتقال یافت، بررسی‌ها نشان داد که علت سقوط گرمای بیش از اندازه در موتور بوده است. سرانجام، نیروی هوایی به این نتیجه رسید که نقص سیستم خنک کننده در موتور منجر به سقوط هواپیما شده است. مامور بررسی این حادثه نیز دریافت که پس از نقص در موتور، خلبان قادر به کنترل هواپیما نبوده و همین امر منجر به سقوط هواپیما در نزدیکی باند فرودگاه پایگاه هوایی «قندهار» شده است. نتایج بدست آمده از تحقیقات مسئولان بررسی این حادثه با آنچه که اکنون در رابطه با اظهارات مقامات آمریکایی نسبت به دستیابی ایرانیان به این پهپاد، شاهد آن هستیم تفاوت زیادی دارد. تفاوتی نمی‌کند که این پهپاد به چه نحوی به دست ایران افتاده است، سقوط کرده، هدف قرار گرفته، هک شده، و یا از هر طریق دیگری نشانده شده باشد، آنچه حائز اهمیت است، آنست که ارتش آمریکا، در زمینه هواپیماهای بدون سرنشین تا چه حد قابل اعتماد است.

*جنگ ربات‌ها:از سال 2012 و پس از آن

شکست در عراق و افغانستان و پیروزی نسبی در لیبی با استفاده از نیروی هوایی، سران ارتش را بر آن داشت که در راهبرد جنگ خارجی خود تجدید نظر کرده و استفاده از پهپادها را جایگزین اشغال‌های طولانی مدت و اعزام نیروهای نظامی نمایند.
در روزنامه‌ها و ارتش مرتبا از پهپادها به عنوان راهبردی مناسب برای موفقیت در عملیات نظامی یاد می‌شود. گفته می‌شود که پهپادها مانند هواپیماهای دیگر، تانک‌ها و تسلیحات اتمی نقش کلیدی را در میادین نبرد ایفا می‌نمایند. اما در حقیقت این ابزار نیز چون ابزارهای دیگر نقاط ضعف منحصر به خود را دارد. به عنوان مثال، از نقص‌های این ابزار می‌توان به عدم توانایی در شناسایی اهداف نظامی و غیر نظامی اشاره کرد، که همین عدم تشخیص منجر به ایجاد تنش‌های بین‌المللی برای «سیا» شده است. از این رو این پهپاد نه تنها برگ برنده ای نیست، بلکه منجر به افزایش دیدگاه های مخالف و دشمنی نیز می‌شود.

*ارتباط افزایش ساعات پرواز پهپادها با افزایش ضریب خطا

علاوه بر این، همه ساله با افزایش ساعات پرواز، میزان آسیب پذیری این پهپادها نیز افزایش می‌یابد. از این آسیب پذیری ها می‌توان به نفوذ شورشیان عراقی به تصاویر ویدئویی، ویروس‌های رایانه ای، استرس زیاد خلبانان در حین انجام عملیات، افزایش تعداد سقوط‌ها و ربایش این هواپیماها توسط ایران اشاره کرد. اگرچه خطاهای انسانی و بروز نقص فنی در بطن هر عملیات نظامی وجود دارد، لیکن به این بعد پهپادها پرداخته نشده است. با وجود استفاده گسترده از پهپادها در دهه اخیر کمتر به محدودیت‌های آنان اشاره شده است.

*محدودیت دستیابی به اطلاعات مربوط به پهپادها توسط مقامات آمریکایی

با وجود گذشت سالیان و اشاره به افتخارات و موفقیت‌های پهپادها در پایگاه هوایی «کریچ» مقامات مسئول بدون ارائه توضیحات مانع دسترسی اصحاب رسانه به اطلاعات مربوط به این برنامه‌ها شدند. با این وجود، از دست رفتن پهپاد «پنتاگون» در ایران و سقوط پهپاد در «سی شل» و «قندهار» دریچه ای از آینده این هواپیما را به روی ما باز می‌کند، که مبین این مطلب است که با وجود حضور چشمگیر این نوع هواپیماها در آسمان، آن قدرها هم که آمریکا آنها را شگفت انگیز می‌داند، قابل توجه نیست.


برگزاری مراسم بزرگداشت 9 دی در میدان خراسان

به مناسبت شهادت حضرت رقیه سلام الله علیها و همچنین گرامیداشت حماسه عظیم 9 دی، روز جمعه نهم دیماه ساعت 19 مراسمی در حسینیه امام موسی ابن جعفر (ع) واقع در میدان خراسان برگزار می‌‌‎شود.
در این مراسم دكتر مهدی كوچك زاده نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی سخنرانی نموده و عبدالرضا هلالی به مرثیه سرایی خواهد پرداخت.


نگاهی بر راهبرد جنگ الکترونیک‌ رژیم صهیونیستی

”جنگ‌ الکترونیکی” یا «جنگ سایبر” جدیدترین و مدرن‌ترین جنگ از انواع جنگ‌هاست که رژیم صهیونیستی این روزها علیه دشمنان خود دست به آن می‌زند و «یورام کوهن”، رئیس سرویس امنیت عمومی اسرائیل (شاباک) آشکارا از آن سخن گفته و تاکید می‌کند که این نوع از جنگ مهم‌ترین و خطرناک‌ترین نوع جنگ و چالش‌هایی است که اسرائیل در حال حاضر با آن مواجه است، چون طرف‌های خصم نیز با هدف دستیابی بر اطلاعات و نفوذ در اسرائیل دست به آن می‌زنند و به همین دلیل به نظر می‌رسد، نفوذ در سیستم‌های ابر کامپیوترهای شرکت‌ها و موسسات بزرگ اسرائیل مهمترین خطری باشد که با آن مواجه هستند.

این سخنان کوهن کمتر از یک هفته پس از موافقت کابینه رژیم صهیونیستی در ۱۸ می ۲۰۱۱ با تاسیس «هیئت قومی مبارزه با هکرهای کامپیوتری” و در چارچوب استراتژی اسرائیل برای مقابله با حملات الکترونیک ایراد شد که سیستم‌های کامپیوتری این کشور در معرض آن قرار می‌گیرد.

* اهمیت و ابعاد مختلف جنگ الکترونیک در اسرائیل

در همین راستا مرکز تحقیقات امنیت قومی اسرائیل پژوهشی تحت عنوان «جنگ الکترونیک.. مفاهیم و توجیهات و اهداف اسرائیل” توسط ساموئل ایوین” و «دیوید سمین-طوف” منتشر کرد که در آن به نه تنها به مفهوم جنگ الکترونیک می‌پردازد، بلکه اهمیت و ابعاد مختلف تاثیر آن بر اسرائیل را بررسی می‌کند.

برای تبیین اهمیت جنگ الکترونیک برای اسرائیل این پژوهش به تحقیقی استناد می‌‌کند که شرکت سرمایه‌گذاری اقتصادی بین المللی «مکنزی” در سال ۲۰۱۰ انجام داد و در آن به «اقتصاد اینترنتی در اسرائیل” اشاره کرد که پایه و اساس صنعت تکنولوژی ارتباطات و اطلاعات معروف به ICT را تشکیل می‌دهد و تاکید می‌کند که این نوع از اقتصاد طی دو سال ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ به ۵۰ میلیارد شیکل یا حدود ۱۳٫۵ میلیارد دلار از درآمدهای اسرائیل را تشکیل داده و انتظار می‌رود تا سال ۲۰۱۵ به حدود ۸۵ میلیارد شیکل یا ۲۲٫۷ میلیارد دلار افزایش یابد

 

* اقتصاد اینترنتی و تاثیرگذاری مستقیم آن در حوزه امنیت

نکته مهم در این پژوهش این است که اقتصاد اینترنتی در اسرائیل سهم و مشارکت مستقیم و تاثیرگذاری در حوزه امنیت این رژیم دارد و حوزه‌های تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات مهمترین بخش توانمندی اسرائیل در حوزه تکنولوژی را تشکیل می‌دهد‌،‌ چون این حوزه به اسرائیل اجازه می‌دهد، حصارهای جغرافیایی کشورها را در هم بشکند و در عین حال روابط مستحکم و عمیقی با طرف‌های مختلف در جهان برقرار کند، همانگونه که عاملی اساسی و مهم در تقویت ارتباط قدرت‌های محلی در اسرائیل با یک‌دیگر به شمار می‌آید.

 

* سیستم‌های جنگ الکترونیک

پس از آن این پژوهش‌های به اقدامات و سیاست‌های اتخاذ شده توسط اسرائیل در عرصه جنگ الکترونیک ‌پرداخته و تاکید می‌کند که در سال ۱۹۹۷ این رژیم طرح تاسیس «پایگاه اطلاعاتی” را در وزارت دارایی ارائه داد که اداره و کنترل این پایگاه را گروهی از برجسته‌ترین کارشناسان امنیت اطلاعات الکترونیکی اسرائیل بر عهده داشتند.

همچنین از دیگر اهداف اجرای این طرح تامین امنیت داده‌های رژیم صهیونیستی و همچنین پیگیری اجرای طرح‌های بین المللی در عرصه امنیت داده‌ها و تلاش برای ایجاد پایگاه‌های اطلاعاتی با امنیت بسیار بالای داده‌ها و ارتباطات با دیگر مراکز بین المللی مشابه بود.

 

* تشکیل کمیته امنیت اطلاعات اسرائیل

در سال ۲۰۰۲ «کمیته امنیت اطلاعات” سرویس اطلاعات داخلی اسرائیل (شاباک) برای تامین امنیت سیستم‌های کامپیوتری سازمان و مقابله با نفوذ هکرها به این سیستم تشکیل شد تا ۷ سال بعد یعنی در سال ۲۰۰۹ «هیئت سایبر” در این رژیم تشکیل شود، هیئتی که سرلشکر «گابی اشکنازی”، رئیس وقت ستاد مشترک ارتش رژیم صهیونیستی آن را عرصه مناسبی برای ورود اسرائیل به عرصه جنگ‌های استراتژیک عنوان و تاکید کرد که ارتش اسرائیل به این وسیله این توانایی را می‌یابد که وارد حوزه جنگ‌های اطلاعاتی و اینترنتی شود.

این کمیته در یگان ۸۲۰۰ شعبه اطلاعات نظامی اسرائیل (امان) تشکیل شد و اعضای آن را نمایندگی از شعبه دایره اطلاعات نظامی و نمایندگانی از یگان شنود موساد را تشکیل می‌دهند.

 

* تشکیل دایره ساماندهی اطلاعات

در ۲۷ مارس ۲۰۱۱ کابینه رژیم صهیونیستی با تشکیل «دایره ساماندهی اطلاعات” موافقت کرد و این هیئتی وزارتی است که مهمترین وظیفه آن نظارت بر تمام سیستم‌های کامیپوتری وزارتخانه‌های رژیم صهیونیستی و اجرای طرح تاسیس «پایگاه اطلاعات کامپیوتری کلان” این رژیم است.

 

* کمیته مبارزه با هکرهای سیستم‌های کامپیوتری

اما اقدام مهم‌تر و بزرگ‌تر در عرصه ساماندهی و آمادگی اسرائیل برای ورود به جنگ‌های الکترونیکی را باید در موافقت بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر این رژیم در تشکیل «کمیته مبارزه با هکرهای سیستم‌های کامپیوتری” در ۱۸ می گذشته ملاحظه کرد.

مهمترین وظایف این کمیته افزایش توانمندی‌‌های اسرائیل در حمایت از سیستم‌های ابر کامپیوترهای اسرائیل در برابر هکرها و حملات تروریستی اینترنتی است.

بر این اساس انتظار می‌رود که این کمیته تغییر و تحولی اساسی در اسرائیل در عرصه جنگ الکترونیک بوجود آورد، به ویژه ان‌که عملا و رسما توسط دستگاه‌ها و کابینه این رژیم حمایت می‌شود. این درحالی است که تشکیل این کمیته توسط رژیم صهیونیستی به معنای ورود رسمی این رژیم به عرصه جنگ‌های الکترونیک در سطوح سیاسی – استراتژیک است.

 

* همکاری‌های بین المللی اسرائیل در عرصه جنگ الکترونیک

اما اسرائیل برای بالا بردن توانمندی‌های خود در این عرصه تنها به تشکیل این کمتیه اکتفا نکرد، بلکه تلاش کرد، قراردادهایی در این حوزه با هم‌پیمان و متحد همیشگی‌اش آمریکا به امضا برساند و به همین منظور در می ۲۰۱۱ هماهنگ کننده ویژه وزارت خارجه رژیم صهیونیستی استراتژی بین المللی با دولت آمریکا در عرصه امنیت الکترونیکی تهیه و تدوین کرد و برسر ان میان دو طرف توافق‌های لازم نیز صورت گرفت.

 

* استراتژی جنگ‌های الکترونیکی

پژوهش ارائه شده توسط مرکز مطالعات امنیت قومی اسرائیل «استراتژی فراگیر و تمام عیاری” برای ورود موفق اسرائیل به جنگ‌های الکترونیکی با توجه به شرایط کنونی حاکم بر عرصه بین المللی ارائه می‌دهد که در آن بر «تکنولوژی اطلاعات” تکیه بسیاری شده است و این نکته‌ای است که دیگر کشورهای قدرتمند جهان نیز در جنگ الکترونیکی خود در عرصه بین المللی بر آن تاکید بسیار می‌کنند.

 

مقرر است، اتخاذ این استراتژی اهداف ذیل را برای اسرائیل محقق کند:

– ایجاد فضا و عرصه الکترونیکی امن در اسرائیل که به این رژیم اجازه می‌دهد، اهداف قومی خود را در عرصه‌های اداری و اقتصادی و اجتماعی و خارجی و غیره محقق کند.

– توجه به تقویت عوامل امنیتی در عرصه‌ الکترونیک.

 

همچنین قرار است اجرای این استراتژی با تکیه بر اصول و مبادی کاری زیر به اجرا گذاشته شود:

– بذل توجه ویژه به عرصه الکترونیکی به عنوان یکی از عرصه‌های قومی جدید اسرائیل که باید از آن به دفاع برخاست.

– ایجاد رهبری و فرماندهی و دستگاهی مرکزی برای اداره جنگ‌های الکترونیک.

– تدوین ساختاری الکترونیکی و منظومه امنیتی و قرار دادن آن در راس اولویت‌های امنیت قومی اسرائیل.

– ایجاد سیستم دفاعی الکترونیکی فعال و فراگیر.

– تقویت همکاری بخش عمومی و خصوصی در عرصه‌ منظومه‌های دفاع الکترونیک و گسترش این همکاری‌ها بویژه همکاری‌های امنیتی با طرف‌های خارجی.

 

* تاکید بر توجه به موضوع جنگ الکترونیک

همچنین این پژوهش تاکید ویژه‌ای بر این نکته می‌کند که مسئولان اسرائیلی باید به موضوع جنگ الکترونیک به عنوان یکی از جدیدترین عرصه‌های نبرد در عصر کنونی نگاه کرده و به ان توجه ویژه داشته باشد و این نوع از جنگ‌ها به حوزه استراتژی امنیت عمومی اسرائیل یا استراتژی جنگی و امنیتی آن افزوده شود و این دقیقا همان توصیه‌ای است که کمیته امنیتی متشکله توسط وزارت جنگ اسرائیل در آوریل ۲۰۰۶ به ریاست «دنی مریدور” بر آن تاکید داشت.

این پژوهش در پایان تاکید می‌کند، اسرائیل فرصت خوبی دارد تا در این عرصه از جنگ‌ها سرآمد بسیاری از کشورها باشد و به همین دلیل توصیه می‌کند که مقامات این رژیم توجه ویژه‌ای به این نوع از جنگ‌ها داشته باشند.


دادگاه جاسوس دستگیر شده سیا در ایران برگزار شد

جلسه رسیدگی به اتهامات امیر میرزایی حکمتی جاسوس بازداشت شده سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) در ایران، صبح امروز در شعبه 15 دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی صلواتی برگزار شد.

در این دادگاه نماینده مدعی العموم به قرائت کیفرخواست حکمتی پرداخت که مطابق این کیفرخواست، نامبرده به همکاری با دولت متخاصم آمریکا و همکاری با سرویس اطلاعاتی سیا علیه جمهوری اسلامی ایران با هدف نفوذ در سیستم اطلاعاتی و ورود به وزارت اطلاعات و مرتبط کردن جمهوری اسلامی ایران با فعالیت های تروریستی منطقه متهم شده است.

در جلسه دادگاه، قاضی صلواتی با اشاره به سوابق حکمتی و فعالیت های وی در شرکت های خصوصی اطلاعاتی دفاعی به پرسش از متهم در خصوص نحوه فعالیت های وی در عراق، افغانستان و ایران و انگیزه وی برای فعالیت اطلاعاتی علیه جمهوری اسلامی ایران پرداخته و متهم نیز در پاسخ به این پرسشها از خود دفاع کرد.

همچنین وکیل مدافع حکمتی نیز در این دادگاه به دفاع از موکل خود پرداخت.

شرح تفصیلی کیفرخواست، اتهامات وارده، سخنان متهم و دفاعیات وکیل متهم تا ساعتی دیگر در وبگردي 20:30 منتشر می شود.

آيا مي دانيد اولين صادرات عربستان چيست؟

عربستان سعودي يکي از بزرگترين حاميان و پرورش دهندگان تروريسم در جهان به شمار مي رود. نگاهي به فعاليت هاي اين کشور در عرصه داخلي و خارجي نشان مي دهد که عمده تروريست هاي منطقه اي و جهاني اصالتي سعودي دارند و يا تحت تأثير گرايش هاي وهابي عربستان قرار گرفته اند.
تروريسم در عربستان سعودي دو محور دارد که شامل تروريسم دولتي اين کشور و تروريسم غيردولتي است که تروريسم دولتي رژيم حاکم را مي توان در فعاليت هاي سرکوبگرانه اي ديد که اين روزها عليه مردم اين کشور و مخالفان حکومت استبدادي آل سعود اعمال مي شود؛ البته اين تنها جنبه نمود اين بخش از فعاليت هاي تروريستي دولت سعودي نيست؛ مخالفان دولت در بحرين و تظاهرکنندگان يمن نيز زخم اين تيغ تيز را بر تن خود ديده و شلاق آن را بر اندام خود احساس کرده اند.

تشريح کلي اين جنبه از تروريسم در عربستان موضوع اين گزارش نيست؛ اما توجه به اين نکته لازم به نظر مي رسد که عربستان با هر گونه انقلاب مردمي که در محيط اطراف خود به وقوع بپيوندد مخالفت مي کند، البته با اين شرط که اين انقلاب واقعاً جنبه داخلي و مردمي داشته و در مقابل ستم و ديکتاتوري سران فاسد نظام برخاسته باشد، اما ملاحظه مي کنيم که رياض در قبال سوريه موضعي کاملاً متفاوت به خود مي گيرد و تمام امکانات دولتي و بازوهاي تروريستي خود را در اين کشور بسيج کرده تا بتواند به تحقق اهداف غرب در دمشق کمک کند.

جنبه دوم تروريسم در عربستان، تشکيل سازمان هاي تروريستي بين المللي نظير القاعده و طالبان است که سران آن عمدتاً اصالتي سعودي دارند. گرايش هاي وهابيت به عنوان شاخه ساختگي از دين اسلام و وابستگي هاي خاندان حاکم سعودي به قدرت هاي غربي تأثير زيادي در استفاده از اين اهرم براي اعمال فشار عليه کشورهاي ديگر داشته است.

خاستگاه فکري اين شبکه هاي تروريستي عمدتاً به گرايش هاي خردگريز برمي گردد. مهم ترين اين گرايش ها در تاريخ تمدن اسلامي، خوارج، متکلمان اشعري و فقهاي قشري هستند. وهابيت به عنوان اصلي ترين حامي و تغذيه کننده ايدئولوژيک اين شبکه ها از اين ايده ها براي پيشبرد هدف هاي خود استفاده مي کند.

ابعاد فعاليت هاي تروريستي آل سعود در جهان
براي دقت نظر بيشتر در نقش عربستان سعودي در تقويت سازمان هاي تروريستي در جهان به اختصار به بخشي از اين فعاليت ها اشاره مي کنيم:

پاکستان و افغانستان: اين دو کشور به علت سابقه طولاني در ناامني و هرج و مرج و نفوذ مدارس ديني وهابي و حضور سازمانهايي نظير القاعده و طالبان در آن مرکزيت فعاليت هاي تروريستي عربستان را به خود اختصاص داده اند، گفته مي شود بيش از سه ميليون محصل وهابي در پاکستان و صدها هزار محصل در افغانستان مشغول تحصيل در مدارس وهابي عربستان هستند.

فلسطين و لبنان: نيروهاي وابسته به عربستان در غزه که خود را مسلمانان تندرو مي‌نامند و با شکل و شمايلي از سلفي‌ها و وهابي‌ها ظاهر مي‌شوند، سعي مي‌کنند چهره خشني از اسلام نشان داده تا از محبوبيت حماس در فلسطين بکاهند و تمايل مردم را به سمت گروه فتح به عنوان متحد عربستان جلب کنند. گروه هاي «جند الشام» و «فتح الاسلام» در لبنان نيز شاخه‌اي فعال وابسته به عربستان سعودي بودند که البته با واکنش سريع نيروهاي ارتش لبنان سرکوب شده اند.

سوريه: با اوج گرفتن بحران داخلي در سوريه فعاليت هاي تروريستي عربستان در اين کشور نيز شدت گرفته است. عربستان در اين راستا از سويي با کمک هاي مالي و انساني به ناامني و آشوب در سوريه دامن زده و از سوي ديگر نيز در کنار قطر رهبري تقابل سياسي عربي عليه اين کشور را در دست گرفته است. تشکيل گروه هاي وهابي مسلح در سوريه که با حمايت مالي و نظامي آل سعود، تغذيه مي شوند و بمب گذاري در پايتخت و ديگر شهرها و کشتار علويان و ربايش و شکنجه شيعيان را در کارنامه خود دارند، از جمله مظاهر لجستيک مادي و معنوي رژيم سعودي در منطقه شام به شمار مي آيد. مشرق، در صدد است به ياري خدا، طي گزارش هاي جداگانه، به بررسي موشکافانه ريشه ها، گستره و حجم و تنوع فعاليت هاي سلفي هاي وهابي در سوريه بپردازد.

عراق: عراق هم اکنون هسته اصلي دخالت‌هاي حکومت عربستان سعودي در منطقه خاورميانه است. بر اساس شواهد و قرائن بسيار که دولت عراق نيز بارها به آن اشاره کرده، دولت عربستان سعودي مغز متفکر و مجري انفجارهاي خونين عراق است؛ پول‌هاي عربستان و آموزش نيروهاي القاعده سرنوشت تلخي را براي اين کشور محروم رقم زده است. صدها انفجاري که بويژه از حدود 10 سال پيش به اين سو در عراق آغاز شده و بر تنوع و تعدد آن افزوده شده است، از جمله نقشه هايي است که آل سعود با حمايت مالي و تسليحاتي و فکري از وهابيوني که عمدتاً در خارج از عراق نشو و نما يافته اند، به انجام رسانده است.

آسياي ميانه، قفقاز و شبه قاره هند: عربستان سعودي در قفقاز، آذربايجان و آسياي ميانه نيز بشدت فعال است و در ترورهاي صورت گرفته در منطقه چچن نقش عمده‌اي را بازي کرده است. اين توطئه ها عمدتاً از طريق پاکستان و افغانستان برنامه ريزي مي شود و دامنه آن تا کشورهاي شمال آفريقا، خاورميانه و شبه قاره هند نيز مي رسد که نمونه آن ده ها انفجار، گروگان گيري و عمليات هاي تروريستي عليه غيرنظاميان در قفقاز بوده است. هم اکنون هزاران تن از نوجوانان و جوانان قفقازي و شهروندان آسياي ميانه با هزينه و تشويقات مادي رژيم سعودي، از کشورهاي خود عازم دانشگاه هاي وهابي عربستان شده اند تا براي تبليغ وهابيت و ترويج تروريسم به کشورهاي خود باز گردند.

سومالي و الجزاير: دولت عربستان به صورت آشکار در دو کشور عربي آفريقايي سومالي و الجزاير دخالت مستقيم دارد، گروهي به نام «عدالت‌گستران جوان اسلامي» در سومالي هم اينک به منبع اصلي تشنج و ناآرامي در اين کشور و ايجاد بي‌ثباتي در شمال آفريقا تبديل شده‌اند که توسط حکومت اريتره که بشدت از سوي رياض مورد حمايت قرار دارد، تقويت مي شوند و دست به اعمال خشونت‌آميز مي‌زنند.
سازمان هاي تروريستي نظير القاعده همچنين با داشتن تروريست هايي در تمام جهان قادر است تا هدف هاي متفرقه اي را در هر کشور جهان مورد حمله قرار دهد. اين اهداف البته بر اساس راهبردهاي عربستان و غرب بويژه آمريکا تعيين مي شود.

انگيزه هاي آل سعود از تقويت سازمان هاي تروريستي
مقابله با نفوذ سياسي- مذهبي ايران به عنوان ام القراي جهان تشيع، اصلي ترين هدف عربستان سعودي در تشکيل سازمان هاي تروريستي و حمايت از تروريسم دولتي در منطقه و جهان است. رژيم حاکم بر اين کشور به عنوان ابزار آمريکا و رژيم صهيونيستي، در جهت تلاش براي کم کردن نقش جمهوري اسلامي ايران به عنوان مرکز مقابله با کفر و استکبار جهاني و محور وحدت امت اسلام، تبليغ و ترويج وهابيت را در جوامع اسلامي در دستور کار قرار داده است. البته ريشه اين طرح را بايد در پروژه هاي آمريکايي جست که براي کاهش نفوذ ايران به دنبال ايجاد رقباي سياسي نظير ترکيه و رقباي مذهبي نظير وهابيت سعودي در منطقه بوده است. اين توطئه، علاوه بر اينکه مي تواند بسياري از جريان هاي اسلامگرا را از توجه به ايران بازدارد، به دنبال ايجاد شکاف در انديشه هاي اسلام ناب نيز بوده و مي خواهد اسلام فعال و پوياي سياسي را با شائبه هاي تروريسم و خشونت و افراط گرايي آلوده کند.

مقامات سعودي از آنجا که با تشکيل دولت استبدادي هيچ پشتيبان مردمي براي خود ندارند، براي بقاي حاکميت خود مجبور به اطاعت از قدرت هاي خارجي هستند تا با حمايت آنها زمام امور کشور را همچنان در اختيار داشته باشند. در همين راستا رويکرد هيئت حاکمه و دستگاه هاي امنيتي عربستان، نسبت به سازمان هايي نظير القاعده معمولاً مثبت بوده است. سازمان امنيت عربستان به رياست شاهزاده «ترکي الفيصل» در زمان تشکيل القاعده همکاري مؤثري انجام داد. خود بن لادن هم به صراحت بيان مي کرد که اسلحه اين شبکه توسط آمريکايي ها و با پول سعودي ها تأمين مي شود. به اذعان رسانه هاي سعودي، هم اکنون نيز بسياري از مفتي ها و شاهزادگان سعودي، هزينه هاي سرسام آور عمليات هاي تروريستي بويژه عليه شيعيان در عراق و پاکستان و افغانستان را تأمين مي کنند. البته گاه نيز افراط گري برخي عناصر خودسر القاعده، دامنگير خود عربستان نيز شده و منابع آن را به هدر داده است اما اين نيز باعث نشده که آل سعود از حمايت از اين شبکه وهابي دست بردارد.

به گزارش مشرق، از سوي ديگر مقامات آل سعود براي فرسايش توان راديکال هاي وهابي در عربستان و براي اينکه آنها عليه دولت ليبرال اين کشور اقدامي نکنند، توجه اين جريان ها را به خارج از مرزهاي خود جلب مي کنند تا از خطرات آنها براي دولت خود در امان باشند.
بنابراين عربستان با تقويت اين گروه ها در خارج از مرزهاي خود، بحران را از داخل به خارج هدايت کرده تا خود را از دردسر احتمالي راديکال ها و جريان سلفي در امنيت کامل نگه دارد.

حمايت عربستان از اين شبکه ها همچنين در جهت تبليغ وهابيت و مقابله با پيشرفت روز افزون اسلام خواهي در جهان بوده است، به همين علت سعودي ها علاوه بر حمايت از گروه هاي تروريستي، کشورهاي غربي را از وارد شدن به جنگ عليه جنبش هاي تحت حمايت خود بر حذر مي داشتند. مدارس ديني وهابي ها در کشورهاي آسيايي بويژه افغانستان و پاکستان نقش مهمي در اين زمينه ايفا مي کند. دانش آموختگان اين مدارس عمدتاً به گروه هاي جهادي و تروريستي مي پيوندند.

اين کشور همچنين فعاليت هاي تروريستي زيادي را در کشورهاي شيعه نشين بويژه عراق که از حاکميت مقتدر سياسي برخوردار نيست، انجام مي دهند تا آنها را از کنترل روند امنيتي کشور بازدارند. به عنوان مثال هفته نامه ساندي تايمز در يکي از مطالب خود در مورد فعاليت هاي تروريستي عربستان در عراق نوشت که نيمي از تروريست هايي كه در پايگاه آمريكايي كروبر عراق بازداشت هستند سعودي تبارند. اين هفته نامه تأكيد كرده است که نواري صوتي با صداي شيخ «صالح اللحيدان» مفتي سعودي و مسؤول عالي قضايي عربستان در اختيار دارد که وي در آن جوانان عربستاني را به انجام اقدامات تروريستي در عراق دعوت كرده است.

ايجاد موج وحشت در جهان بر اساس يکي از پروتکل هاي تأسيس رژيم صهيونيستي از ديگر اهدافي است که اين سازمان هاي تروريستي دنبال مي کنند. جالب اينجاست که اين سازمان هاي به ظاهر اسلامي که تاکنون هيچ هدف صهيونيستي را تهديد و ترور نکرده اند، درست در راستاي اهداف برنامه ريزي شده رژيم صهيونيستي فعاليت مي کنند. صهيونيست ها ب صراحت در پروتکل نهم خود اعتراف مي‌کنند: «موجهاي وحشت که مصيبتِ آن، مردم را در برگرفته از ما برخاسته است.»

ايجاد اختلاف و درگيري هاي فرقه اي و مذهبي در جهان اسلام انگيزه ديگر وهابي ها از تشکيل اين گروه ها و ايجاد بنيادگرايان وهابي است. افراطيون وهابي در اين راستا علاوه بر تلاش براي ايجاد جنگ داخلي با توسل به حربه تکفير، به مبارزه با تمامي مذاهب و فرقه هاي اسلامي غير از خود رفته و به جز خويش، ساير گروه ها را يکسره باطل و کافر و ريختن خون آنان را واجب مي پندارد. آنها شيعيان را هم رافضي و کافر مي دانند و از وجوب جهاد عليه رافضي هاي کافر شيعي و مجوس هاي صفوي سخن به ميان مي آورند!

روابط پنهان وهابيت با صهيونيسم
وهابيت آل سعود را بي شک همپاي رژيم صهيونيستي، مي توان شرورترين رژيم منطقه به شمار آورد. شرارت موجود در اين دو از آنجا ناشي مي شود که ريشه هر دوي آنها در استعمار غرب و اروپا قرار دارد و هم وهابيت و هم صهيونيسم زاييده تفکر شيطاني و فراماسونري غرب بويژه با مرکزيت بريتانيا در تسلط بر کشورهاي منطقه است و همين موضع مشترک روابطي را ميان اين دو به وجود آورده که البته بايد براي پيشبرد اين نقشه ها در خفا باقي بماند.

بسياري از علماي شيعه و سني و تاريخ شناسان معاصر، ريشه تأسيس وهابيت را از افکار صهيونيستي مي دانند. «ناصر السعيد» در کتاب «صفحة عن آل سعود، الوهابيين و آراء علما السنة في الوهابية» ، در مورد «محمد بن عبدالوهاب»، بنيانگزار فرقه وهابيت مي نويسد: «پدر بزرگ محمد بن عبدالوهاب، يک يهودي به نام «سليمان قرقوزي» بود که از ترکيه به حجاز مهاجرت کرده بود. اين کتاب در مورد خاندان سعودي که مدت دو قرن است بر حجاز حکومت مي رانند نيز تأکيد کرده است که نام جد يهودي خاندان آل سعود که خود را به مسلماني زد، «موردخاي بن ابراهيم بن موسي» بود که از يهوديان بصره بوده است.

ملک فيصل يکي از مقامات سعودي بود که در دهه 70 قرن گذشته نيز با افتخار از اصالت يهودي آل سعود سخن مي گفت و تلاش مي کرد تا اين موضوع را ثابت کند. البته وي مسير بازگشت به اسلام را نيز با تزوير حفظ مي کرد. وي مي گفت: «پيوند آل سعود با يهوديت، به ريشه مشترک سامي اين دو بازمي گردد.» اين مطلب در روزنامه واشنگتن پست 17 سپتامبر 1969 ميلادي و همچنين برخي روزنامه هاي عربي مثل الحيات نيز منتشر شده است.وي همچنين آشکارا تصريح مي کرد: «ما و يهود، پسر عمو هستيم! لذا راضي نشديم آن گونه که برخي مي خواستند آنها را در دريا غرق کنيم، بلکه مي خواهيم با آنها در فضاي صلح و امنيت زندگي کنيم!»

شايد به همين دليل باشد که رژيم حاکم بر عربستان سعودي، تنها حکومتي باشد که تا کنون هيچ اعتراضي به تداوم اشغال جزاير مهم و استراتژيک خود از سوي رژيم صهيونيستي نشان نداده و به غصب آنها توسط اين رژيم رضايت داده است.

شايد بتوان گفت غير از عربستان سعودي، دومين جرياني که از گسترش سازمان هاي تروريستي تحت نظر وهابيت سعودي سود مي برد، رژيم صهيونيستي است. اين منافع را در چند بعد مي توان ديد که اتفاقاً شباهت هاي زيادي به اهداف سعودي ها از گسترش سازمان هاي تروريستي دارد: ايجاد اختلاف و جنگ داخلي ميان اهل سنت و شيعيان، ايجاد فضاي رعب و وحشت در جهان و ممانعت از گرايش روز افزون مردم جهان به اسلام و مقابله با نفوذ ايران تنها بخشي از ابعاد اين منافع گسترده را شکل مي دهد.

در همين راستا سياستمداران رژيم صهيونيستي رسماً ابراز اميدواري كرده اند که شيعيان و سنّي ها آن قدر با يكديگر در منطقه بجنگند تا هر دو از بين بروند و منطقه متعلق به صهيونيست ها گردد. جالب است که به فاصلۀ چند ماه از اين اظهار نظر، دومين مرجع مذهبي فرقۀ وهابيّت در فوريۀ 2007 ميلادي فتواي تخريب مساجد و مرقدهاي مقدّس شيعيان را صادر کرد.

سرکرده فعاليت هاي تروريستي آل سعود در جهان
«بندر بن سلطان بن عبدالعزيز آل سعود» مهندس و طراح اصلي فعاليت هاي تروريستي عربستان سعودي در جهان به شمار مي رود. اين فرد بنوعي رهبر اصلي تمام گروه هاي تروريستي است که بصورت مستقيم يا غير مستقيم زير نظر عربستان سعودي کار مي کنند. بندر به مدت 23 سال سفير عربستان سعودي در آمريكا بود و ارتباطات بسيار نزدکي با مقامات آمريكايي و لابي‌هاي صهيونيستي در اين كشور برقرار كرده است.

بندر از راه دور دستورات مستقيمي در عزل و نصب‌هاي مقامات و رهبران القاعده مي‌دهد و با گماردن تعدادي از عناصر و افسران اطلاعاتي عربستان در پست‌هاي فرماندهي القاعده هر چه بيشتر سعي مي‌كند تا همراهي اين گروه‌هاي تروريستي با سازمان جاسوسي عربستان را حفظ كند. پايگاه خبري عراقي «براثا » پارسال سندي را منتشر كرد كه نشان مي‌دهد بن سلطان كه تجهيز و فرماندهي گروه‌هاي تروريستي در منطقه را بر عهده دارد، بعد از مرگ «ابوعمر البغدادي»، «ابوايوب المصري» فرمانده جديد القاعده در عراق را تعيين كرده است و عناصر آن را با سلاح و پول تجهيز نموده است. از مهم ترين اقدامات تروريستي بندر، ترور ناکام مرحوم علامه «سيد محمدحسين فضل الله» و ترور حاج عماد مغنيه فرمانده ارشد حزب‌الله لبنان بود که جزئيات آن، در رسانه ها منتشر شد.

به نظر مي رسد اکنون با اوج گيري زوال و انحطاط رژيم آل سعود و تشديد بحران هاي داخلي و قيام مردم اين کشور عليه خاندان حاکم که روز به روز تقويت مي شود، سعودي ها براي تداوم بقاي خود و به عقب انداختن لحظه سقوط رژيم وهابي اين کشور، دست به دامان آمريکا و رژيم صهيونيستي شده اند تا با تضعيف دولت سوريه از طريق حمايت هاي مالي، سياسي، فکري و نظامي از يک سو و تضعيف دولت عراق با استفاده از حمايت از عناصر وابسته به خود مانند «طارق الهاشمي» و ديگر همفکران خود در حکومت عراق و نيز تشديد عمليات هاي تروريستي و بمب گذاري ها در اين کشور، زمينه را براي نجات يافتن از غرق شدن در گرداب جمود و استبداد، فراهم مي کنند که دستيابي به اين هدف، با توجه به سير قيام هاي مردمي در منطقه و رشد گرايش به اسلام اصيل، بسيار دور از دسترس خواهد بود.


سارکوزی؛ از جاسوسی موساد تا ریاست‌جمهوری فرانسه

نیکلا سارکوزی بیست و سومین رئیس جمهور فرانسه است که در 16 می 2007 بر این مسند تکیه زد.
وی در 28 ژانویه 1955 از پدری لهستانی و مادری فرانسوی-یونانی با ریشه یهودی متولد شد. سارکوزی دارای فوق لیسانس حقوق خصوصی و مدرک علوم سیاسی از موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی پاریس است. وی قبل از ریاست جمهوری رهبری اتحاد برای جنبش مردمی (UMP) را بر عهده داشت. سارکوزی فعالیت‌های سیاسی خود را از سال 1977 با تصدی پست مشاور شهردار شهر نویی‌سورسن فرانسه آغاز کرد و از آن پس پست‌هایی چون: شهردار، نماینده مجلس وغیره را در اختیار داشت. وی قبل از ریاست جمهوری در سمت‌های مختلفی فعالیت کرده که عبارتند از: وزیر بودجه و دارایی، وزیر ارتباطات، سخنگوی دولت، وزیر کشور، وزیر اقتصاد، دارایی ‌و صنایع و وزیر کشور.

وی سه بار تاکنون ازدواج کرده است. همسر کنونی وی یک خواننده، مدل عکاسی و هنرپیشه ایتالیایی به نام کارلا برونی است که پس از انتخاب سارکوزی به ریاست‌جمهوری فرانسه در کاخ الیزه با وی ازدواج نمود. سارکوزی ثروت خود را بالغ بر 2 میلیون یورو اعلام کرده است. یکی از اولین اقدامات وی به عنوان رئیس‌جمهور فرانسه این بود که دستمزد سالیانه خود را از 101 هزار یورو در سال به 240 هزار یورو افزایش داد.
سارکوزی در حوزه تعداد رسوایی‌ها یکی از معروف‌ترین رؤسای جمهوری حال حاضر جهان است. وی در کنار سیلویو برلوسکونی، نخست‌وزیر مستعفی ایتالیا، بارها به علت رسوایی‌هایی که بار آورده‌اند سوژه مطبوعات و رسانه‌ها گشته‌اند. البته برخی از این رسوایی‌ها به مانند جاسوسی سارکوزی برای اسرائیل و یا روابط پنهانی وی با وزیر محیط زیست هیچگاه آنگونه که باید در رسانه‌های فرانسه و اروپا مطرح نگشتند. در گزارش حاضر مشهورترین رسوایی‌های نیکلاس سارکوزی به صورت اجمالی در اختیار خوانندگان مشرق قرار می‌گیرد.

روزنامه معروف فیگارو طی مقاله‌ای در نوامبر 2007 فاش ساخت که رئیس‌جمهور فرانسه برای مدتی مدید به عنوان یک سایان، لغت عبری برای «همکار» در خدمت رژیم صهیونیستی بوده است. به گفته ویکتور استروسکی (Victor Ostrovsk)، جاسوس سابق اسرائیلی، سایان‌ها که نقش‌های بسیاری می‌توانند داشته باشند عبارت از شهروندان یهودی دیگر کشورها و یا اقوام و آشنایان آنها هستند که به موساد یاری می‌رسانند.
به نوشته روزنامه فیگارو، پلیس فرانسه اندکی قبل از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری فرانسه در سال 2007 نامه‌ای دریافت کرد که در آن جزئیات نحوه همکاری سارکوزی با موساد تشریح شده بود اما از انتشار این نامه و یا حتی اخبار مربوط به آن جلوگیری کرد. در این نامه چنین قید شده بود که فعالیت‌های جاسوسی سارکوزی از سال 1983 آغاز شده است.

بلافاصله پس از افشاگری‌های روزنامه فیگارو، ایهود اولمرت، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، به فرانسه سفر کرد تا در مورد مسأله هسته‌ای ایران با مقامات این کشور گفتگو کند. این امر باعث پدید آمدن سؤالات بیشتری پیرامون این گزارش گردید.
تحلیلگران معتقدند که سارکوزی از زمان نشستن بر مسند ریاست جمهوری در ماه می 2007 هرآنچه در توان داشته انجام داده تا وفاداری خود را نسبت به آمریکا و اسرائیل ثابت کند. سایان سارکوزی هر گامی که کاخ سفید برداشته است را تعقیب نموده و رویکردی خصمانه نسبت به فعالیت‌های هسته‌ای صلح‌آمیز ایران اتخاذ کرده است.

بر اساس آنچه که نویسنده نامه مذکور بیان داشته، در سال 1978، دولت مناخیم بگین دستور داد تا به حزب گلیست نفوذ شده و در آن شرکایی برای اسرائیل پیدا شود. این عملیات توسط یک استاد جاسوسی اسرائیلی به نام رافائل ایتان (Rafael Eytan) هدایت شد. در وهله اول سه شهروند فرانسوی برای همکاری انتخاب شدند. این افراد عبارت بودند از: پاتریک بالکانی (Patrick Balkany)، پاتریک دواژیان (Patrick Devedjian) و پیره للوشه (Pierre Lellouche). پاتریک بالکانی در سال 1983، سارکوزی را که به صورت یک «جوان آینده‌دار» معرفی می‌کرد به عنوان چهارمین مرد به عضویت موساد درآورد.

رسوایی بتنکورت

در سال 2009، یکی از حسابداران لیلین بتنکورت (Liliane Bettencourt)، ثروتمندترین زن فرانسه، ادعا نمود که وارث شرکت آرایشی و بهداشتی آوریل (LOreal) در سال 2007 مبالغ هنگفتی پول به صورت غیرقانونی به ستاد انتخاباتی سارکوزی اهدا کرده است.
وی اعلام نمود که کارکنان خانم بتنکورت پاکتی حاوی 150/000 یورو را به اریک وورث (Eric Woerth)، مدیر مالی ستاد انتخاباتی سارکوزی و وزیر سابق اشتغال فرانسه داده‌اند. در فرانسه اهدای بیش از 4/000 پوند از جانب افراد حقیقی به نامزدهای ریاست جمهوری ممنوع است. تحقیقات در مورد این مسأله تاکنون به جایی نرسیده است. سارکوزی و مدیر مالی ستاد انتخاباتی وی نیز این ادعاها را تکذیب کرده‌اند.

رسوایی تاپی
کریستین لاگارد (Christine Lagarde)، که پس از رسوایی جنسی دومینیک اشتراوس (Dominique Strauss)، ریاست صندوف بین‌المللی پول را بر عهده گرفت به علت صدور مجوز برای پرداخت 270 میلیون پوند به یکی از حامیان بزرگ سارکوزی تحت تعقیب قضایی قرار گرفت.

وی در زمان انجام این کار وزیر امور مالی فرانسه بود. به گفته مقامات قضایی فرانسه خانم لاگارد در زمان حضور در وزارت امور مالی از سمت خود سوء استفاده نموده است تا به برنارد تاپی(Bernard Tapie)، سرمایه‌دار جنجال برانگیز فرانسوی، کمک نماید.

وی متهم است که به نفع آقای تاپی، یک دلال مسابقات فوتبال که مالیات‌های خود را پرداخت نکرده بود، به صورت غیر قانونی مداخله نموده است. تاپی یکی از حامیان مالی عمده حزب سارکوزی است.

رسوایی کراچی‌گیت

سارکوزی همچنین در پرونده پرداخت رشوه به مقامات پاکستانی طی معامله 800 میلیون یورویی (707 میلیون پوندی) فروش زیردریایی‌های فرانسوی آگوستا 90بی در سال 1994 دخیل است. 80 میلیون یورو از مبلغی که به عنوان «کمیسیون» به مقامات ارشد پاکستانی پرداخت شده بود به فرانسه برگشت داده شده و به صندوق ستاد انتخاباتی ادوارد بالادور، نخست‌وزیر وقت فرانسه و نامزد شکست خورده ریاست‌جمهوری، واریز شد. سارکوزی در آن زمان وزیر بودجه و سخنگوی ستاد انتخاباتی بالادور بود.

گفته می‌شود پس از اینکه ژاک شیراک در ماه می 1995 به ریاست جمهوری رسید، پرداخت مابقی «کمیسیون» پاکستانی‌ها را به منظور تنبیه رقیب انتخاباتی خود یعنی بالادور متوقف نمود. لغو پرداخت این مبلغ با انفجار اتوبوسی در شهر کراچی که منجر به کشته شدن 11 مهندس فرانسوی و 4 پاکستانی شد، مرتبط دانسته می‌شود.

رسوایی پرکز
در سال 2010، سارکوزی مجبور شد به مقامات دولت خود دستور داد که هزینه‌های خود را کاهش دهند. این امر پس از افشای رسوایی‌هایی روی داد که بنا بر آنها مقامات دولت وی متهم به ولخرجی و اسراف شدند.

متعاقب این اتهامات وزیر توسعه سارکوزی مجبور به استعفاء شد. وی در حدود 116/500 یورو (96/000پوند) را صرف کرایه یک هواپیمای جت خصوصی برای سفر به مارتینیک کرده بود. وزیر اقتصاد منطقه‌ای سارکوزی نیز پس از اینکه مشخص گشت 12/000 یورو (9/759 پوند) از پول مالیات دهندگان را صرف خرید سیگارهای برگ هاوانا کرده است.

رشوه سارکوزی به سعودی‌ها
سارکوزی مشارکت فعالی در یک رسوایی قدیمی در دهه 1990 دارد که شامل ارائه رشوه برای خرید هواپیماهای ایرباس توسط دولت سعودی بود. دولت فرانسه که در آن زمان توسط ادوارد بالادور، نخس‌وزیر وقت و مرشد سیاسی سارکوزی اداره می‌شد، تصمیم گرفت در ازای انعقاد قراردادی شش میلیارد دلاری با عربستان برای فروش هواپیماهای مسافربری، به مقامات این کشور رشوه دهد. سارکوزی که در آن زمان وزارت خزانه‌داری را بر عهده داشت، مأموریت ارائه رشوه به یکی از شاهزادگان رده بالای عربستان را بر عهده گرفت.

با این حال بالادور نمی‌دانست که دولت کلینتون از انعقاد قرارداد شرکت بوئینگ با عربستان حمایت می‌کند و اینکه آژانس امنیت ملی آمریکا مکالمات تلفنی بین بالادور و سارکوزی را استراق سمع نموده و از پیشنهاد آنها برای پرداخت رشوه به مقامات سعودی در ازای انعقاد قرارداد با ایرباس آگاه است. در پایان ماجرا مقامات سعودی از انجام معامله با سارکوزی و بالادور انصراف دادند.

رسوایی‌های اخلاقی سارکوزی و همسرش، داستانی که در بایکوت خبری قرار گرفت
چندین سال پس از قرار ملاقات بین نیکلاس سارکوزی و کارلا برونی، مدل و خواننده ایتالیایی، در دیزنی‌لند و ازدواج متعاقب آنها، گزارشاتی در فضای اینترنتی مبنی بر روابط نامشروع این دو نفر با افراد دیگر منتشر شد. به نوشته وب‌سایت‌ها، کارلا برونی با بنیامین بیولای، خواننده فرانسوی، رابطه داشته و حتی مدتی را با وی برای گذراندن تعطیلات به تایلند سفر کرده بود که پس از درخواست سارکوزی این سفر را نیمه‌کاره رها نموده و به فرانسه بازمی‌گردد.
البته کارلا برونی ید طولایی در برقراری روابط عاشقانه دارد و قبل از سارکوزی نیز با افرادی بسیاری رابطه داشت که عبارتند از: لوئیز برتیناگ، خواننده و گیتاریست فرانسوی؛ مارک جگر، آهنگساز، ترانه‌نویس و خواننده انگلیسی؛ اریک کلاپتون، خواننده و گیتاریست انگلیسی؛ چارلز برلینگ، کارگردان، هنرپیشه و سناریونویس فرانسوی؛ آرنو کلارسفلد ، وکیل فرانسوی؛ وینسنت پرز ، کارگردان و هنرپیشه سوئیسی-فرانسوی؛ و لورنت فابیوس، نخست‌‌وزیر سابق فرانسه.

در گزارش‌ها همچنین چنین قید شده بود که سارکوزی نیز با شانتال یوانو (Chantal Jouanno)، وزیر 40 ساله محیط زیست کابینه‌اش ارتباط نامشروع دارد. اما رسانه‌‌های فرانسوی در مورد مسائل شخصی سیاستمداران منتخب‌شان بی‌تفاوت هستند و به همین دیل هیچ پرسشی در این حوزه مطرح نگردید.

دومینیک مویسی (Dominique Moisi)، متخصص امور سیاسی فرانسه در مؤسسه روابط خارجی فرانسه می‌گوید: «روزنامه‌نگارها اغلب در مورد شایعات نجوا می‌کنند اما هیچگاه آنها را منتشر نمی‌کنند زیرا نمی‌خواهند روابط خود را با سیاستمدارها خراب کنند.» در گزارش‌ها چنین آمده است که آلن گنستار (Alain Genestar)، سردبیر سابق نشریه «پاریس مَچ» (Paris Match) پس از انتشار مقاله و تصاویری در مورد روابط سیسیلیا، همسر سابق سارکوزی، با ریچارد آتیاس (Richard Attias) از کار برکنار شد.

حمله لفظی سارکوزی به ایران برای دلجویی از اسرائیل
باراك اوباما، رئيس‌جمهوري آمريكا و نيكولا ساركوزی، همتای فرانسوی وی در نشستی خصوصی پس از گفت‌وگو با خبرنگاران در اجلاس گروه 20 در حالی كه ميكروفن‌هايشان روشن بود، اظهاراتی را عليه بنيامين نتانياهو، نخست‌وزير رژيم صهيونيستی بيان كرده‌اند. مكالمه ساركوزی و اوباما، ابتدا با گلايه اوباما از اين مساله آغاز شد كه چرا فرانسه به واشنگتن اطلاع نداده كه به نفع عضويت فلسطين در سازمان يونسكو رای خواهد داد. پس از آن آنها در خصوص بنيامين نتانياهو به بحث پرداختند و بخشی از بحث‌های آنها در وب‌سايت فرانسوی «اره سور ايماژ» افشا شد.
ساركوزی در اين مكالمه تصريح كرده » نمی‌توانم نتانياهو را تحمل كنم، وی يك دروغگو است».
پس از آن اوباما به وی پاسخ داده،‌ «اگر تو از او خسته شده‌ای، من مجبورم هر روز با او تعامل داشته باشم».

پس از این اظهارات سیل انتقادات و فشارها از جانب محافل صهیونیستی به سوی سارکوزی سرازیر شد و وی به منظور دلجویی از نتاتیاهو نامه‌ای به وی نوشته و در آن حملات تندی را متوجه برنامه‌ هسته‌ای ایران نمود. در این نامه که توسط خود سارکوزی نوشته شده بود، وی با شدت هرچه تمام به تهران حمله کرده و ایران را متهم به انتشار «تبلیغات دروغین» نموده و به اسرائیل قول داده است که فرانسه سعی خواهد کرد تحریم‌هایی بی‌سابقه علیه ایران به راه اندازد. وی طی این نامه اعلام نمود که فرانسه در حوزه تحریم‌ها همکاری نزدیکی با اسرائیل خواهد داشت و بدین ترتیب این جاسوس سابق سیا چراغ سبز خود را در مورد تقاضای اسرائیل برای اعمال تحریم‌های شدیدتر نشان داد.

سارکوزی و فریب کاربران فیس‌بوک
سارکوزی در سال 2009 راهی برلین شد تا در مراسم بیستمین سالگرد فروپاشی دیوار برلین در 9 نوامبر 1989، شرکت کند. وی قبل از سفر تصویری در صفحه فیس‌بوک خود قرار داد که به زودی جنجال برانگیز شد. در این تصویر، سارکوزی 34 ساله که در آن زمان نماینده مجلس فرانسه بود در مقابل بخشی از دیوار برلین ایستاده است. وی در توضیح این عکس چنین ادعا کرده که در آن زمان با عجله از پاریس راهی برلین شد تا شاهد آفرینش تاریخ (فروپاشی دیوار برلین) باشد. وی سپس به تشریح جزئیات روز مذکور می‌پردازد و اینکه چگونه در کنار جمعیتی زیاد شاهد فروپاشی دیوار بوده و حتی تکه‌ای از آن را نیز به رسم یادگاری برای خود برداشته است. اما نکته اینجاست که در این عکس فرانسیس فیلون (Francois Fillon)، نخست‌وزیر کنونی و نماینده سابق مجلس، و نیز آلن ژوپیه (Alain Juppe) نخست‌وزیر اسبق فرانسه نیز حضور داشتند. به گفته ناظرین فیلون در روز نه نوامبر در مجلس حضور داشت و نمی‌توانسته در کنار دیوار برلین باشد.

از طرف دیگر ژوپیه نیز روز بعد در تلویزیون فرانسه سخنرانی کرد اما هیچ اشاره‌ای به حضور خود در برلین نکرد. هیچ شکی نیست که سارکوزی 20 سال پیش در برلین بوده اما منتقدین معتقدند که سارکوزی سعی نموده تا با دستکاری تاریخ بار دیگر توجه رسانه‌ها را به خود جلب نموده و خود را در مرکز حوادث جهان قرار دهد.