بایگانی ماهانه: اکتبر 2012

بهره برداری از VPN بومی

رئیس سازمان پدافند غیرعامل کشور از رونمایی از سند راهبردی دفاع سایبری و نیز بهره برداری از پروژه VPN بومی به عنوان دو پروژه هفته پدافند غیرعامل خبر داد.

سردار غلامرضا جلالی با اشاره به برنامه های هفته پدافند غیرعامل که در محورهای مختلفی چون آموزش، تبلیغات و رزمایش آمادگی برگزار می شود، اظهار داشت: در چهارمین روز از هفته پدافند غیرعامل و برگزاری مانور دفاع سایبری از سند راهبردی دفاع سایبری نیز رونمایی خواهد شد.
وی با بیان اینکه روز چهارم هفته پدافند غیرعامل با عنوان روز دفاع سایبری و فناوریهای نوین نامگذاری شده است، ادامه داد: سند راهبردی دفاع سایبری به کمک اساتید و متخصصان داخلی کشور در یک بازه زمانی طراحی و تدوین شده که در آن مدل جدیدی از مباحث دفاع سایبری ارائه شده است.
وی شناخت تهدیدات سایبری را یکی از مباحث مدنظر در این سند راهبردی عنوان کرد و گفت: در آخرین روز از هفته پدافند غیرعامل و با هدف افزایش امنیت در فضای سایبر پروژه «VPN بومی» نیز به بهره برداری خواهد رسید.
سردار جلالی با تاکید بر اینکه در کنار برگزاری رزمایشها برای ایجاد آمادگی دفاع سایبری در کشور از محصولات سایبری همچون VPN بومی نیز رونمایی خواهد شد در پاسخ به مهر گفت: جزئیات بیشتر از بهره برداری از این پروژه همزمان با مراسم رونمایی از آن اعلام خواهد شد.
به گزارش مهر،‌ هفته پدافند غیرعامل از روز گذشته 6 آبان ماه آغاز شده است.
Advertisements

رویارویی قدرت «جنگال» ایران با «گنبد آهنین» اسرائیل

چندی پیش حزب‌الله لبنان توانست با پروازی چند ساعته بر فراز آسمان فلسطین اشغالی از مهمترین پایگاه هسته‌ای صهیونیست‌ها تصویر برداری کند.

مدتی بعد سید‌حسن نصرالله در سخنرانی خود با اعلام اینکه این پهپاد ساخت ایران بود، گفت: این عملیات برای حزب‌الله موفقیت بزرگی بود.

پس از سخنرانی سید‌حسن نصرالله، مقامات صهیونیست در واکنش به این سخنرانی اعلام کردند که هدف اصلی این پهپاد رصد فعالیت‌های اکتشاف گاز اسراییل بود.

اما پس از گذشت مدتی به تدریج واکنش‌ها نسبت به ‌ناکارآمدی سیستم گنبد آهنین صهیونیست‌ها شدت گرفت و در این بین ‌یکی از درجه‌داران ارشد صهیونیست از مقام خود خلع و سیستم پدافندی پاتریوت در حیفا مستقر شد تا از این شهر بندری در برابر موشک‌ها و پهپادها محافظت کند.

پهپادی که توسط حزب‌الله به سرزمین‌های اشغالی فرستاده شده بود، دارای فناوری پیچیده‌ای بود که صهیونیست‌ها در گام نخست موفق به شناسایی آن نشده بودند به طوری که به فاصله ۴۰ کیلومتری دیمونا نیز رسیده بود و توانسته بود از این تاسیسات اتمی تصویربرداری کند.

در همین راستا وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران گفت: مسلماً تکنولوژی پهپادی که اخیرا توسط حزب‌الله لبنان بر فراز آسمان فلسطین اشغالی به پرواز درآمد و چشمان دشمنان را خیره کرد، آخرین فناوری و تکنولوژی ایران نبود.

سردار وحیدی می‌افزاید: جمهوری اسلامی ایران در حال حاضر هواپیماهای بدون سرنشینی را با تکنولوژی و فناوری بسیار پیشرفته‌تر از پهپادی در اختیار دارد که اخیرا از سوی نیروهای حزب‌الله بر آسمان رژیم صهیونیستی به پرواز درآمده است.

وزیر دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح ایران افزود: رژیم صهیونیستی بر روی سیستم پدافند هوایی و گنبد آهنی‌اش بسیار تبلیغات کرده بود اما این پهپاد آنان را رسوا کرد و آبروی شان را برد چون آنها با انجام عملیات روانی بر روی قدرت نظامی شان به کشورهای مختلف تجاوز می کنند و زمانی که این از درون متلاشی شود، قدرتشان کاملا به لحاظ روانی شکسته خواهد شد.

کارشناسان بر این باورند که پهپادهای ایرانی جدید دارای ویژگی‌های منحصر به فردی از جمله مداومت پروازی بیشتر، برد بالاتر و قابلیت حمل سلاح و موشک است.

این در حالیست که پهپاد حزب‌الله لبنان تنها قابلیت تصویربرداری و رصد داشت.

مقام ارشد نظامی پنتاگون پیش از این در راستای قدرت جنگال ایران گفت: جمهوری اسلامی ایران پس از نشاندن هواپیمای بدون سرنشین فوق پیشرفته آمریکا نشان داد که توانایی بسیاری در جنگ الکترونیک دارد و در این راستا عبور از سیستم‌های راداری و تشخیص گنبد آهنین توسط پهپاد حزب‌الله حاکی از نفوذپذیر بودن این سیستم دفاعی دارد.

کارشناسان راداری و مخابراتی می‌‌گویند که توانایی پهپادهای نسل جدید ایران از جمله شاهد ۱۲۹ در جنگ الکترونیک بالاتر از پهپاد حزب‌الله است و این نکته‌ای بود که وزیر دفاع ایران در صحبت‌های خود به آن اشاره کرد.


تلاش ایران برای طراحی یک مدل دفاعی لایه‌ای و جدید

مقامات نظامی می گویند، تصمیم گرفته اند که یک مدل دفاعی جدید را طراحی کنند. جزئیاتی از این مدل دفاعی منتشر نشده اما رئیس سازمان پدافند غیرعامل ایران گفته که این مدل دفاعی، لایه ای خواهد بود.

رییس سازمان پدافند غیرعامل ایران امروز گفته که «حوزه پدافند غیرعامل سه رویکرد دارد؛ اول دفاع متقارن، یعنی استفاده از همان ابزاری که دشمن به ما حمله کرده‌اند، دوم دفاع سنتی مثل دفاع مقدس که الان نمی‌تواند مورد استفاده قرار گیرد و سوم مدل جدید دفاعی که باید آن را طراحی کنیم.»

به گفته سردار جلالی، در الگوی دفاع جدید باید هوشمندی، علمی بودن و به‌روز بودن را در نظر بگیریم و باید لایه‌های یک دفاع عمیق، تخصصی و حوزه به حوزه را در کشور داشته باشیم. خبرگزاری ایسنا این سخنان را صبح امروز گزارش کرده است.

پیشتر برخی شرکت های اروپایی توانسته بودند که با فروش دستگاه های بکار رفته در تاسیسات هسته ای ایران، این تاسیسات را آلوده کنند اما مقامات ایران اعلام کردند که این دستگاه های آلوده را کشف و خنثی کرده اند.علاء الدین بروجردی رئیس کمیسیون امنیت ملی چندی پیش از دخالت شرکت الکترونیکی «زیمنس» در آلوده کردن تاسیسات اتمی کشور خبر داده بود. شرکت زیمنس یک شرکت چند ملیتی است که دفتر مرکزی آن در آلمان واقع شده است.

سردار جلالی با اشاره به این‌ که آمریکا و رژیم صهیونیستی به سمت تسلط، خرید و کنترل فناوری‌ها هستند، گفته که، «به طور مثال برای خرید شرکت زیمنس رقابت می‌کنند، چون در فضای سایبری زیرساخت‌ها اهمیت زیادی دارد، پس رویکرد جدید غرب را در مولفه‌های تهدیدی آنها باید شناسایی کنیم و امروز تجهیزات پیشرفته بهترین تجهیزات نیست، بلکه میزان کنترل، نشت اطلاعات و کنترل از راه دور مهم است.»


انتقاد نهادهای آمریکایی از خروج نام منافقین از گروههای تروریستی این کشور

خروج نام گروهک‌ تروریستی منافقین از فهرست گروه‌های‌ تروریستی دولت آمریکا، نه‌تنها خشم بازماندگان جنایات این گروهک در ایران و عراق را برانگیخت بلکه با انتقاد نهادهای آمریکایی نیز مواجه شده، طوری که به تازگی موسسه مطالعات سیاسی آمریکا در جدیدترین تحلیل خود درباره خروج نام سازمان مجاهدین خلق (منافقین) از فهرست گروه‌های ‌تروریستی ایالات متحده، این سازمان را «فرقه‌ای سرکوبگر و مورد تنفر اکثر ایرانی‌ها و عراقی‌ها» معرفی کرده است. در بخش دیگری از گزارش موسسه «مطالعات سیاسی آمریکا» گروهک منافقین «سازمانی ستیزه‌جو» با پیشینه‌ای پر از خشونت نامیده شده که خروج آن از فهرست گروه‌های ‌تروریستی مورد تعقیب دولت آمریکا، می‌تواند به وجهه این کشور آسیب بزند. موسسه یادشده در تحلیل خود از سیاست جدید دولت آمریکا در قبال گروهک‌ تروریستی منافقین می‌افزاید: سازمان مجاهدین خلق خودشان را گروهی دموکرات، قانونی و شایسته حمایت جلوه می‌دهند اما باور فراگیر در دولت آمریکا این است که این سازمان حالت فرقه‌ای دارد.


هجمه به رهبری نقطه عطف براندازی نرم

راهبرد نفی شاخص ولایت فقیه، سیاست کلی نظام سلطه در ۳۳ سال گذشته برای حذف این اصل اعتقادی‌ ـ‌ فقهی شیعه بوده است که همواره با تاکتیک‌هایی همچون: مشروعیت‌زدایی از اصل نظریه‌ی ولایت فقیه، مقبولیت‌زدایی از شخصیت حقوقی، اعتبارزدایی از شخصیت حقیقی و اعتمادزدایی از ولی فقیه، پیگیری شده است.
تخریب رهبری

کمی تا پیش از این، روش‌های براندازی دولت‌ها و حکومت‌ها در پهنه‌ی جغرافیای جهان چندان گسترده و متنوع نبود و به روش‌های معدودی محدود می‌شد. متداول‌ترین این روش‌ها، چه در گونه‌ی انقلاب‌ها و چه در گونه‌ی کودتا، استراتژی براندازی قهرآمیز و مبارزه‌ی مسلحانه بود. هم از این رو، ادبیات معیار در حوزه‌ی انقلاب‌ها و ضدانقلاب‌ها و براندازی، ادبیات مسلحانه و براندازی سخت به شمار می‌آمد. از این حیث، ادبیاتی بسیار غنی در این حوزه پدید آمده بود. این‌ها البته در دهه‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ ادبیات تئوریک انقلاب و براندازی را در جهان شکل می‌دادند.

هسته‌ی مرکزی این ادبیات و استراتژی‌های مرتبط و متخذ از آن‌ها معطوف به شناسایی ارکان و مراکز ثقل نظام سیاسی حاکم و اشغال و تصرف آن‌ها با استفاده از قوه‌ی قهریه (ارتش) و نیروهای مسلح انقلابی (چریک یا پارتیزان) و در نهایت براندازی و اسقاط حاکمیت سیاسی و نظام مستقر بود. در این فرمول شفاف و روشن و ساده کافی بود تا نیروهای برانداز و انقلابی با شناسایی ارکان و مراکز ثقل نظام و تصرف چند نهاد مشخص همچون ستاد ارتش، کاخ ریاست جمهوری و رادیو و تلویزیون، کار حکومت مستقر را یک‌سره کنند.

این فرمول و ادبیات البته در دهه‌ی ۱۹۹۰ میلادی و با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و دگرگون شدن ماهیت نظم و نظام جهانی و سیاست بین‌الملل و جغرافیای سیاسی جهان، دچار تحول و دگرگونی ماهیتی و بنیادی شد و ادبیات تئوریک دیگری جایگزین آن شد. ادبیات نخست اگرچه رنگ و بویی چپ و مارکسیستی داشت، ادبیات دوم البته خاستگاهی راست، لیبرال، نولیبرال و کاپیتالیستی داشت.

با این چرخش گفتمانی، ادبیات براندازی در کانون‌ها و مخازن اندیشه‌پرداز (Think Tanks) از براندازی سخت و قهرآمیز به سوی براندازی نرم تغییر مسیر داد و این تغییر مسیر از دل مفهوم قدت نرم عبور می‌کرد. این تغییر مسیر البته در نهایت مفهوم و حوزه‌ی جنگ نرم را پدید آورد.

در براندازی نرم دیگر همچون براندازی سخت، براندازی ساختارها مد نظر نیست. در براندازی سخت و ساختاری با سقوط چند ساختار اساسی و کلیدی حکومت نظام ساقط می‌شد. این در حالی است که براندازی نرم اگرچه نسبت به ساختارهای اساسی جامعه و نهادهای کلیدی نظام بی‌توجه نیست، اما بیش و پیش از آن به فروپاشی اجتماعی و ملزومات آن اندیشیده و برای آن برنامه‌ریزی می‌شود.

ولایت فقیه، مهندسی اجتماعی و فروپاشی اجتماعی

فروپاشی اجتماعی جوامع مقاوم در برابر نظام سلطه‌ی جهانی، امروزه از فروپاشی سیاسی اولویت بیشتری یافته است؛ چه اینکه با فروپاشی سیاسی، جامعه می‌تواند بر اساس ستون‌های بومی و تاریخی خود را بازسازی کند و دیگر بار علیه حکومت وابسته مقاومت و ایستادگی نماید، حال آنکه با فروپاشی اجتماعی می‌توان آن جامعه را بر اساس مدل و الگوی مطلوب نظام سلطه، مهندسی اجتماعی و فرهنگی نمود. پس برای فروپاشی اجتماعی ضرورت دارد که فراتر از فروپاشی سیاسی اندیشیده شود و طرح و برنامه داشته باشیم و اینجا عرصه‌ی جنگ نرم است.

قاعده‌ی اساسی در فروپاشی اجتماعی و جنگ نرم مبتنی بر شناسایی ستون‌ها و مراکز ثقل اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه و انهدام آن‌ها با بهره‌گیری از استراتژی جنگ نرم و تاکتیک‌ها و تکنیک‌های آن می‌باشد. در این طرح استراتژیک کافی است تا ستون‌های کلیدی جامعه (از حیث اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و دینی) شناسایی شود و مراکز ثقل و گرانیگاه آن به دست آید تا با هجمه‌ی نرم شدید به این مراکز ثقل و گرانیگاه جامعه و نابودی آن‌ها شرایط و بستر مناسب برای فروپاشی اجتماعی مهیا شود.

بنابراین ممکن است با سقوط نظام سیاسی، هندسه‌ی جامعه و ساختارهای بومی و زنده‌ی اجتماعی پابرجا بمانند و حتی خود را بازتولید کنند، اما با فروپاشی اجتماعی نه تنها جامعه این مهم خویش را از دست می‌دهد، بلکه این فروپاشی سرنگونی نظام سیاسی را نیز در پی خواهد داشت. این همان مدلی بود که آمریکایی‌ها در اشغال ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳ افغانستان و عراق به دنبالش بودند.

در این نظم اجتماعی و سیاسی که بر محور مفهوم ولایت مهندسی و سامان‌دهی می‌شود، نهاد نوپدید ولایت فقیه اگرچه ریشه‌های عمیق تاریخی و دینی در تاریخ تشیع ایرانیان داشته است، اما در یک بازفرآوری به نهاد اصلی سیاسی حاکمیت اسلامی بدل شده و در کانون مرکزی حاکمیت سیاسی قرار گرفته است و به مثابه‌ی قلب تپنده‌ی آن عمل می‌کند؛ قلب تپنده‌ای که نه تنها قلب نظام سیاسی، که فراتر از آن، قلب تپنده‌ی اجتماعی، فرهنگی، اعتقادی و دینی جامعه است و به مثابه‌ی کانون اصلی تولید و بازتولید سرمایه‌های عمیق اجتماعی، ایمانی، فرهنگی، سیاسی و گفتمانی جامعه‌ی شیعی و نیز نظام اجتماعی جامعه عمل می‌کند.

از این حیث، نهاد ولایت فقیه و شخص ولی فقیه، فراتر از نهادی سیاسی، نهادی اجتماعی و نیز بالاصاله دینی و مذهبی است که لازمه‌ی در هم کوبیدن آن نه صرفاً استراتژی‌های سیاسی، که یک فروپاشی اجتماعی است؛ چه اینکه ولایت فقیه و شخص ولی فقیه در این ساختار اجتماعی و سیاسی همچون گرانیگاهی است که حول آن مراکز ثقل و ستون‌هایی قرار دارند که بر محور این گرانیگاه، نظم و مهندسی نوین اجتماعی را برساخته‌اند و همانند شکل‌گیری گفتمانی جدید با به‌کارگیری دال‌های قدیمی، اما با کاربستی نو، گفتمان جدیدی را پدید می‌آورند.

این مراکز ثقل هم ساختاری‌اند و هم غیرساختاری و نظری، هم سیستمی‌اند و هم گفتمانی، هم نهادی‌اند و هم تئوریک. طیف‌های متنوعی بر محور گرانیگاه ولایت فقیه، مهندسی اجتماعی نوینی را پدید آورده‌اند؛ مراکز ثقل و ستون‌هایی چون نهاد روحانیت، هیئات مذهبی، گفتمان سیاسی تشیع، مذهب و اعتقادات مذهبی، نیروهای مسلح، گفتمان انقلاب اسلامی، بلوک‌های قدرت نظام جمهوری اسلامی، اقشار متدین و مذهبی مدافع انقلاب اسلامی و نظام، متفکرین و نخبگان سیاسی، فرهنگی، فکری و دینی مدافع انقلاب و نظام و قس‌علی‌هذا.

نهاد و شخص ولی فقیه همچون لولایی است که این همه را به یکدیگر متصل می‌سازد و کارویژه‌های آنان را در یک مسیر و جهت کلی هدایت و زعامت می‌نماید و از اصطکاک و فرسایش آنان ممانعت می‌کند و موجب هم‌افزایی و پیشرفت آنان می‌شود. از همه مهم‌تر اینکه ولایت فقیه به عنوان مهم‌ترین عامل در جهت توازن و تعادل میان بلوک‌های قدرت جمهوری اسلامی عمل می‌کند و مانع اصلی مسیر شکل‌گیری نظمی تک‌بُعدی و تک‌صدایی در جامعه و انسداد سیاسی است و از حاکمیت مطلق یک بلوک و جریان خاص بر کشور جلوگیری می‌نماید.

ولایت فقیه به عنوان مهم‌ترین عامل در جهت توازن و تعادل میان بلوک‌های قدرت جمهوری اسلامی عمل می‌کند و مانع اصلی مسیر شکل‌گیری نظمی تک‌بُعدی و تک‌صدایی در جامعه و انسداد سیاسی است و از حاکمیت مطلق یک بلوک و جریان خاص بر کشور جلوگیری می‌نماید.

با این اوصاف می‌توان متذکر شد که کارویژه‌ی این نهاد و نیز شخص ولی فقیه بازدارندگی در مقابل فروپاشی اجتماعی و ملی است؛ امری که کارنامه‌ی موفق ولایت فقیه در طول تاریخ انقلاب و با عبور از تمامی فتنه‌ها و بحران‌های انقلاب اسلامی (اعم از جنگ داخلی، تهاجم نظامی دشمن به کشور، بحران‌های سیاسی، فتنه‌های مذهبی و اجتماعی و…) به خوبی خود را نشان داده است.

در این شرایط پرواضح است که معارضه با ولایت فقیه اصلی اساسی و دائمی در سیاست ستیز نظام سلطه با انقلاب اسلامی بوده است، اما این سیاست دائمی به فراخور اقتضائات زمانه تحول پذیرفته، دگرگون شده و البته پخته‌تر شده است. تا پیش از فتنه‌ی سال ۱۳۸۸ این سیاست روی زدن این اصل و رکن نظام استوار بود، اما در دوران فتنه و پس از آن و با درخشش و تجلی چهره و سیمای ناشناخته و مغفول شخص آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای و ناکام نهادن طرح پیچیده و چندوجهی دشمن در این فتنه، این سیاست فراتر از اصل ولایت فقیه به سوی شخص ولی فقیه جهت‌دهی شد و تحول یافت.

آماج طرح استراتژیک ولایت‌ستیزی

طرح استراتژیک ستیز با ولایت فقیه از سوی نظام سلطه، در ۳ استراتژی کلی و با نیت ۴ هدف اساسی تهیه شده است.

سه محور کلی این طرح عبارت‌اند از:

۱٫ استراتژی نفی شاخص ولایت فقیه؛

۲٫ استراتژی نفی شخصیت ولی فقیه؛

۳٫ استراتژی نفی شخص ولی فقیه.

هجمه به رهبر انقلاب، دایره‌ی گسترده‌ای از فعالیت‌های فکری، تئوریک، سیاسی و جنگ نرم را بر محور ایجاد شبهه و مبارزه‌ی سیاسی‌ـ‌فرهنگی با مفهوم و نظریه‌ی ولایت فقیه شامل می‌شود؛ مبارزه‌ی گسترده‌ای که در آن چهره‌های فراوان داخلی و خارجی، اعم از روشن‌فکر و حوزوی، دیده می‌شوند و هدف اصلی‌شان طرد و بی‌اعتباری این نظریه است. این سیاست تا فتنه‌ی ۸۸ سیاست اصلی غرب و نظام سلطه با انقلاب اسلامی بود.

استراتژی دوم ناظر بر نفی شخصیت و صلاحیت‌های فقهی، سیاسی، فکری، فرهنگی و… آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای در امر ولایت و رهبری است. در این سیاست غرب تلاش می‌نماید تا شایستگی‌ها و صلاحیت‌های آشکار و پنهان ایشان را با به‌کارگیری جنگ نرم مورد خدشه قرار دهد و بی‌اعتبار سازد و در یک کلام هدف، کوبیدن شخصیت حقوقی ایشان (مقام ولایت فقیه) است.

استراتژی سوم اما ناظر بر برجستگی‌های فردی و شخصیت حقیقی ایشان است؛ از جمله برجستگی‌های اخلاقی، ادبی، حوزوی، علمی، خانوادگی و شخصی.

این ۳ محور از ایام فتنه‌ی ۸۸ تا کنون در ۴ جهت کلی آماج‌گذاری شده‌اند:

۱٫ مشروعیت‌زدایی از اصل ولایت فقیه؛

۲٫ مقبولیت‌زدایی از شخصیت حقوقی ولی فقیه؛

۳٫ اعتبارزدایی از شخصیت حقیقی ولی فقیه؛

۴٫ اعتمادزدایی نسبت به ولی فقیه.

گفتیم که مشروعیت‌زدایی از اصل ولایت فقیه، به مثابه‌ی رکن اساسی انقلاب اسلامی و قانون اساسی، در طول ۳۳ سال گذشته سیاست ثابت نظام سلطه بوده است، اما از آنجا که نظام سلطه و همراهان داخلی آن چنین پنداشته بودند که توانسته‌اند در طول سال‌های پس از امام، رهبری انقلاب را به محاق ببرند، چندان نیازی به تخریب شخصیت حقیقی و حقوقی ایشان نمی‌دیدند. اولین زنگ خطر در فتنه‌ی ۱۸ تیر ۷۸ برایشان به صدا درآمد. این زنگ خطر در انتخابات ۱۳۸۴ و پیروزی گفتمان عدالت و خدمت برایشان تکرار شد و لذا تا سال ۱۳۸۸ و فتنه‌ی انتخاباتی بر آماج دوم تأکید داشتند؛ یعنی بدون پشتوانه نشان دادن رهبری انقلاب و مقبولیت‌زدایی از ایشان.

وجه تئوریک این امر را سعید حجاریان و دیگر ژورنالیست‌های دوم خردادی بر عهده داشتند. حجاریان، با تکیه بر مدل مشروعیت سه‌وجهی رهبری، بر آن بود تا چنین وانمود کند که رهبری انقلاب فاقد وجوه سنتی و انقلابی است و تنها بر نهادهای نظامی تکیه دارد؛ امری که خود او در اعترافات تلویزیونی‌اش به اشتباه بودن آن اذعان نمود.

اما اعتبارزدایی از شخصیت حقیقی آیت‌الله خامنه‌ای محور اساسی نظام سلطه در ایام فتنه‌ی ۸۸ و پس از آن بوده است؛ آماجی که بخش عمده‌ی جنگ نرم را به خود اختصاص می‌دهد و البته با همراهی تام و تمام جبهه‌ی داخلی آنان و فتنه‌گران نیز مواجه شده است. برای نمونه، به منظور تخریب سلامت مالی و اقتصادی ایشان دروغ ارسال کانتینرهای طلا توسط یکی از وابستگان نزدیک ایشان جعل شد یا آنکه تمامی ماشین جنگ روانی دشمن کوشید تا یکی از نزدیکان ایشان را طراح آنچه دشمن به دروغ «کودتای انتخاباتی» می‌نامید نشان دهد.

اعتبار زدایی از شخصیت حقیقی آیت الله خامنه ای اما محور اساسی نظام سلطه در ایام فتنه ۸۸ و پس از آن بوده است. آماجی که بخش عمده جنگ نرم آن را به خود اختصاص می دهد و البته با همراهی تام و تمام جبهه داخلی آنان و فتنه گران نیز همراهی شده است.

اوج آماج‌گذاری به منظور اعتبارزدایی از شخص ولی فقیه را می‌توان پروژه‌ی سفارشی «کمپین نامه به رهبری» و نیز مستند «خط و نشان رهبری»، ساخته‌ی بی‌بی‌سی فارسی، دانست. اولی در زمستان ۱۳۹۰ و در ایام نزدیک به انتخابات مجلس نهم توسط عناصر معلوم‌الحالی چون نوری‌زاد، سروش، عبدالعلی بازرگان و… به وقوع پیوست و به فاصله کوتاهی پس از آن، با مستند بی‌بی‌سی فارسی همراهی و پشتیبانی شد. اگر مستند بی‌بی‌سی ترور شخصیت ولی فقیه را نشانه گرفته بود، کمپین نامه‌نگاری ترور سیاسی شخص ولی فقیه را هدف قرار داده بود.

در تداوم همین آماج بود که اقدامات دیگری با هدف اعتمادزدایی میان جامعه و رهبری در دستور کار قرار گرفت و البته متأسفانه برخی زمینه‌سازی‌ها و بستر‌سازی‌ها و خطاهای راهبردی دولت دهم نیز مزید بر علت شد و تکه‌هاى این پازل دشمن را تکمیل نمود. به عنوان نمونه، می‌توان به ماجرای غیبت ۱۱ روزه‌ی رئیس‌جمهور اشاره کرد که موجب شد تا دشمن خط القای حاکمیت دوگانه را بر بستر همین آماج محقق سازد و پیگیری نماید.

بی‌تردید از آنجا که انتخابات یازدهم ریاست جمهوری بسیار حساس و سرنوشت‌ساز خواهد بود و به همان نسبت سهم و نقش ولایت فقیه نیز به مثابه‌ی گرانیگاه جامعه مؤثر و بنیادی است، لذا طبیعی است که روند تهاجم و آماج‌گذاری علیه شخص ولی فقیه شدت و شتاب بیشتری به خود بگیرد. هدف این تهاجم قلب تپنده و زنده‌ی نظام و انقلاب اسلامی و سرمایه‌های اجتماعی و سیاسی و فرهنگی وی می‌باشد و از این رو، فرافکنی عناصر براندازی چون تاج‌زاده معنادار و تکمیل‌کننده‌ی پازل نظام سلطه می‌باشد. البته از دشمن جز دشمنی انتظار دیگری نمی‌توان داشت، اما بر نیروهای خودی فرض است که با آگاهی کامل، حداقل تکمیل‌کننده‌ی پازل دشمن نباشند و در میدان دشمن بازی نکنند.


مصلحی: کوچکترین حرکت را کنترل می‌کنیم

وزیر اطلاعات تاکید کرد: سربازان گمنام امام زمان (عج) کوچکترین حرکت ضد انقلاب را کنترل می‌کنند.
حجت‌الاسلام حیدر مصلحی امروز در حاشیه نشست دولت در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در بجنورد، اظهار کرد: الحمدلله چهره منافقان برای همه شناسانده و آشکار شده است.
وی تصریح کرد: حرکت‌های مختلفی را که مجموعه‌های ضد انقلاب برای مقابله با نظام جمهوری اسلامی نشان داده‌اند، به جد کنترل می‌کنیم.
مصلحی اظهار کرد: با اقدامات ما هرگونه حرکتی که امنیت را به خطر بیندازد، زیر ذره‌بین قرار داشته و از دیدگاه ما خنثی و بی‌اثر است.
وی همچنین با بیان اینکه منافقان با پشتوانه دشمنان نظام دست به ترور 16 هزار نفر زده‌اند، افزود: باید آمریکا و ایادی آنان پاسخگوی این ترورها و اقدامات ضد بشری باشند.
وزیر اطلاعات تصریح کرد: آن‌هایی که ادعای حقوق بشر دارند باید در مجامع بین‌المللی در قبال این جنایت‌ها توضیح دهند و بگویند چه توجیهی برای این اقدامات خود دارند.
وی اظهار کرد: باید این گونه مسائل به عنوان یک مطالبه عمومی از سوی کشورها در مجامع بین‌المللی پیگیری و مطرح شود تا چهره استکبار بیش از پیش به دنیا شناسانده شود.
به گزارش فارس، وزیر اطلاعات برای شرکت در جلسه هیئت دولت که به یمن سفر رهبر معظم انقلاب در خراسان شمالی برگزار شد، به این استان سفر کرده است.


این خانم آمریکایی‏‌، مسوول ایجاد بحران در ایران

وزارت اطلاعات در گزارشی به بررسی رویکرد‌ها و برنامه کاری مسئول ایران در شورای اطلاعات آمریکا و خدمات وی از جمله توصیه‌های وی درباره فعال شدن زیر ساخت‏های جریان فتنه در جهت گسترش نارضایتی اقتصادی پرداخته است.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی وزارت اطلاعات ، پس از موفقیت‏های اخیر سربازان گمنام امام زمان (عج) مبنی بر دست‏گیری ۲۰ نفر در ارتباط با ترور دانشمندان هسته ‏ای کشورمان، تحرکات کشورهای غربی برای جبران این شکست اطلاعاتی افزایش یافته است.

انتصاب خانم برنز Jillian Burns  به عنوان نخستین مسئول امور ایران در شورای اطلاعات ملی، حاکی از این تلاش می‌‏باشد.

مقدمه

شورای اطلاعات ملی آمریکا در ۲۵ ژوئن ۲۰۱۲، برای نخستین بار یک افسر اطلاعاتی را به نام جیلیان برنز به عنوان مسئول امور ایران تعیین کرد.

انتصاب مسئول امور ایران با توجه به بحران سازی در برنامه هسته‏ ای و شرایط داخلی، منطقه‏ ای و جهانی ایران، مهم و قابل بررسی به نظر می‌‏رسد.

سوابق کاری

جیلیان برنز به عنوان افسر اطلاعاتی شورای مذکور، از مدیران خدمات خارجی وزارت امور خارجه آمریکا بوده که یک دهه پیش کار خود را آغاز کرده و کار‌شناس امور ایران است.

خانم برنز تا پیش از تصدی این سمت، به عنوان مشاور امور ایران در دفتر برنامه ریزی سیاسی وزارت امور خارجه آمریکا فعالیت می‌‏کرد. وی هم‏چنین مدیر دفتر منطقه ‏ای سازمان مرکزی اطلاعات (سیا) در کنسولگری آمریکا در دوبی (به منظور جاسوسی از ایران) بود که این دفتر در سال ۲۰۰۶ توسط وی افتتاح شد.

این افسر اطلاعاتی که یک دهه پیش کار خود را در دفتر خدمات خارجی وزارت امور خارجه آمریکا آغاز کرده بود، هم‏چنین به عنوان مسئول میز سوریه، فعالیت کرده و در سفارت ایالات متحده در اردن، لهستان و کنسولگری آمریکا در دوبی کار کرده است. وی هم‏چنین افسر ناظر ارشد مرکز عملیات وزارت خارجه بوده است. برنز، در کنفرانس دانش آموزان دبیرستانی و کنگره، در کارگاه‏های آموزشی و شبیه سازی امور اطلاعاتی، دفاعی و خارجی، به عنوان یکی از سخنرانان حضور داشته است.

رویکرد‌ها و دیدگاه‏‌ها در قبال ایران

جیلیان برنز سرپرست دفتر امور ایران در ۸ جولای ۲۰۱۰ در دیدار دانش آموزان دبیرستانی در قالب برنامه «LeadAmerica» درکنفرانس رهبری دانش آموزان و کنگره، که از وزارت خارجه این کشور دیدن می‌‏کردند، در گفت‏وگویی با موضوع سیاست ایالات متحده در قبال ایران در مورد کاربرد دیپلماسی برای مذاکرات بعدی و بیش‏‌تر و بهبود روابط ایالات متحده با ایران صحبت کرد. وی هم‏چنین برای دانش آموزان در مورد امضای اخیر قانون تحریم‏های ایران سال ۲۰۱۰ و پایبندی گروه ۱+۵ سازمان ملل متحد بر اجرای قطعنامه ۱۹۲۹ صحبت کرد.

برنز زمانی که در دوبی بود، در گزارش سری در ۲ آوریل ۲۰۰۷ با عنوان «تشدید تنش‏‌ها برای گیج کردن دشمنان داخلی ایران»، نوشت که رئیس جمهور ایران دستور دست‏گیری ملوانان انگلیسی را با دلایل و اهداف داخلی صادر کرد.

وظایف مسئول امور ایران در شورای اطلاعات ملی

بر اساس بیانیه شورای اطلاعات ملی آمریکا، «وظیفه مسئول امور ایران در این شورا نظارت و هماهنگی بر گزارش‏‌ها و ارزیابی‏های تحلیلی آژانس‏های اطلاعاتی ایالات متحده از جمله تحلیل‏های استراتژیک درباره ایران است».

مسئول امور ایران در شورای اطلاعات ملی آمریکا هم‏چنین موظف است تا تحلیل‏های لازم و حساس درباره ایران را که مورد نیاز تصمیم گیران ارشد دولت ایالات متحده و مقامات نظامی این کشور است، فراهم کند.

از دیگر وظایف تعریف شده برای مسئول امور ایران در این شورا می‌‏توان به «ارائه هشدارهای لازم به تصمیم گیران در خصوص خطرات احتمالی پیش رو» در ارتباط با ایران اشاره کرد که این مسائل «می‌‏تواند منافع و فرصت‏های ایالات متحده آمریکا را تحت تاثیر قرار دهد».

برنامه کاری جیلیان برنز در راستای راهبرد بی‌ثبات سازی آمریکا علیه ج. ا. ا

با فرا رسیدن تاریخ اول جولای ۲۰۱۲ و اوج گرفتن رویارویی ایران و غرب در اثر تحریم‏هایی که ادعا می‌‏شود به زودی از جانب اروپا و آمریکا علیه بخش نفت و بانک مرکزی ایران اعمال خواهد شد، کار‌شناسان عقیده دارند که ابعاد راهبرد ضد امنیت ملی آمریکا که احتمالاً تا انتهای تابستان به اوج خواهد رسید، کاملاً در حال آشکار شدن است.

به عقیده برخی تحلیل‏گران در تهران که مستمراً مشغول تحلیل موضوع هستند، این سناریو که در دفتر اطلاعات ملی آمریکا طراحی شده و جیلیان برنز مسئول تازه منصوب شده میز ایران در این اداره، متولی نظارت بر اجرای آن است، دارای ۷ محور اساسی است.

کاهش درآمد و افزایش هزینه‏‌های ایران

این سناریو در صدد آن بوده است که تا انتهای تابستان به زعم خود در آمد ایران از محل فروش نفت را حداقل و هزینه‏ های جاری کشور را حداکثر کند. تحلیل جامعه اطلاعاتی آمریکا اکنون این است که این سناریو آن گونه که پیش بینی شده بود قابل تحقق نیست اما اگر آمریکا بتواند با رایزنی با عربستان و یکی دو کشور دیگر تولید کننده نفت، قیمت را به حدود ۷۰ دلار در هر بشکه برساند، بخشی از این سناریو در کوتاه مدت محقق شده است.

با این حال مشکلی که در اینجا وجود دارد این است که کاهش قیمت نفت تا این سطح مستلزم سرازیر شدن ذخیره استراتژیک آمریکا به بازار و هم‏چنین رسیدن تولید در کشورهایی مانند عربستان سعودی به سقف است که خود باعث ایجاد خلاء ظرفیت مازاد در بازار، القای حس نا‌امنی به آن و در نتیجه وارد شدن شوک به بازار خواهد شد. ضمن این‏که تحلیل‏گران در تهران تاکید می‌‏کنند تمام در آمد ایران ناشی از صادرات نفت نیست و هم اکنون بخش بزرگی از بودجه ایران با صادرات غیر نفتی تامین می‌‏شود که این صادرات هم‏چنان طبق روال طبیعی ادامه دارد.

۲. آغاز نارضایتی‏های نقطه‌ای

محور دوم طراحی شده از سوی آمریکایی‏‌ها آن است که حداقل در برخی نقاط و به طور کاملاً محدود نارضایتی‏ های اقتصادی تبدیل به نا‌امنی شود. به همین منظور به برخی از رابط‏های جریان فتنه مأموریت داده شده است که روی موضوع بحران‏ های کارگری و نا‌امید کننده نشان دادن وضع معیشت مردم در رسانه‏ های خود به طور جدی تمرکز کنند.

۳. به انفعال کشاندن دستگاه اجرایی

بخش بعدی این سناریو این است که برخی مدیران میانی و حتی عالی رتبه به وضعیتی سوق داده شوند که اولاً خود را در مقابل فشار تحریم‏های غرب منفعل و دست خالی احساس کنند و در نتیجه انگیزه خود را برای تلاش مضاعف در زمینه حل مشکلات اقتصادی کشور دور زدن تنگنا‌ها از دست بدهند و ثانیاً مطالبه برای تغییر راهبردهای سیاست خارجی بویژه در بحث هسته‏ای از درون دولت آغاز شود.

دید غربی‏‌ها این است که حتی اگر این اتفاق رخ ندهد، حداقل این است که اختلافاتی درون نظام بر سر چگونگی ادامه مسیر و میزان هزینه منطقی که باید پرداخت، در خواهد گرفت

۴. فعال شدن زیر ساخت‏های جریان فتنه در جهت گسترش نارضایتی اقتصادی

تحلیلگران عقیده دارند محور فتنه-ضدانقلاب-بیگانه کاملاً با این سناریو هماهنگ است و در آخرین تقسیم نقش انجام شده جریان فتنه مکلف شده است که تمامی زیرساخت‏های خود از جمله شبکه‏ های اجتماعی را در خدمت بحرانی جلوه دادن فضای اقتصادی کشور، تاریک نشان دادن دورنمای معیشت مردم، ترغیب طبقات مختلف جامعه به اعتراض و بزرگنمایی فشارهای غرب اختصاص بدهد. این امری است که اکنون به طور کامل در حال انجام است و برخی سایت‏های شاخص جریان فتنه هم اکنون بخش عمده اخبار خود را به این موضوعات اختصاص داده‌اند.

۵. فراگیر نشان دادن فساد اقتصادی

بخشی از این راهبرد طراحی شده که در واقع نوعی تاکتیک عملیات روانی است، اینست که جریان فتنه تصمیم گرفته است فساد اقتصادی را در کشور فراگیر نشان داده و برای تحقق این امر به شایعه سازی و جعل خبر درباره باز شدن پرونده‏های جدید فساد کلان اقتصادی و بی‌نتیجه ماندن دو پرونده فساد کلان بانکی و بیمه بپردازد.

منابع امنیتی می‌‏گویند این کار مشخصاً بر عهده منافقین نهاده شده و هدف از آن اینست که مردم حس کنند در حالی که وضعیت معیشت آن‌ها دشوار شده، فسادهای کلان هم در حال وقوع است.

۶. بالا گرفتن اختلاف‏های درون خانواده نظام

اطلاعات موجود نشان می‌‏دهد بخش دیگر این سناریو ایجاد به هم ریختگی سیاسی درون کشور به منظور ناامید کردن مردم از این نکته است که حاکمیت از انسجام کافی برای حل مشکلات آن‌ها برخوردار است.

برخی تحلیلگران مطلع می‌‏گویند پیشنهاد انگلیسی‏‌ها به آمریکا این بوده است که موضوع انتخابات ریاست جمهوری به محور اصلی اختلافات در داخل جریان اصولگرا و هم‏چنین آغاز منازعه جدید میان اصولگران و دولت تبدیل شود. یک نکته کلیدی اینست که غربی‏‌ها عقیده دارند اگر حاکمیت منسجم و یکپارچه و سطح تنش داخلی در آن پایین باشد، فشار بیرونی هر چه هم تشدید شود موثر نخواهد بود.

۷. بی‌نتیجه گذاشتن مذاکرات هسته‌ای

گام آخر این راهبرد آن است که، آمریکایی‏‌ها ظاهراً تصمیم گرفته‌اند هم به دلیل عدم آمادگی برای برداشتن گام جدی، هم به دلیل نداشتن پاسخ منطقی در مقابل بحث‌هایی که ایران در مسکو مطرح کرد و هم به سبب محاسبه‌ای که روی ضرورت بی‌نتیجه‌شان دادن راهبرد مقاومت از سوی ایران کرده‌اند، تا قبل از نوامبر جلوی ایجاد هرگونه راه حل جدی و اساسی در مذاکرات هسته‌ای ایران و ۱+۵ را سد کنند.

تحلیل غربی‏‌ها اینست که بی‌نتیجه ماندن مذاکرات به فضای داخلی ایران بویژه بخش‏های اقتصادی شوک‏های پی در پی وارد خواهد کرد و امکان مدیریت فضا را از نظام می‌‏گیرد.

نکته‌ای که تحلیلگران در تهران بر آن تاکید دارند این است که کل این محور‌ها در قالب یک سناریوی بزرگ عملیات روانی پی گیری خواهد شد. به عبارت دیگر در ماه‏های آینده اقدام در حوزه عملیات روانی به اقدام در حوزه واقعیت پیشی خواهد گرفت و جنگ روانی از جنگ اقتصادی و دیپلماتیک بزرگ‌تر خواهد بود.