بایگانی ماهانه: اکتبر 2012

تجمع اعتراضی خانواده‌های شهدای ترور در مقابل سفارت سوئیس

 

 

 

در اعتراض به اقدام وزارت خارجه آمریکا در خارج کردن نام فرقه منافقین از لیست گروه‌های تروریستی این کشور تجمع اعتراضی برگزار می‌کند.

این تجمع در محکومیت تصمیم کاملاً سیاسی وزارت خارجه آمریکا، در مقابل سفارت سوئیس واقع در خیابان الهیه به عنوان حافظ منافع آمریکا، برگزار می‌شود.

قرار است این تجمع در روز چهارشنبه نوزدهم مهرماه راس ساعت 9 تا 11 صبح و با حضور خانواده‌های شهدای ترور که عمدتاً از خانواده‌های قربانی حملات تروریستی منافقین هستند، برگزار شود.

دیگر اقشار جامعه نیز خانواده‌های شهدای ترور را در این تجمع همراهی می‌کنند.

 

 

 


آیا برآورد اطلاعاتی آمریکا از ایران هسته‌ای دقیق است؟

 

 

 

روزنامه لس‌آنجلس تایمز 2 اکتبر 2012 (11 مهر)‌ در مقاله‌ای به برآورد اطلاعاتی غرب از برنامه هسته‌ای ایران پرداخت و نوشت: به موازات آنکه آمریکا حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران را بررسی می‌کند، رهبران جامعه اطلاعاتی به این پرسش می‌اندیشند که در صورت برآورد اشتباه از میزان پیشرفت ایران در مسیر ساخت تسلیحات هسته‌ای، نتیجه حمله چه خواهد شد؟ در آستانه جنگ عراق در سال 2003 این پرسش مطرح نشد و شاهد بودیم که پیامدهای ویران‌کننده‌ای داشت. پیش از آنکه آمریکا مطابق سیاست‌های مهار یا بازدارندگی اقدام کند و «جنگی پیشگیرانه» علیه کشوری صورت دهد، ما باید در مورد وجود شواهد و مدارک احتمالی مطمئن باشیم.

در ادامه مقاله آمده است: از ایران امروز حتی تصویر اطلاعاتی مبهم‌تر نسبت به عراق در سال 2003 وجود دارد. آمریکا از سال 1979 در ایران حضور دیپلماتیک نداشته و برای جمع‌آوری اطلاعات، به فناوری، بازرسان بین‌المللی و روابط اطلاعاتی خارجی متکی بوده است. در نبود اطلاعات محکم، جامعه اطلاعاتی آمریکا بر مفروضات خود در مورد برنامه هسته‌ای ایران متکی بوده است.

برآورد ما از توانمندی‌های نظامی ایران باید تا حدی بر مبنای درکی صحیح باشد. چنین مفروضات تحلیلی بار دیگر می‌تواند به نتیجه‌گیری‌های نادرست منجر شود. بنابراین، چگونه می‌توان از حمله نظامی بر اساس برآوردهای اطلاعاتی اشتباه جلوگیری کرد؟ چگونه می‌توان از اشتباه‌های وحشتناک پرهیز کرد؟

در پایان مقاله آمده است: نخست، باید استانداردهای بالای مربوط به شواهد و مدارک را رعایت کنیم. کارشناسان اطلاعاتی باید در برآورد خود دقیق عمل کنند. سیاستمداران باید این نوع اندیشه حیاتی را ترغیب کنند و اطلاعات ناقص را کنار گذارند.

دوم، آمریکا نباید بر اطلاعات جمع‌آوری شده دولت‌های خارجی تکیه کند. چنین اطلاعاتی مفید هستند، اما اغلب به منظور اثرگذاری بر تصمیمات سیاستمداران آمریکایی ارائه می‌شوند.

سوم، پرسنل اطلاعاتی آمریکا باید در بحث‌های سیاسی به‌ویژه موارد مربوط به گزینه‌های نظامی شرکت داده شوند.

چهارم، جامعه اطلاعاتی نباید همانند سال 2003 به‌منظور مداخله نظامی، اطلاعات خود را ارائه دهد.

چنین گزارش‌هایی مبتنی بر برآوردهای اطلاعاتی دقیق نیست، بلکه گزارش‌هایی مخدوش و جانبدارانه است و در نهایت، جامعه اطلاعاتی باید فوراً برای ارائه برآورد صادقانه از حمله نظامی به تأسیسات هسته‌ای ایران آماده شود تا پیامدهای آن بر ثبات منطقه و ایران مشخص شود.

به هر حال، باید گفت تصمیم به حمله علیه کشوری اسلامی پیامدهایی فراتر از ایران خواهد داشت و جامعه اطلاعاتی باید این پیامدها را به‌طور همزمان برآورد کند. به‌طور کلی، جامعه اطلاعاتی نباید اشتباهات سال‌های 2002 و 2003 را تکرار کند.

به گزارش سایت بصیرت، چندی است برخی از رسانه‌های آمریکا بر موضوع یادداشت فوق متمرکز شده‌اند و هشدارآمیز تحلیل می‌کنند. از این تحلیل‌های هشدارآمیز دو نکته برمی‌آید:

1- تصمیم اشتباه حمله به عراق و افغانستان برای آمریکا خساراتی فراتر از آنچه که دیده می‌شود، داشته است و آمریکایی‌ها به هیچ‌وجه نمی‌خواهند آن اشتباه تکرار شود.

2- لحن تحلیل‌های هشداری پیش از آنکه دعوت به گرفتن تصمیم‌های درست و دقیق متکی بر اطلاعات موثق باشد، با یادآوری هول‌انگیز حمله به افغانستان و عراق درصدد تغییر ذهنیت مقامات آمریکا است.

 

 

 


درگذشت یک رهبر سیاسی بحرینی در زندان

درحالی‌که اعتراضات مردمی علیه نظام حاکم در بحرین همچنان ادامه دارد، بزرگ‌ترین گروه مخالف دولت از درگذشت یکی از رهبران سیاسی در زندان خبر داد.
به نوشته همشهری آنلاین به نقل از روزنامه لبنانی السفیر، جمعیت اسلامی وفاق ملی در بیانیه‌ای اعلام کرد که محمد مشیمع یکی از رهبران مخالف دولت، روز گذشته در یکی از زندان‌های نظام حاکم در بحرین درگذشته است. ائتلاف 14فوریه که متشکل از تمامی احزاب و گروه‌های مخالف دولت است، خبر شهادت محمد مشیمع به سبب شکنجه و اهمال پزشکی از سوی حاکمیت بحرین را اعلام کرد.

اینترنت و فناوری دیجیتال آمریکا به‌دنبال تروریست‌های بالقوه

 

 

 

«جودیث مک هیل» معاون سابق روابط و دیپلماسی عمومی، رئیس و مقام ارشد سابق «دیسکاوری کامیونیکیشنز» و «ریچارد لبرون» اولین سرپرست «مرکز استراتژیک ارتباطاتی مبارزه با تروریسم» و سفیر سابق آمریکا در مطلبی می‌نویسند: ‌دولت اوباما به موفقیت‌هایی در مبارزه با القاعده دست پیدا کرده است. اما کشته شدن تراژیک «کریس استیونز» سفیر آمریکا در لیبی و سه همراهش به ضرورت ادامه مبارزه همه جانبه با تروریسم دامن زد.

* کاهش محسوس قدرت عملیاتی القاعده

باوجود خشونت‌های موجود تعداد حملات جدی تروریستی به شدت کاهش پیدا کرده و به دلیل عملکرد بهتر سرویس های امنیتی، توانایی القاعده برای تکرار اقداماتی نظیر 11 سپتامبر به طرز محسوسی کاهش پیدا کرده است. همکاری نزدیک وزارت خارجه با سرویس های اطلاعاتی دیگر کشورها باعث شده تا تروریست ها نتوانند با تبلیغات داخلی پتانسیل جوان کشورها استفاده کنند.

* ضرورت تغییر رویه در مبارزه با تروریسم

این تلاش‌ها به معنی به راه انداختن «جنگ ایدئولوژیکی» به منظور تسخیر اذهان جمع کثیری از مردم دنیا نیست. بلکه استفاده از ظرفیت‌های دیجیتالی و ارتباطاتی برای نفوذ و عوض کردن جریان فکری گروه‌هایی کوچک ولو خطرناک در دنیاست است که فکر پیوستن به گروه‌های تروریستی را در ذهن می‌پرورانند.

* «شناخت مخاطب»، قاعدۂ اول در دیپلماسی عمومی

قاعدۂ اول در دیپلماسی عمومی «شناخت مخاطب» است. این نکته برای نفوذ در گروه‌های کوچک اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. در گذشته تلاش‌های ارتباطاتی برای مبارزه با تروریسم بر جوامع بزرگ مسلمان تمرکز می‌کرد. این یعنی انتخاب مخاطبان غلط، اغلب مسلمانان برخلاف بیشتر آمریکایی‌ها با نگرانی و ترس از تروریسم از خواب بلند نمی‌شوند. مسلمانان مخالف تروریسم هستند و خیلی از آن‌ها هم از پیامدهای آن آسیب دیده‌اند و میلیون‌ها مسلمان از این که در زمرۂ کسانی قرار بگیرند که عقاید و اعتقاداتشان دیگران را مرعوب می‌کند، ناخشنود هستند.

بنابراین ما چطور می‌توانیم با گروهی کوچک و عمدتا جوان که در معرض تحریکات تشکیلات تروریستی قرار می‌گیرند ارتباط برقرار کنیم؟ این گروه‌ها به‌راحتی توسط اقدامات عوامل حاشیه‌ساز این تشکیلات تحریک می‌شوند، مانند تهیه کنندۂ فیلمی که آتش اعتراضات علیه سفارتخانه‌ها و دیگر پایگاه‌های دیپلماتیک آمریکا در قاهره و خاورمیانه را شعله‌ور کرد.

در تابستان 2010 پرزیدنت اوباما پیشنهادی به وزارت خارجه ارائه کرد که شیوۂ دیگری را برای مقابله با این مشکلات در پیش بگیرند. استراتژی جدید توسط وزیر امور خارجه و همفکری دیگر اعضای کابینه کامل شد.

* چطور می‌توان به گروه‌های دارای پتانسیل تروریستی نفوذ کرد؟

بخشی از این استراتژی تشکیل «مرکز استراتژیک ارتباطاتی مبارزه با تروریسم»،  در وزارت خارجه بود. ما با دو اصل کار این مرکز را آغاز کردیم: اول، این ارگان بایستی حجم بالای اطلاعاتی را که بعد از 11 سپتامبر، از طریق سرویس های اطلاعاتی و صاحب نظران این زمینه از تروریست‌ها بدست آمده بود، جمع‌بندی و ساماندهی می‌کرد. ما می خواستیم تا حدی مخاطبانمان را بشناسیم.

دوم، تقویت همکاری‌های میان سازمانی در مورد چالش ارتباطی مورد نظر بسیار حیاتی بود. ما بر بنیادهای قوی که همکارانمان در دولت بنا کرده بودند، تکیه کردیم و در سفارتخانه‌ها و عملیات‌های خود از نظرات بی‌نظیر ماموران سرویس‌های خارجی مستقر در مناطق مورد نظر، استفاده کردیم.

ما یک تیم تخصصی از کارشناسان اطلاعاتی، نظامی و کارشناسان خارج از دولت تشکیل دادیم. این گروه که تعدادشان به 40 نفر رسید، از ابزارها و راه‌های مختلفی برای تاثیر بر رفتار گروه‌های مورد نظر استفاده می‌کنند.

از آشکارترین ابزارهای آن، تیم توسعه دیجیتال است. این گروه متشکل است از 20 نفر است که عمدتا به زبان‌های عربی، اردو و سومالی صحبت می‌کنند. اعضای این گروه در فضای مجازی، جایی که اغلب گروه‌های تروریستی در آن به دنبال طعمه‌های خود می‌گردند، از طریق پیوستن به بحث‌های آنلاین فعال هستند.

اما یک نسخه برای همه جواب نمی‌دهد. در سومالی گرایش به استفاده از رسانه‌های گروهی وجود دارد، درحالی‌که مدافعان ریشه دارتر القاعده از فضاهای گفتگوی وب استفاده می‌کنند. سفیر «آلبرتو فرناندز» از کارشناسان «مرکز استراتژیک ارتباطاتی مبارزه با تروریسم»، اخیرا به یک کمیسیون کنگره گفت «فعالان عرصه دیجیتال در فضای اینترنت با هم رقابت می‌کنند، جهت گفتگوها را تغییر می‌دهند و حریفان خودشان را گیج می‌کنند. برای مثال، در جاهایی مانند یمن که القاعده با مردم محلی رفتار خشونت آمیزتری داشته، آنها با پیغام‌های مستقیم و ویدئوهای کوتاه و نافذی نشان می‌دهند که مسلمانان، بسیار بیشتر از بقیه قربانی تروریسم می‌شوند.»

البته کاری هم که تیم دیجیتال و دیگر کارکنان «مرکز استراتژیک ارتباطاتی مبارزه با تروریسم» انجام نمی‌دهند و بسیار باید از آن پرهیز کنند، این است که آنها نباید سعی کنند مخاطبان خودشان را با سیاست‌های ایالات متحده همسو و موافق کنند. کار آنها این است که افراد را به تامل در مورد حملات علیه ایالات متحده ترغیب کنند. آنها بایستی اقدامات تروریستی را محکوم کنند، نه اینکه دوستان جدید پیدا کنند.

اطلاع رسانی در مورد سیاست‌های ایالات متحده و تاثیر بر افکار عمومی کار کارشناسان و دیپلمات‌های روابط عمومی است نه کارکنان «مرکز استراتژیک ارتباطاتی مبارزه با تروریسم».

تیم در مورد مسائل گستردۂ ایدئولوژیکی و دینی صحبت نمی‌کند. ماموریت آنها مشخصا برجسته کردن پیامدها و قربانی‌های تروریسم است تا تردیدهایی را ایجاد کنند، تردیدهایی در مورد رهبران و خود تروریسم و اینکه آیا این روش می‌تواند اثر مثبت و یا جایگاهی در حل مسائل جهان داشته باشد. هدف این گروه نهایتا کاهش تعداد تروریست ها است.

اندازه‌گیری نتایج این کار دشوار است، تاثیر گذاشتن بر گروه کوچکی از افراد که زمینۂ بسیار منحرفی از جهان دارند پیچیده است. رسیدن به پیروزی هیچگاه ساده نیست. یکی از اثراتی که ما دیده‌ایم این بود که میزان جانبداری از اقدامات تروریستی متقارن با پیام‌های «مرکز استراتژیک ارتباطاتی مبارزه با تروریسم» در حال کاهش بود. ما می دانستیم که پیام‌های ما به هدف می‌زنند. ما می دانستیم که در تزریق یک جریان مخالف موثر در این بحث‌های مهم موفق می شویم.

تروریست‌ها مدت‌ها قبل از 11 سپتامبر وجود داشته‌اند و به احتمال قوی در آینده هم به اشکال مختلف وجود خواهند داشت. کاری که ما باید بکنیم این است که پیوسته با استفاده از همۂ ابزارها و ظرفیت‌های موجود از تعدادشان بکاهیم. استفاده از ظرفیت‌های رسانه‌های گروهی به منظور ارتباط برقرار کردن با کسانی که پتانسیل پیوستن به گروه‌های تروریستی را دارند و دور کردن آنها از راه مخربی که می‌خواهند برگزینند، از تلاش‌هایی است که ما بایستی برای پیروز شدن در این صحنه جنگ قرن بیست و یکم ادامه دهیم.

چالش‌های وحشتناکی که ما در بنغازی شاهد بودیم این ضرورت را نشان می‌دهد که قبل از اینکه رفتارها به نقطه خشونت آمیز برسند، آنها را تغییر دهیم. طبیعی است که همیشه موفق نخواهیم بود. اما بخاطر دیپلمات‌هایی که از دست داده‌ایم باید تا آخرین نفس در این راه تلاش کنیم.

 

 

 


تشیع پیكر دوتن از سرداران حزب الله در شرق لبنان

پیكر دو تن از سرداران حزب الله كه چند روز پیش در حین انجام وظیفه تشكیلاتی خود به شهادت رسیدند، طی مراسم باشكوهی در شرق لبنان تشییع شد.
حزب الله طی مراسم باشكوهی پیكر سردار شهید ‹علی حسین ناصیف'(ابوعباس) و شهید ‹زین محمود مصطفی› را در روستای ‹بودای› واقع در بعلبك در شرق لبنان با حضور شیخ ‹محمد یزبك› رییس شورای دینی حزب الله، سید ‹ابراهیم امین السید› رییس شورای سیاسی حزب الله، ‹محمد یاغی› مسئول حزب الله در بقاع و جمع كثیری از اهالی و فعالان منطقه تشییع كرد.
مراسم تشییع پیكر این شهید از جلوی ساختمان بیمارستان ‹دار الحكمه› در بعلبك آغاز شده و تشیع كنندگان پس از طی مسیری طولانی سرانجام در حسینیه ‹وعد صادق› گردهم آمدند.
یزبك در سخنانی در این مراسم با ذكر ویژگی های اخلاقی این شهید بر ادامه راه مقاومت و جهاد تا تحقق پیروزی تأكید كرد.
این مراسم با اقامه نماز بر پیكر شهید توسط رییس شورای دینی حزب الله و خاكسپای پیكر وی در گلزار شهدای بعلبك به پایان رسید.

عواقب شوم خروج منافقين از ليست گروه‌هاي تروريستي بر عهده دولتمردان آمریکايي است

 

 

 

مبارزه با امپریالیسم که از شعارهای اصلی گروهک تروريستي منافقین در سال‌های ابتدایی  تشکیل آن برای اغوای جوانان محسوب می‌شد امروز با پناه گرفتن منافقین در دل امپریالیسم جهانی به سخره‌ای سهمگین تبديل شده است.

این که خارج کردن نام منافقین از لیست تروریستی گروه‌های تروریستی آمریکا چه عواقبی و چه ریشه‌هایی داشته از ابعاد گوناگون قابل بررسی است و لیکن پرداختن این اقدام آمریکا از لحاظ حقوقی موضوعی است که کارشناسان باید نظر بدهند.

در همین ارتباط محمد حسین پیامبری کارشناس ارشد و مسئول کمیته حقوق بشر موسسه راهبردی دیده‌بان در گفتگو با خبرنگار سیاست خارجی باشگاه خبرنگاران گفت:

نظرتان را راجع به تروریسم بین‌الملی و تهیه لیست تروریست‌ توسط برخی کشورها و اینکه چرا در چند دهه اخیر بحث تروریسم بسیار مهم ارزیابی شده بیان کنيد.

بعد از وقوع چند ترور در دهه آخر قرن بیستم که در پشت آنها قطعا برخی کشورها وجود داشتند ، موضوع تروریسم بین‌المللی و ترور دولتی مطرح شد و اینکه این موضوع می‌تواند ارتباط مستقیم با نقض و تهدید صلح جهانی داشته باشد.

بنابر همین استدلال برای اولین بار سال 1992 شورای امنیت در قضیه لاکربی ورود  پیدا کرد و اولین بار به طور رسمی یک عملیات تروریستی را منجر به تهدید صلح بین‌المللی دانست و بررسی این ترور را به طور مستقیم در دستور کار قرار داد، این اقدام شورای امنیت منجر به قطعنامه 748 در سال 1992 گردید که بعدها بارها مورد استناد قرار گرفت.

بعد از این قضیه صدور ده‌ها قطعنامه و اعلاميه از سوي ارگان‌هاي مختلف بين‌المللي از جمله مجمع عمومي و شوراي امنيت نشان از اهميت موضوع دارد.

جدي ترين اقدام سازمان ملل جهت مقابله با تروريسم مربوط مي شود به دو قطعنامه مهم شوراي امنيت در اين رابطه كه پس از حوادث تروريستي يازدهم سپتامبر در آمريكا صادر گرديدند؛ قطعنامه هاي 1368 و 1373 در سال 2001 .

قطعنامه 1368 در مورد تعیین دفاع مشروع فردی و جمعی به عنوان حق ذاتی دولت‌هاست و قطعنامه 1373 درواقع نوعی قانون‌گذاری بین المللی را برای همه کشورها به وقوع رسانده است.

اگر این دو قطعنامه عملیاتی شود تصمیمات مهمی در راستای تامین امنیت جهان و مبارزه با تروریسم محسوب می‌شود چرا که شوراي امنيت تكاليف قراردادي ناشي از كنوانسيون‌هاي ملل متحد در مبارزه با تروريسم را ( که در مجموع 12 کنوانسیون را شامل می‌شود) يكباره به تكاليف سازماني تبديل كرده كه بدون چون و چرا بر تمامي دول عضو تحميل مي گردد چنين فرايندي در سطح بين المللي نوعي «قانونگذاري بين المللي» است.

مهمترین تکالیفی که از این قطعنامه منتج می‌شود این موارد است: «الزام دولت‌ها به همكاري و معاضدت با يكديگر»، «مقابله با تامين مالي تروريسم »، «عدم پشتيباني مستقيم و غير مستقيم از تروريسم» و «جرم انگاري و تعقيب كيفري تروريسم» چهار تكليف مشترك تمام كنوانسيون‌هاي ملل متحد جهت مقابله با تروريسم است که همه کشورها از جمله دولت آمریکا ملزم به رعایت آنها می‌باشد چرا که  این چهار مورد را می‌توان قواعد عام مبارزه با تروريسم نامید .

آیا آمریکا در وارد کردن منافقین از لیست گروهک‌های تروریست بر اساس قوانین داخلی و  کنوانسیون‌های مورد اشاره ومصوبه شورای امنیت عمل کرده است؟

برای ارزیابی این عمل از لحاظ حقوقی باید به زمان و علت تهیه این لیست توجه نمود و اینکه این لیست به چه جهت و در چه زمانی تهیه شده است.

واقعیت آن است که این لیست قبل از وقایع 11 سپتامبر تهیه شده است ( در سال 1997) و شاید چون آمریکا درآن زمان پرچم مبارزه با تروریست را علم نکرده بود به عواقب وارد کردن نام منافقین به این لیست به خوبی نیاندیشیده بود کمااینکه وارد کردن نام منافقین را به این لیست به عنوان یک بده بستان سیاسی محسوب کرده و به صراحت وزرات خارجه بوش این اقدام را پیامی مثبت به دولت ایران توصیف کرد.

بنابراین طبق قوانین داخلی آمریکا و کنوانسیون‌های بین‌المللی، دولت آمریکا هیچ الزامی نسبت به وارد کردن نام منافقین در این لیست نداشت.

کما اینکه  بعد از گذشت دو سال از وارد کردن منافقین در لیست کنوانسیون منع تامین مالی تروریست ها ( 1999) تهیه گردید یعنی در زمان وارد کردن نام منافقین در این لیست حتی کنوانسیونی که به صراحت و مشخصا پشتیبانی مالی از گروه‌های تروریستی را منع کند وجود نداشت.

آیا اکنون که کنوانسیون‌ها و قطعنامه‌های فراوانی در رابطه با مبارزه با تروریست وجود دارد می‌توان خارج کردن نام منافقین را از لیست تروریست ها خلاف این قوانین و مقررات دانست؟

بله قطعا، لازم است بدانید چهار واقعه‌ای که دولت آمریکا برای وارد کردن نام منافقین به لیست تروریست ها آورده بود از این قرار است: کشتن 6 نفر آمریکایی در سال 1350 ( 1977) ، انفجار دفتر حزب جمهوری 1360 ( 1987) ، دفتر نخست وزیری ( 1987)و همکاری با ديکتاتورسابق عراق در سرکوب معترضان کرد یعنی سه دلیلی که ربطی به فعالیت‌های بالفعل آنها در زمان تهیه لیست نداشت.

دلیل این عدم تناسب بین دلایل وارد کردن و خارج کردن نام منافقین چیست؟

مهمترین دلیل همان دیدگاهی است که حتی در سخنرانی‌ها رسمی برخی مقامات غربی در مورد تروریست به صراحت گفته می‌شود و آن تقسیم تروریست به ترویسم خوب و بد است یعنی در یک تحلیل ساده می‌توان گفت منافقین که در عالم واقع قطعا یک گروهک ترویستی بوده و هستند، از نگاه دولت آمریکا در سال 1997 تروریست بد بوده اند و در سال 2012 تروریست خوب! چرا که ماهیت آنها هیچ تفاوتی از آنها سال‌ها نکرده است.

بر فرض محال در صورت پذیرفتن دلیل دولت آمریکا یعنی ترک فعالیت‌های تروریستی 10 ساله توسط منافقین آیا خارج کردن منافقین  از لیست برای ايران به عنوان يکي از قربانيان تروريسم و سازمان‌های بین‌المللی دليل موجهي محسوب می‌شود ؟

در مورد ملت  و دولت جمهوري اسلامي  ايران باید بگویم که به همان دلیلی که دولت آمریکا کشته شدن 6 نفر در سال 1972 (1350) از تبعه خود را در ایران توسط منافقین حتی تا سال 2012 فراموش نکرده چگونه ممکن است که ما کشته شدن 17هزار انسان بي گناه توسط منافقین را که آخرین آنها دانشمندان هسته‌ای مان بوده‌اند تا قرن‌ها به فراموشی بسپاریم؟

در مورد نگاه جهانی هم باید بگویم اسنادی که از وزرات دادگستری اعلام شده نشان می‌دهد که ازسال 2001 تا 2004  شواهد زیادی مبنی بر درجریان بودن و همکاری کردن اعضای منافقین در عملیات‌های تروریستی مختلف وجود دارد.

همچنین این اسناد به صراحت می‌گوید که دولت آمریکا از طریق جوامع بین‌المللی پول شویی، کمک‌های مالی بسیاری به این تروریست‌ها کرده  که این عمل صراحتا بر خلاف مفاد کنوانسیون سال 1999 مي‌باشد.

نکته دیگر آنکه حمایت‌ها و ارتباطات برخی مقامات بلند پایه آمریکایی مانند سناتورها با منافقین کاملا علنی و مشهود بوده و این نشان دهنده این است که این لیست تروریست‌ها عملا بدون کارکرد بوده چرا که اگر قرار بود هر نوع ارتباطی با گروهک‌های تروریستی که در قوانین آمریکا مانند قانون وطن پرستی( patriot ) نیز جرم محسوب شده، باید تا پیش از این بسیاری از این سناتورها مجرم شناخته می‌شدند درحالی که ابدا چنین چیزی را شاهد نیستیم و حتی انقدر این آش ارتباط با منافقین شور می‌شود که حتی وزرات دارایی امریکا دریافت مبالغ زیادی را توسط» ادوارد‌‌رندل» فرماندار سابق دموکراتیک پنسیلوانیا از منافقین مورد ایراد قرار می‌دهد و برای این سناتور احضاریه‌ای ارسال می‌نماید.

جالب آنکه همین سناتور در یک سخنرانی این مخمصه و نفاق دولت آمریکا را چنین توصیف می‌کند که « یک وزارت‌خانه ( منظور وزارت‌خارجه آمریکا) ما را ترغیب می‌کند که به mko نزدیک شویم و ارتباط داشته باشیم و یک وزارت‌خانه ما را متهم می‌نماید!!» فیلم این اعتراف نیز موجود است.

بنابراین می‌توان گفت طبل رسوایی دولت آمریکا در زمینه مبارزه با تروریسم نیز به صدا درآمده و با خارج کردن منافقین از لیست تروریست‌ها میخ آخر بر تابوت مبارزه با تروریسم کوبیده شد.

آیا خارج کردن نام منافقین از لیست سازمان‌هاي تروریستی از لحاظ حقوقی بر وضعیت فعلی منافقین در آمریکا تاثیر می‌گذارد؟

وضعیت حقوقی و وضعیت واقعی این گروهک را باید از هم تفکیک کنیم، منافقین تا قبل از این از لحاظ حقوقی با برخي محدوديت‌هاي مالي روبرو بودند و گاها دولت آمریکا مجبور بود از طریق بانک‌های ترکیه، فرانسه، بلژیک، نروژ، سوئد، اردن وبرخي کشورهای عربی وجوه خود را به این گروهک تروريستي انتقال دهد و لیکن امروز امريکا مي تواند علني  به آنها کمک مالی کند و حتی شاید درحمایت نظامی و سیاسی صریح‌تری داشته باشد.

ولیکن در عمل تفاوتی نکرده است چرا که تا قبل از این هم آمریکا بارها با اعمالی مانند اعطای پناهندگی به عوامل مشخص منافقین مانند سعید شاهسوندی  بر خلاف تصریح بند f ماده 3 قطعنامه 1373 شوارای امنیت عمل کرده بود و محدودیتی نداشته بنابراین در عمل فقط حمایت‌ها از این گروهک تروريستي صورت علنی‌‌ترخواهد گرفت.

این تصمیم اخیر آمریکا به خوبی نشان داد که  دولت آمریکا به چه اندازه به موضوع مبارزه با تروریسم به صورت منافقانه عمل می‌کند و علی‌رغم اطلاع از فعالیت‌هاي تروریستی آنها ادعای ترک 10 ساله عملیات تروریستی را داشته اند یعنی باید با افشا کردن سند اخیر وزارت دادگستری هرچه بیشتر نسبت به شناساندن چهره واقعی آمریکا اقدام کنيم چرا که این اقدام آمریکا ‌می‌تواند مقدمه‌ای برای اقدامات تروریستی منافقین در ایران و منطقه باشد که در این صورت عواقب شوم آن بر عهده دولتمردان آمریکايي است.