بایگانی ماهانه: دسامبر 2012

نبرد در دنیای صفر و یک

یونانی‌ها با لشکری متحد برای تسخیر شهر تروا بر آستانه دروازه‌های این شهر باستانی صف‌آرایی کرده بودند. نبردی که بیشتر برای طرفین جنبه حیثیتی داشت به معرکه‌ای از نبرد میان قهرمانان و حتی ساکنان افسانه‌ای کوه المپ بدل شده بود. حضور قهرمانانی مانند اولیس و آشیل نیز باعث نشد تا دروازه‌های مستحکم شاه پریام روی مهاجمان باز شود.

یونانیان که با ۱۰۰۰ کشتی به تروا حمله کرده بودند ده سال پشت دروازه‌های تروا زمینگیر شدند. سرانجام این اولیس بود که چاره کار را شناخت. به پیشنهاد او اسبی عظیم و چوبی و میان تهی ساخته شد. گروهی از بهترین جنگاوران در دل آن پنهان شدند و کشتی‌های یونان به ظاهر خسته از نبردی بی‌حاصل بادبان برافراشتند و ساحل را ترک کردند. تروایی‌ها شادمان از پیروزی حاصل از مقاومت ده ساله و بی‌توجه به اندرزهای پیشگویان، اسب را هدیه یونانی‌ها و دلیلی بر شکست آنها دانستند و آن را به میدان شهر بردند. آنها پس از ده سال جنگ، محاصره، بدبختی و وحشت تا نیمه‌های شب به پایکوبی و جشن پیروزی پرداختند. نیمه‌شب که تروایی‌ها برای اولین بار پس از ده سال آسوده در خواب بودند، سربازان یونانی از دل اسب بیرون آمدند و دروازه‌های مستحکم تروا را گشودند. سربازان به ظاهر سفر کرده یونانی از کمینگاه خود به درون شهر حمله کردند و تروا سقوط کرد. شهری که ده سال دروازه‌های خود را بر حملات فیزیکی دشمنانش بسته نگه داشته بود اسیر نیرنگ و حیله‌ای شد و سقوطش را به چشم دید.

داستان تروا و اسب معروف او مربوط به دورانی است که تاریخ و اسطوره در هم آمیخته‌اند؛ ردپای حقیقت در سایه‌های افسانه پنهان شده است. هزاران سال باید از آن نبرد می‌گذشت تا انسان مدرن که افتخارش کشتن اسطوره‌های باستانی بود شاهد سقوط دوباره باورهای مدرنش به دست اسب‌های تروا باشد. امروز اسب‌های تروا بازیگران اصلی نبردهای مدرنی را شکل داده‌اند که جایگزین نبردهای سنتی شده‌اند.

اسب تروای دیجیتالی

اسب تروا یا تروجان هورس، در زبان امروزه ما بیشتر از آن‌که اشاره به آن داستان افسانه‌ای داشته باشد واقعیتی عینی را هدف قرار داده است. در دورانی که روز به روز زندگی و همه ساختار‌های نظامی، سیاسی، فرهنگی، تجاری و اقتصادی بر داده‌های دیجیتال و شبکه‌های کامپیوتری استوار است، نرم‌افزارهای مخربی وجود دارند که بدون دعوت شما و معمولا پنهان در دل برنامه‌ای خوش ساخت و جذاب (همانند همان اسب معروف) وارد حریم دیجیتال شما می‌شود و هنگامی که انتظار ندارید از دل آن بیرون می‌آید و زمام این شهر الکترونیک را به دست می‌گیرد.

بطور خاص‌تر اسب‌های تروا در حقیقت‌ گونه‌ای از بد‌افزارها هستند. اینها کدهای کامپیوتری بوده که هکر‌ها برای نفوذ به سیستم‌های کامپیوتری طراحی می‌کنند. معمولا این برنامه‌ها در قالب ایمیل‌های تبلیغاتی، صفحات خاصی از وب یا نرم‌افزارهای مختلف پنهان می‌شوند. زمانی که شما آن برنامه را اجرا می‌کنید این کد فعال شده و در سیستم شما خانه می‌کند و بنا بر نوع طراحی، فعالیت خود را آغاز می‌کند. بسیاری از اسب‌های تروا برای دزدیدن کلمات عبور کاربران، از کار انداختن رایانه هدف، فراخوانی برنامه‌ای خاص در زمان مشخص، ارسال هرزنامه از رایانه شما به دیگران، جمع‌آوری داده‌های ذخیره‌شده در کامپیوتر، تهیه تصویری از صفحات کاربری کاربران و ثبت داده‌های آنها و ارسال به هکرها، طراحی می‌شوند. در مقابل این گروه‌های طراح، شرکت‌های امنیت رایانه‌ای نظیر طراحان ضد ویروس‌ها بطور منظم این نرم‌افزارهای جدید را زیر نظر می‌گیرند تا برنامه مقابله با آنها را نیز طراحی کرده و در اختیار مشتریان قرار دهند. تا مدت‌ها این تروجان‌ها و ویروس‌ها (ویروس‌ها البته ساختار فنی متفاوتی از اسب‌های تروا دارند) برای سرقت اطلاعات شخصی و در نهایت در نبرد میان شرکت‌های تجاری برای جاسوسی صنعتی یا از کار انداختن امکانات رقیب به کار گرفته می‌شد، اما با افزایش وابستگی ما به دنیای شبکه نقش این بدافزارها و بازه اقدام آنها نیز توسعه پیدا کرد. امروز همه ما از سیستم‌های آنلاین بانکی استفاده می‌کنیم و احتمالا هر کدام از ما ده‌ها نام کاربری و رمز عبور داریم. بیشتر این موارد نه تنها روی کامپیوترهای شخصی، که روی تبلت‌ها و گوشی‌های هوشمند ذخیره شده است. رشد شبکه‌های اجتماعی از سوی دیگر باعث شده است حضور آنلاین و دیجیتال ما به اندازه حضور فیزیکی ما در دنیای واقعی پررنگ شود. به این ترتیب، هک‌کردن یک گوشی تلفن هوشمند عملا می‌تواند تمام جزئیات و روش زندگی یک نفر را در اختیار هکر قرار دهد. از دوستان و آشنایان و رمزهای یک نفر گرفته تا غذای مورد علاقه و حتی احساساتی که او در محیط‌هایی مانند توئیتر، فیس‌بوک یا گوگل پلاس با دیگران به اشتراک می‌گذارد.

دولت الکترونیک و خطرات فزاینده

امروزه دولت‌های جهان و سازمان‌های بین‌المللی یا الکترونیک شده‌اند یا به سمت الکترونیک شدن پیش می‌روند. دیگر کسی نامه‌نگاری سنتی را به صرفه نمی‌داند و ترجیح می‌دهد از پست الکترونیک استفاده کند. ما از طریق نرم‌افزارها و اپلیکیشن‌های نصب شده روی سیستم‌های خود، کنفرانس‌های تصویری برگزار می‌کنیم و سیاستمداران نیز از این قانون مستثنی نیستند. زیرساخت‌های مهم کشورها نیز به ناچار به شبکه‌های آنلاین متصلند یا توسط سیستم‌های رایانه‌ای کنترل می‌شوند. همین موضوع باعث شده است تا مفهوم نبردهای مهم به طور چشمگیری تغییر کند. امروزه شبکه‌ای بزرگ از کامپیوترها در یک کشور، صنعت، تجارت و سیاست آن کشور را کنترل می‌کنند؛ شبکه‌ای که اگر از آن خوب مراقبت نشود، می‌تواند بسادگی مورد حمله سایبری قرار گیرد.

اگر داستان‌های علمی تخیلی را دنبال کنید آنها از زمانی صحبت می‌کردند که نبردها دیگر از عرصه میدان‌های جنگ جمع می‌شوند و قدم به دنیای دیجیتال می‌گذارند. اگر قرار است دو کشور در مقابل هم صف‌آرایی کنند، با توجه به این‌که عمده تاسیسات زیرساختی آنها مبتنی بر بسترهای دیجیتال است، این امکان وجود دارد که به جای حمله نظامی به اهداف مهم، آنها را مورد حمله سایبری قرار داد. امروز این دوران آغاز شده است و جالب این‌که کشور ما در میانه این نبرد قرار دارد.

استاکس‌نت؛ هوشمند و مخرب

دو نمونه از مهم‌ترین ویروس‌های مخرب که احتمالا با حمایت‌های دولتی طراحی شده و اهداف کلان و زیرساخت‌های یک کشور دیگر را هدف گرفته‌اند و عملا پرچمدار جنگ سایبری قرن ۲۱ بودند هدفشان را در ایران جستجو می‌کردند.

ویروس مخرب استاکس‌نت، نمونه اول این موارد بود. پیش از این ویروس‌ها برای شناسایی و جاسوسی و حتی خرابکاری در سیستم‌های صنعتی به کار گرفته شده بودند، اما این ویروس بسیار پیچیده که سال ۲۰۱۰ شناسایی شد، اولین موردی بود که بنابر نظر کارشناسان و متخصصان و محافل رسانه‌ای از سوی یک کشور و با هدف حمله به تاسیسات زیرساختی کشور دیگری ساخته شده بود. بعدها معلوم شد یکی از اهداف اصلی این ویروس سامانه‌های کنترل نیروگاه اتمی بوشهر بوده است.

شناسایی این ویروس و آشکار شدن عملکردش باعث شد بسیاری آن را نقطه شروع علنی جنگ‌های سایبری در نظر بگیرند.

این ویروس این توانایی را داشت که در سیستم‌های هدف نفوذ کرده و بطور هوشمند و در حالی که خود را در زیر لایه‌های مختلف پنهان می‌کند کنترل بخش‌های حیاتی را در نظر بگیرد. این ویروس می‌توانست داده‌های واقعی سیستم را پنهان کرده و به جای آن داده‌های اشتباهی را به سیستم‌های کنترل ارسال کند، امری که در برخی موارد می‌تواند به از بین رفتن یک تاسیسات عظیم منجر شود. یک سیستم بسیار ساده را تصور کنید که شامل یک ظرف فشار (مانند یک دیگ زودپز) یک فشار سنج و یک سیستم قطع‌کننده منبع انرژی است. در این مثال فرض کنید فشارسنج درون محفظه فشار قرار دارد و هرگاه فشار از حد ایمنی بالاتر رفت سیستم کنترل منبع گرما دهنده زیر این منبع (مثلا اجاق گاز) را خاموش می‌کند. اگر واسطه‌ای در این بین قرار بگیرد و به جای دمای واقعی دیگ عدد اشتباه و بسیار پایین‌تری را به سیستم کنترل ارسال کند، واحد قطع‌کننده عملا متوجه گذشتن دما و فشار از آستانه خطر نمی‌شود و اجاق را خاموش نمی‌کند. افزایش فشار ممکن است به انفجار دیگ شما منجر شود. این مثال را در مقیاس صنعتی بزرگ کنید تا متوجه شوید چنین کرم رایانه‌ای مخربی تا چه حد می‌تواند خطرناک باشد. در واقع چنین ویروس‌هایی می‌توانند کار بمباران یکی از زیرساخت‌ها را انجام دهند. اگرچه استاکس‌نت به سرعت شناسایی و جلوی عملیات مخربش گرفته شد، اما این ویروس نشان می‌داد عصر جدید آغاز شده است. جنگ‌ها دیگر بدون سر و صدا و بدون اعلام قبلی و در جایی که انتظارش را نداریم آغاز می‌شوند.

رقص مرگبار شعله

نمونه دوم حتی از نمونه اول سهمناک‌تر بود؛ ویروسی که به نام شعله معروف شده است. خبر کشف این ویروس بیست و هشتم می‌۲۰۱۲ همزمان از سوی مرکز واکنش اضطراری مسائل کامپیوتری ایران، آزمایشگاه موسسه مبارزه با تهدیدات کامپیوتری کاسپراسکای و آزمایشگاه CrySys وابسته به دانشگاه بوداپست اعلام شد.

این تهدید رایانه‌ای نیز در واقع یک اسب تروای ویژه بود. بررسی‌ها نشان داد که ورودی این اسب تروا می‌تواند درگاه یو اس بی یا روش‌های دیگر ورودی باشد. این نرم‌افزار پس از ورود به سیستم و پنهان شدن در آن می‌تواند عملیات جاسوسی خود را آغاز کند. نخستین بار پس از هشدارهای وزارت نفت ایران این ویروس ردگیری و شناسایی شد.

این ویروس این قابلیت را داشت که از صفحات فعال کامپیوتر عکسبرداری کند، رمز‌های کدگذاری شده را سرقت کرده، میکروفن‌های کامپیوتر را به صورت خودکار روشن و اقدام به شنود کند و حتی از طریق کامپیوتری که در آن منزل کرده است ابزارهایی که به فناوری ارتباطی بلوتوث مجهز بوده و در بازه دستگاه آلوده قرار دارد نیز فعال و اطلاعات آنها را سرقت کند. بررسی‌ها نشان داد که به احتمال زیاد این ویروس نیز از طریق سازندگان استاکس‌نت طراحی و ساخته شده است.

اگرچه این بار نیز مظنون اصلی به نوشته روزنامه‌های آمریکایی دولت این کشور بود، اما خطرات بالقوه این ویروس که احتمالا از سال ۲۰۱۰ و همزمان با استاکس‌نت در شبکه‌های مختلف نفوذ کرده است به قدری بود که رئیس‌جمهور آمریکا به سازمان‌های دولتی این کشور توصیه کرد برای مقابله با این ویروس آماده باشند. البته باراک اوباما تنها کسی نبود که در این باره هشدار می‌داد.

برای اولین بار در تاریخ، سازمان ملل متحد در باره خطرات بالقوه این ویروس به کشورهای عضو هشدار داد و با اشاره به خطرات بالقوه‌ای که این ویروس می‌تواند در پی داشته باشد از آنها خواست این موضوع را در اولویت قرار داده و به بررسی ایمنی سیستم‌های خود بپردازند.

به این ترتیب نبرد رسمی و علنی سایبری مدتی است آغاز شده است، اما در این بین تنها دولت‌ها و تاسیسات زیرساختی نیستند که در خطر قرار دارد. اگر هشدارها و احتیاط‌های لازم به عمل نیاید ممکن است گوشی تلفن شما، رمز‌های بانکی، مکالمات یا پیام‌های شما نیز از سوی افراد سودجو مورد سوءاستفاده قرار گیرد. به این ترتیب اسب افسانه‌ای تروا این روزها بیش از هر زمانی در تاخت و تاز اطراف ماست.

غارنشین یا سفر به فضا؟

در این شرایط شاید بسیاری فکر کنند فناوری جامعه را ناامن‌تر کرده و خطرات اطراف ما را افزایش داده است، اما واقعیت این است که این ساده‌دلانه‌ترین برداشت از وضع موجود است. فناوری و پیشرفت آن موضوع واقعی و ضروری است و مواجهه با خطرات رشد فناوری به معنی غلط بودن استفاده از آنها و ضرورت بازگشت به دوران غارنشینی نیست. واقعیت این است که انقلاب فناوری دیجیتال زندگی ما را به مرحله نوینی وارد کرده است و ما سطح و سبکی از زندگی را تجربه می‌کنیم که پیش از این وجود نداشته است. ورود الزامی ما به این سطح جدید به قدری سریع رخ داده که بسیاری از ما هنوز اگرچه کاربران این سیستم‌ها هستیم، اما تفکرمان را متناسب با آن اصلاح نکرده‌ایم. متاسفانه و بویژه در سال‌های اخیر موجی از فناوری هراسی یا تکنوفوبیا در بین جوامع مختلف و از جمله کشور ما تبلیغ می‌شود. چنین کاری نه چرخ‌های زمان را به عقب بازمی‌گرداند و نه نیاز‌های ما به فناوری روز را کاهش می‌دهد. تنها راه مقابله با چنین تهدیدهایی ـ حداقل در سطح عمومی و فردی ـ آشنا کردن مردم با فناوری و پرهیز از ترساندن آنها از دنیای مدرن است. در سطح کلان نیز همان‌گونه که هر دوره‌ای با پیشرفت ابزارهای مبارزه و جاسوسی، طرح‌ها و سیستم‌های پدافندی مناسب آن طراحی شده است این بار نیز همین روند در دستور کار همه کشورها قرار دارد.

اگرچه اسب‌های تروا این روزها از کامپیوترهای به ظاهر خاموش در محرمانه‌ترین جلسات، تا دل صنایع یا حتی جیب لباس شما ممکن است جولان بدهند، اما نباید فراموش کرد آنچه باعث سقوط شهر تروا پس از مقاومتی ده ساله شد، اسب تروا نبود، بلکه شهروندان تروایی بودند که اسب را هدیه‌ای فرض کردند و درهای دژ مستحکم خود را در برابر آن باز کردند و آن را به میانه شهر آوردند. سپس بنای سرخوشی و بی‌خیالی و عشرت در پیش گرفتند و در کنار تهدید پنهان آسوده سر به بالین نهادند. راه‌حل سقوط تروا خراب کردن شهر تروا نبود، تنها لازم بود بیشتر مواظب هدیه مشکوک دشمنانشان ‌باشند.


تکثرگرایی نقطه مشترک عرفان‌های سکولار

نکته مشترکی که در مطالعه ابعاد مختلف عرفان‌های غیرالهی و سکولار می‌توان مشاهده کرد، اعتقاد به تکثر و نبود حقیقتی واحد است؛ این اعتقاد چه در عرفان‌های شرق دور مثل آئین ذن و عرفان دالایی لاما، چه در عرفان‌های کهن هندی مثل بودیسم، تنتره و یوگا و نسخه‌های جدید آنها مانند عرفان اشو، سای بابا، رام الله و حتی در عرفان‌های کهن و جدید غربی مانند عرفان‌های ساحری سرخ پوستی و عرفانی مانند اکنکار به وضوح قابل مشاهده است.

همچنین این عقیده توسط عرفان‌های وارداتی که در داخل تبلیغ می‌شوند و ریشه در عرفان‌های غیراسلامی و عمدتاً شرقی دارند نیز (مانند عرفان حلقه) به شدت ترویج می‌شود.

برخلاف آیین‌ها و عرفان‌های اشاره شده که غالباً هیچ ارتباطی با ادیان آسمانی ندارند، تأکید بر وجود حقیقت واحد و منحصر بودن راه نجات در صراط مستقیم ارائه شده توسط ادیان الهی و ابراهیمی از مهمترین عقاید و بنیان‌های این ادیان محسوب می‌شوند.

اهمیت اعتقاد به وحدانیت و وجود حقیقتی واحد تا بدانجاست که حتی مسیحیت تثلیثی نیز سعی در ارائه  تصویری واحد از خداوندی دارد که در 3 شکل پدر، پسر و روح القدس معرفی می‌شود؛ هرچند عدم توانایی متکلمین و فیلسوفان مسیحی در توجیه وجود وحدت در پس تثلیث همواره به عنوان پاشنه آشیل این دین محسوب شده است اما با این وجود بزرگان مسیحیت هیچ‌گاه حاضر به قبول حقیقت متکثر و عدم وجود حقیقت واحد نشده‌اند.

از این رو اعتقاد به توحید همواره مهمترین عقیده و بنیان اعتقادی ادیان الهی بوده است؛ روایت نقل شده از نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و علی آله و سلم که فرمودند: «قولوا لا اله الا الله تفلحوا» خود به تنهایی حاکی از اهمیت توحید و اعتقاد به حقیقت واحد است.

با توجه به آنچه گفته شد، تکثرگرایی و تکذیب حقیقت واحد توسط عرفان‌هایی با منشاء زمینی را در دو نکته می‌توان خلاصه کرد.

اول اینکه مبدعان این عرفان‌ها خود قادر به اثبات بنیان‌های عرفان خود از طرق عقلانی، تجربی یا وحیانی نبوده‌اند و بدین منظور همواره از بحث و جدل‌های علمی و عقلی گریزان بودند؛ برای مثال بودا با صراحت تمام، هرگونه تفکر فلسفی و عقلانی را نفی می‌کند و مدعی است که فقط در پی کاهش آلام بشری است؛ پیروان یوگا نیز که از اثبات ادعاهای خود از طرق عقلانی، وحیانی و تجربی عاجزند، سخنان بزرگان یوگا مانند پاتانجلی را تجربیات درونی او دانسته‌اند!؛ در مورد عرفان ساحری و سرخ-پوستی کاستاندا هم این نکته قابل توجه است که این آئین دچار نوعی شکاکیت است.

اگر عدم توانایی عرفان‌های فوق‌الذکر در اثبات ادعاهای خود را به عنوان مبدأ اصلی تکثرگرایی آنان دانست، مقابله با ادیان آسمانی و جلوگیری از گرایش مردم به سوی این ادیان در طول تاریخ را می‌توان به عنوان محرک اصلی در تبلیغ غلیظ این اعتقاد توسط مبلغان اینگونه آیین‌ها به حساب آورد.

همانطور که گفته شد، اعتقاد به وجود حقیقت واحد بنیان اصلی ادیان الهی است بنابراین نفی وجود هرگونه حقیقت واحد در واقع به نفی خدا و مبارزه با ادیان الهی منتهی می‌شود؛ از این روست که ژست روشنفکری و ادعای نجات بخش بودن تمام ادیان در واقع نقابی زیبا برای پنهان کردن چهره کریه و شیطانی این عرفان‌هاست که برای مبارزه با ادیان الهی شمشیر را از رو بسته‌اند.


آمار قربانیان جنسی مجری BBC حدود 500 نفر است

اسکاتلندیارد اعلام کرد تحقیقات درمورد پرونده سواستفاده جنسی جیمی سویل از کودکان خاتمه یافته و آمار قربانیان بالغ بر 500 نفر است.

اسکاتلندیارد اعلام کرد تحقیقات درمورد پرونده سواستفاده‌های جنسی جیمی سویل، مجری سابق بی‌بی‌سی که به «عملیات یوتری» معروف است پایان یافته و نتیجه آن پس از جمع‌آوری اطلاعات اوایل سال 2013 اعلام می‌شود.
عملیات یوتری در سه بخش درمورد پرونده سویل تحقیق کرده است؛ جرایم سویل، جرایم سویل و دیگران بطور مشترک و جرایم دیگران. در این تحقیقات از هفت نفر بازجویی شده است و از این بین شش نفر بازداشت شده‌اند.
چهره‌های معروفی در این پرونده بازداشت شده‌اند؛ از جمله فردی استار کمدین، دیو لی تراویس که دی‌جی است و ویلفرد دوآت، تهیه‌کننده سابق برنامه‌های تلویزیونی. گری گلیتر شخص دیگری است که در این رابطه بازداشت شده اما درمورد او هنوز اتهامی ثابت نشده است.
روز دوشنبه از یک مرد 80 ساله نیز بازجویی و مردی 60 ساله بازداشت شد. در عملیات یوتری 30 مامور پلیس در حال انجام وظیفه هستند، این عملیات تاکنون دو میلیون پوند هزینه داشته است.
اسکاتلندیارد اعلام امیدواری کرد به زودی تصویری واضح از جرایم سویل ارائه دهد. «ما به شدت از قربانیانی که با ما تماس گرفتند و از شجاعت آنها تشکر می‌کنیم. بدون آنها اصلا تحقیقاتی صورت نمی‌گرفت. تا امروز بیس از 500 قربانی با ما تماس گرفته‌اند که از میان آنها 200 نفر مورد آزار جنسی قرار گرفته بودند.»
سویل که سال گذشته در 84 سالگی درگذشت به عنوان مجری برنامه‌های پرمخاطبی مثل «Jin’ll Fix It» از شبکه بی‌بی‌سی شهرت داشت. اتهام سویل سواستفاده جنسی از کودکانی بوده که در برنامه او شرکت می‌کردند.
جدا از عملیات یوتری، تحقیقات دیگری نیز درمورد سویل در حال انجام است، یکی از این تحقیقات بررسی علل لغو بازجویی از سویل و به جریان افتادن پرونده رسوایی او در سال 2009 است.

روزنامه «دیلی‌میل»: خانواده‌های انگلیسی باید بین گرم کردن منزل و غذا خوردن، یکی را انتخاب کنند

افزایش هزینه‌های انرژی در بریتانیا باعث شده است که برخی از خانواده‌های انگلیسی بین غذا خوردن و گرم کردن منازلشان مجبور به انتخاب یکی باشند.

به گزارش  روزنامه انگلیسی دیلی‌میل، مردم بریتانیا طی سال آینده میلادی که یک ماه دیگر آغاز خواهد شد با قبض‌های گران‌تر انرژی مواجه خواهند شد.
بنابراین گزارش، مردم بریتانیا زمستان امسال مجبورند از بین غذا خوردن و گرم کردن منازلشان یکی را انتخاب کنند.
در شرایطی که سرما آزاردهنده است و شرکت‌های تولید انرژی در بریتانیا به رکوردی در سودآوری دست یافته‌اند، به مشتریان این شرکت‌ها گفته شده است که منتظر رنج بیشتر باشند، چرا که قیمت‌های انرژی شاهد افزایش 5 درصدی خواهد بود. این افزایش قیمت منجر به افزایش 70 پوند در بهای هر قبض انرژی معمولی خواهد شد و میلیون‌ها خانواده بریتانیایی با افزایش 1420 پوند در هزینه‌های سالانه خود مواجه می‌شوند.
برخی گروه‌های مصرف‌کننده بر این باورند که افزایش قیمت حتی بیشتر از این خواهد شد و به 15 درصد خواهد رسید.
طی سال جاری میلادی قیمت هر قبض انرژی در بریتانیا در حدود 7 درصد افزایش یافته است. در سال 2004، هر خانواده انگلیسی در حدود 522 پوند در سال صرف هزینه‌های انرژی می‌کرد حال آنکه در کمتر از یک‌دهه این هزینه 159 درصد افزایش یافته و به 830 پوند رسیده است.

خالي ماندن کاسه گدايي VOA در خيابان 16 آذر

شبكه تلويزيوني «صداي امريكا» كه پيش از اين با موضع گيري هايش طيف گسترده اي از مخاطبين خود را از دست داده بود، اين روزها بسيار تلاش مي كند تا با تغيير رويه پرخاشگرانه و مهاجمش علیه جمهوری اسلامی ضمن نشان دادن چهره اي متفاوت و یا شبیه به «بی بی سی فارسی» نظر ديدگاه هاي مختلف فكري را فراهم كند.

شبکه «VOA» که به صورت رسمی منابع مالی اش از سازمان جاسوسی آمریکا «سیا» تامین می شود، با راه اندازي برنامه اي تحت عنوان «روي خط» تلاش دارد تا به نوعي با طرح ديدگاه هاي مختلف حول يك موضوع مشخص در انتها زمينه غالب شدن ديدگاه مورد نظر اداره كنندگان اين شبكه را فراهم كند.
اما برنامه تلويزيوني روي خط در اين هفته و به مناسبت روز دانشجو، موضوع خود را حول محور جنبش دانشجويي قرار داد كه البته به دليل برخي رفتارهاي غيرحرفه اي گردانندگان آن همچون قطع بي مورد صداي منتقدان اين شبكه كه از نظر نگاه سياسي مدافع شرايط حاكم هم نيستند اما با تحريك ها و تحليل هاي جانبدارانه اين شبكه تلويزيوني نيز مخالفند؛ باعث افشاي بيشتر ماهيت اين شبكه آمريكايي و خالي ماندن كشكول گدايي آن از جنبش دانشجويي و 16 آذرماه شد.
اين اتفاق آنجايي بيشتر خودنمايي كرد كه برنامه روي خط براي تقويت گفتمان ضد امريكايي در جنبش دانشجويي ايران و طرح مطالبي همسو با خود ضمن برقراري ارتباط با فردي به نام «مجيد زربخش» از فعالان جبهه ملي و البته طبق معرفي تلويزيون صداي امريكا «دبير پيشين كنفدراسيون دانشجويان» -كه البته معلوم نيست پيرمردي 80 ساله كجايش شبيه دبير پيشين يك تشكل دانشجويي است!- تلاش كرد تا با ارائه تحليلي از زبان ميهمان تلفني خود اين حرف را بيرون بياورد كه با توجه به تغيير ماهيت جنبش دانشجويي در ايران و خصوصاً طي سال هاي گذشته، تغيير روز دانشجو از 16 آذرماه را به 18 تير به عنوان مطالبه يك فعال 80 ساله جنبش دانشجويي مطرح كند.
بي پايه و اساس بودن تحليل مجري برنامه از يك سو و پر رنگي ماهيت ضداستكباري جنبش دانشجويي در ايران كه همچنان پا برجا مي باشد از سويي ديگر باعث شد تا ميهمان از پيش تعيين شده اين برنامه نيز با تحليل صداي امريكا همراهي نكرده و اعلام كند: «جنبش 16 آذر جنبشي بر مبناي مطالبات آزادي خواهانه، مخالفت با استبداد و خواستن استقلال و اعتراض به دخالت خارجي در امور داخلي كشور پس از كودتاي 28 مرداد است…. تغيير اين مناسبت اصلاً معنايي ندارد».
در ادامه اين برنامه نيز «صداي امريكا» با برقراري ارتباط با مخاطبين خود ضمن تلاش براي به نمايش گذاشتن يك وجهه بي طرف رسانه اي نظرات مخاطبينش را پخش كند كه البته اين شبكه تلويزيوني به محض اينكه مخاطبينش قصد بيان حرفي بر خلاف ديدگاه سياست هاي رسانه اي اين شبكه را داشت با عكس العمل عصبي و غير حرفه اي مجري برنامه مواجه مي شد و در ادامه به قطع صحبت هاي وي اقدام مي كرد و اينگونه کاسه گدایی شبكه تلويزيوني «صداي امريكا» در خيابان هميشه ضدامريكايي 16 آذر خالي ماند و استراتژي سياستگذاران اين شبكه براي تغيير روز دانشجو با در بسته روبرو شد.

منافقین باقی مانده در پادگان اشرف مسلح و بسیار خطرناک هستند

فرمانده نیروهای ارتش عراق مستقر در پادگان اشرف به خانواده‌های متحصن در مقابل پادگان اشرف هشدار داد که مراقب منافقین باقی مانده در این پادگان باشند.

وی با اشاره به درگیری 19فروردین1390 میان اعضای منافقین و پلیس عراق گفت: در آن حادثه معلوم شد که اعضای منافقین هنوز هم سلاح در اختیار دارند و در آن درگیری بسیاری از اعضای کشته شده منافقین با گلوله خود این گروهک کشته شدند.

وی ضمن تاکید بر اخراج قریب الوقوع اعضای باقی مانده در اشرف ادامه داد: با توجه به سوابق این گروهک تروريستي به خانواده‌های مستقر در مقابل پادگان اشرف هشدار می‌دهم که به اعضای منافقین نزدیک نشوند و از درگیری با آنها به شدت پرهیز کنند.

این فرمانده نظامی تاکید کرد:  از اعضای تروریستي این گروهک انتظار انجام هر عملی را داریم و خانواده‌های مقابل این پادگان باید مراقب باشند و به توصیه های پلیس عراق توجه کنند.

بر همین اساس گروه‌ خبرنگاران ایرانی و بین‌المللی که از بخش‌های آزاد شده پادگان اشرف دیدن کردند در میان اسناد و لوازم باقی مانده از منافقین تعدادی گلوله خمپاره 120 کشف کردند.

بر اساس اين خبر بقایای پوکه‌ها و تجهیزات نظامی باقی مانده از منافقین در پادگان اشرف نشان می‌دهد که این گروه تروریستي هنوز هم مجهز به سلاح‌های سبک و نیمه سنگین هستند.

گفتنی است اعضای گروهک تروريستي منافقین در سال 2003 و پس از حمله آمریکا به عراق، ادعا کردند که سلاح های خود را به آمریکایی‌ها تحویل دادند اما این موضوع هیچ‌گاه از سوی فرماندهان آمریکایی تایید نشد.


چرا احتمال حمله اسرائیل به ایران منتفي شد؟

پیروزی افتخار آمیز مقاومت در جنگ 8 روزه، علاوه بر ایجاد روحیه ی اعتماد به نفس در جبهه مقاومت، دارای نکات قابل توجهی هم بود که می تواند برای آینده مورد توجه قرار بگیرد. این مطلبی است که از چشم سران مقاومت اسلامی لبنان هم دور نمانده است. روزنامه ی السفیر لبنان در گزارشی به همین موضوع پرداخته که ترجمه ی کامل آن را تقدیم می کنیم:

در هشت روزی که تجاوز صهیونیست ها به غزه ادامه داشت، حزب الله لبنان برای مواجهه ی با هر احتمالی، در اعلی درجه آماده باش و در آمادگی صد در صد به سر می برد. بعد از تمام شدن جنگ هم، فرماندهان حزب الله اجرای یک مطالعه عمیق پیرامون تجربه جدیدی که گروه های مقاومت فلسطینی در مواجهه با ارتش اسرائیل به وجود آوردند را در دستور کار قرار دادند تا بدین ترتیب بتوانند دروس و عبرتهای لازم را از آن استخراج نمایند.
بنابراین، می توان گفت که «حزب الله»، چه در طول جنگ و چه بعدش، بر این اساس عمل می کرد که این یک درگیری واحد بین صهیونیست ها و دشمنانشان است، اگرچه که این درگیری در جبهه های به ظاهر متفاوت رخ بدهد [مثلا یک بار در لبنان، یک بار در غزه و …] و در نتیجه، همه ی جزئیات درگیری در غزه را به خود مربوط می دانست. حتی می توان گفت که حزب الله، به نوعی در پیروزی ای که در غزه حاصل شد سهیم بود، از طریق مشارکتش در رساندن توانمندی های فنی و نظامی و همچنین سلاح به داخل غزه ی تحت محاصره طی چند سال گذشته.
با توجه به به این پیوستگی بین جبهه های مختلف درگیری با اسرائیل، جنگ 8 روزه (با تمام ابعادش) یک نوع «شبیه سازی» عملی برای جنگی با ابعاد بزرگ تر بود، جنگی که لبنان و شاید حتی بعدها بعضی کشورهای منطقه را در بر بگیرد. و این همان نکته ایست که اهتمام حزب الله به تشریح نتایج این جنگ و نکته گیری از آن و دقت در نکات مختلف آن را تفسیر می کند.
در همین راستا باید گفت که «پرده ی آخر» از درگیری های فلسطین-اسرائیل، به حزب الله این فرصت را داده است که بتواند به صورت حقیقی و مستقیم میزان قدرت دشمن را بعد از جنگهای 33 روزه و 22 روزه بسنجد و ببیند آن گروه های تحقیق و مانورهایی که اسرائیل بعد از آن دو جنگ تشکیل داد و اجرا کرد (و هدف همه شان ترمیم خلل هایی بود که در ارتش و جبهه ی داخلی اسرائیل در طول جنگ رخ نمایانده بود) به کجا رسیده است.
نتایجی که تا کنون حزب الله از جنگ غزه گرفته است
اگرچه استخراج تمام نکات جنگ 8 روزه ی غزه طبعا نیازمند وقتی طولانی تر است، اما فرماندهان حزب الله تا الان این نتایج را استخراج کرده اند:
1-بعد از جنگ 8 روزه معلوم شد که دستگاه اطلاعاتی اسرائیل شدیدا دچار ضعف در بینایی است! و همین ضعف بینایی موجب شده بود که از حجم و کیفیت توانایی های موشکی مقاومت فلسطین بی اطلاع بماند. این مسئله همچنین از احساس سردرگمی و گیجی ای که فرماندهان نظامی و ساکنین اسرائیل بعد از موشک باران تل آویو و قدس غربی [بخش صهیونیست نشین قدس] به آن دچار بودند هم آشکار بود. وقتی که وضع دستگاه های اطلاعاتی اسرائیل در برابر «مخفی کاری»های غزه ی کوچک و نزدیکشان این باشد، پس وضعشان در برابر خفایای توانایی ها و کارهای حزب الله و غافلگیری هایی که تدارک دیده است چه خواهد بود؟
2-یک بار دیگر ثابت شد که سلاح ها و هواپیماهای نیروی هوایی ارتش اسرائیل از تعیین نتیجه ی قطعی جنگ عاجز هستند و نیروی زمینی این ارتش هم از مواجهه ی زمینی بیم دارد و تلاش می کند حتی المقدور از آن دوری کند.
3-روشن شد که جبهه ی داخلی اسرائیل ، به رغم همه ی تلاش هایی که برای تقویتش و بالابردن سطح روحیه اش در سالهای اخیر (از طریق برگزاری مانورهایی با حضور شهرکنشینان صهیونیست) انجام شده، هنوز شکننده و چندپاره است. و تنها کافیست تا آژیر خطر برخورد موشک در تل آویو یا قدس غربی به صدا دربیاید تا ترس و اضطراب و وحشت به جان صهیونیست ها بیفتد و صدای فریادهایشان به آسمان بلند شود. تازه همه ی اینها قبل از برخورد موشک با زمین است! موشک هایی که بیش از هر چیز اعتماد ساکنین اسرائیل به تضمین ها و اطمینان بخشی های رهبرانشان را منفجر و تخریب کرده است.
4-معلوم شد که تنها تعداد انگشت شماری موشک که به شهرهای بزرگ اسرائیل برخورد بکند کافی است تا موجب شود رهبران اسرائیل برای مدتی تعادل خود را از دست داده و با عجله و شتاب در خواست آتش بس بکنند. و این چیزی ست که وجود تعداد زیادی نقطه ضعف در توانایی اسرائیل در کنترل و مدیریت اوضاع رانمایان می کند.
5-آشکار شد که «گنبد آهنین» -به رغم بار مالی سنگین آن- نمی تواند حفاظت از عمق خاک فلسطین اشغالی را تضمین کند. و در مواجهه با ده ها یا صدها موشک چیزی جز یک «الک پر از سوراخ» نبوده است. حالا در مواجهه با سیل هزاران موشکی که از لبنان به سمت فلسطین اشغالی شلیک شود چه خواهد بود؟
اگر اسرائیل به لبنان حمله کند …
اگرچه هنوز حزب الله بسیاری از ورق های برنده اش و بسیاری از سلاح های پیشرفته و کیفی اش را آشکار نکرده است، ولی این موجب نشد که سید حسن نصرالله در سخنرانی روز عاشورایش تأکید نکند که در هر جنگی که در آینده اسرائیل بخواهد علیه لبنان به راه بیندازد، هزاران موشک از طرف حزب الله به فلسطین اشغالی شلیک خواهد شد و مساحت جبهه ی درگیری شامل تمام خاک فلسطین اشغالی خواهد بود. و این پیامی بود که پیشرفت بسیار بزرگ و استراتژیکی که حزب الله از سال 2006 تا کنون در توانمندی هایش پیدا کرده است را منعکس می نمود.
کسانی که با واقعیت این توانمندی ها آشنا هستند با اطمینان اعلام می کنند که «اسرائیل-در صورت هرگونه تجاوزی به لبنان- قطعا با نیروی آتشی که حزب الله در اختیار دارد غافلگیر خواهد شد. از آن بالاتر، اسرائیل از دقت موشک های حزب الله در هدف قراردادن دقیق اهداف کاملا مشخص حیرت زده خواهند شد.»
این منابع آگاه خاطر نشان می کنند که اگر در جنگ پیشین، اسرائیل 33 روز لازم داشت تا فرسایش پیدا کرده و مجبور شود که به درگیری ها خاتمه داده و شکست را بپذیرد، «این بار فقط چند روز بعد از شروع جنگی جدید مجبور به پذیرش این نتیجه خواهد شد و خواهد فهمید که جنگ 33 روزه در مقایسه با این جنگ جدید، فقط یک «پیک نیک تفریحی» محسوب میشده است! »
کمرنگ شدن احتمال حمله به ایران
این منابع نزدیک به حزب الله معتقدند که گزینه ی حمله به لبنان و ایران، بعد از جنگ 8 روزه ی غزه بسیار کمرنگ شده است. این منابع اشاره می کنند که اسرائیل پیش از این شاید معتقد بود که حزب الله در راستای جنگ روانی در بیان قدرتش مبالغه و بزرگنمایی می کند، «اما حالا به توان بالایی که حزب الله در اختیار دارد بیشتر ایمان آورده است، و حالا یک جور دیگر روی حرف های حزب الله حساب می کند و پیش خود در نظر می گیرد که وقتی گروه های مقاومت فلسطین این چنین موشک های کیفی و پیشرفته ای را در اختیار داشتند، پس حزب الله (که میدان مانور و فعالیت بسیار بیشتری در اختیار داشته) قطعا تسلیحاتش بسیار بالاتر از اینهاست، چه کمّاً و چه کیفاً.»
خطر پیش روی حزب الله بعد از پیروزی غزه
البته این منابع نزدیک به حزب الله معتقدند که این «وضعیت اضطراری»ای که تصمیم گیری های اسرائیل در آینده را تعیین خواهد کرد ؛ نباید موجب آسودگی خاطر و اصطلاحا بی خیالی حزب الله بشود، «چرا که اسرائیل تلاش خواهد کرد به جای رفتن به سمت محدودیت های میدانی ای که در یک درگیری مستقیم با آن مواجه خواهد بود، فتنه هایی ایجاد کرده و حزب الله را به درگیری در آنها بکشاند تا بدین ترتیب بتواند چیزی را که در درگیری مستقیم نتوانسته به دست بیاورد، با وارد کردن حزب الله به درگیری های داخلی به دست بیاورد. و بعید نیست در این نقشه به چیزهایی از قبیل ترور [برای برانگیختن فتنه و درگیری داخلی] هم متوسل شود. و این چیزی است که هوشمندی و دقت نظر همه ی لبنانی ها را می طلبد تا نقشه هایی که اسرائیل ممکن است بکشد را ناکام بگذارند.»

مصاحبه خواندنی با پسر فرمانده ارشد اسرائیل

«مايكو پلد»، سال 1961 در يك خانواده صاحب‌نام صهيونيست در بيت‌المقدس متولد شد. پدربزرگش از رهبران امضا كننده اعلاميه استقلال رژيم صهيونيستي، و «متي پلد»، پدرش، از ژنرال‌هاي افسانه‌اي ارتش صهيونيست‌ها در جنگ‌هاي شش روزه و فتح كرانه باختري و بلندي‌هاي جولان بود.

مايكو پلد كه سال‌ها با افتخار به سابقه خانوادگي خود زندگي مي‌كرد، اكنون اما به يكي از جدي‌ترين مخالفان رژيم صهيونيستي تبديل شده و حتي تاكيد دارد كه تنها راه حل مسئله فلسطين، نابودي صهيونيسم است.
پلد در گفتگوي اختصاصي خود با «نسيم» چگونگي بروز چنين تحولي در خود را اينگونه توصيف مي‌كند: آغاز این تحول در خانه پدری‌ام رخ داد. سال 1948 به مادرم پيشنهاد دادن تا در خانه‌اي كه از يك خانواده فلسطینی مصادره شده بود زندگي كند.مادرم اين پيشنهاد را رد كرد و گفت كه «هيچ‌گاه در خانه يك مادر ديگر که به زور مجبور به ترك خانه‌اش شده، زندگي نمي‌كنم».
پدر مايكو هم پس از بازنشستگي از ارتش اسرائیل در سال 1968، ديگر به سابقه خود افتخار نمي‌كرد و باقي عمر خود را به فعاليت براي حمايت از فلسطینیان صرف كرد. متي پلد معتقد بود که اسرائیل باید به فلسطینیان اجازه دهد تا یک دولت مستقل را در کرانه باختری و غزه و به پايتختي قدس شرقي تشكيل دهند.
اما حادثه اصلي كه سرآغاز تحول مايكو را رقم زد، كشته شدن خواهرزاده‌اش در سال 1997 و در نتيجه يك عمليات انتحاري توسط نيروهاي مقاومت فلسطين بود.
پلد مي‌گويد: واكنش خواهرم به كشته شدن دخترش تكان دهنده بود. او نه تنها فلسطينيان را به خاطر اين عمليات محكوم نكرد بلكه خود ما و رژيم اسرائيل را عامل اصلي آن دانست و گفت: ما اسرائیلی‌ها فلسطینیان را به نهايت ناامیدی و بی پناهی رسانديم، آنها را از سرزمین‌شان بیرون كرديم، خانه‌هایشان را ویران می‌کنیم، پدرانشان را به زندان می‌اندازیم و برادران و خواهران کوچک‌تر آنان را در مدارس به قتل می‌رسانیم و آينده و اميدشان را نابود مي‌كنيم.
مايكو پلد پس از اين حادثه تصميم مي‌گيرد تا فلسطينيان را بشناسد. وارد مناطق فلسطيني نشين سرزمين‌هاي اشغالي مي‌شود، داستان زندگي آنها را مي‌شنود و به گفته خودش درميابد كه تاكنون اسير «داستان دروغ صهيونيست‌ها» بوده است.
خبرنگار «نسيم» در آمريكا، گفتگوي مشروحي را با مايكو پلد كه هم‌اكنون چند سالي است در ايالات متحده زندگي مي‌كند انجام داده است، كه بخش اول آن را در ادامه مي‌خوانيد:
چرا تلاش‌هاي 60 سال گذشته براي حل مسئله فلسطين ناكام مانده؟ آمريكا و انگليس چه نقشي در اين تلاش‌ها داشته‌اند؟
– آمریکا و انگلیس شريك تمامي جنايات عليه مردم فلسطین هستند.
– شكست تلاش‌ها براي برقراري صلح به اين خاطر است كه در واقع اين دو كشور اصلا براي ايجاد صلح تلاش نمي‌كنند. آنها به دنبال تسليم كردن فلسطينيان هستند كه البته تاكنون موفق نشده‌اند.
مذاكره با رژيم صهيونيستي بي‌فايده است
– یاسر عرفات مثال خوبي از نتيجه مذاكره و حتي عقب‌نشيني فلسطيني‌هاست.
عرفات بیش از سی سال بيشترين تلاش‌ها را برای برقراری صلح انجام داد.عرفات حتي با طرح تشكيل دولت فلسطین در دو منطقه غزه و کرانه باختری موافقت كرد. پذيرش اين طرح به معناي از دست دادن 78 درصد خاک کشورش، فلسطين، بود. با اين حال عرفات حاضر شد براي رسيدن به صلح این طرح بپذيرد.
با تمام اين عقب‌نشيني اما اسرائیل باز هم حاضر به صلح نشد. صهيونيست‌ها از عرفات مي خواستند تا از کرانه باختری هم چشم‌پوشی كرده و فلسطین را به یک منطقه بسيار بسيار کوچک محدود کند كه اين امر براي عرفات غيرممكن بود.
زمانی که عرفات خواسته صهيونيست‌ةا را نپذیرفت، اسرائیل با تانک‌های خود دفتر وی را محاصره کرد، تا زماني كه وی در سال 2004 جان خود را از دست داد.
– تا زمانی که اسرائیل به عنوان بخشی از تلاش کشورهای غربی برای دستیابی به صلح در نظر گرفته شود، صلح محقق نخواهد شد.
– اسرائیلی‌ها و صهیونیسیم با صلح مخالفند. آنها ادعا می‌کنند که فلسطین سرزمین اسرائیل است، و به یهودیان تعلق دارد و هيچ كس ديگري اجازه حضور در آن را ندارد. بنابراین آن‌ها هرگز مصالحه نخواهند كرد.
–  صلح تنها وقتي بدست مي‌ايد كه هيچ دولت يهودي تشكيل نشود. حكومت آينده فلسطين بايد ضمن ایجاد دموکراسی، براي همه ساكنان اين سرزمين حقوق برابر و احترام به حقوق بشر فراهم كند.
– امیدوارم که فروپاشي دولت صهیونیسم و تشكيل به یک جامعه دموکراتیک و بدون خشونت را همانند سقوط رژيم آپارتاید در آفریقای جنوبی شاهد باشم.
پيشنهاد رهبر ايران براي حل مسئله فلسطين
– با پیشنهاد رهبر ايران براي برگزاری یک رفراندوم با حضور همه شهروندان فعلی و قبلی فلسطین از جمله یهودیان، مسلمانان و مسیحیان موافقم تا خود اين شهروندان نوع، شکل و ماهیت حکومت‌شان را انتخاب کنند.
– این ایده‌ای است که بر اساس آن همه مردم فلسطین با هم برابر خواهند بود و همه از حقوق بشر و حقوق شهروندی خود در یک جامعه دموکراتیک استفاده خواهند كرد.
– این طرح تنها زمانی محقق خواهد شد که صهیونیسم همانند آپارتاید از قدرت کنار رود.
طرح پيشنهادي غرب براي تشكيل دو كشور فلسطين و اسرائيل
– فکر نمی‌کنم که ایده خوبی باشد و تاکنون هم موفقیتي در اين طرح شاهد نبوده‌ايم.
– نمي‌توان در یک کشور عربی که نیمی از جمعیت آن یهودی نیستند، یک دولت یهودی ایجاد كرد.
– تحقق اين امر تنها با وحشیگری و وضع قوانین نژادپرستانه ممكن است.
– اسرائیل سرزمینی بدون حضور فلسطینیان می‌خواهد و هرگز به دنبال مصالحه نخواهد بود، به همین دلیل به نظر می‌رسد که این طرح موفقیت‌آمیز نخواهد بود.
تلاش براي آگاه‌سازي ساكنان سرزمين‌هاي اشغالي از حقايق فلسطين
– کتابی با عنوان «پسر ژنرال، سفر يك اسرائيلي به فلسطین» نوشته‌ام تا دروغ‌هاي رژيم اسرائيل را فاش كنم. در سخنراني‌هاي خود نيز همواره به اين مطلب مي‌پردازم.
– افراد بسیاری در اسرائیل هستند كه با وجود آگاهی از اقدامات وحشيانه اين رژیم از آن حمایت می‌کنند. اما هستند افرادي كه مخالف این اقدامات بوده و از مقاومت مردم فلسطین حمایت می‌کنند.
اگر يك فلسطيني بودم…
– فلسطینی‌ها خواهان صلح هستند، اما آنان با رژيمي همچون اسرائیلی روبرو هستند که می‌خواهد تمام سرزمین‌شان را غصب كند. بنابراين مذاكره جوابگو نيست.
– من از تمام شيوه‌هاي مقاومت حمایت می‌کنم و فکر می‌کنم مقاومت در ایجاد صلح و عدالت برای فلسطینیان نتيجه‌بخش خواهد بود.
پيامي براي ايران
– می‌دانم که مردم ایران از تحریم‌ها و تهدیدات اسرائيل دل خوشي ندارند. و امیدوارم این مشكلات هرچه زودتر پايان يابد.
– اسرائیل از طرح تهدید ایران برای انحراف افکار عمومی از جنایات اين رژيم در فلسطین استفاده می‌کند.
– برای مردم ایران آرزوی موفقیت می‌کنم و امیدوارم بتوانم روزي اين كشور را از نزديك ببينم.

تجاوز جنگنده‌های اسرائیل به حریم هوایی لبنان

هواپیماهای جنگی ارتش رژیم صهیونیستی روز دوشنبه حریم هوایی لبنان را نقض کردند.

مرکز فرماندهی ارتش لبنان در بیانیه ای اعلام کرد: دو فروند جنگنده ارتش رژیم صهیونیستی از فراز شهرک مرزی کفرکلا وارد حریم هوایی لبنان شدند و اقدام به پرواز درآسمان شهر بیروت و مناطق جنوب کشور کردند.
مرکز فرماندهی ارتش لبنان همچنین از پرواز یک  فروند هواپیمای شناسایی ارتش رژیم صهیونیستی بر فراز شهرک مرزی ناقوره خبر داد.
ارتش لبنان تاکید کرد: هواپیمای شناسایی رژیم صهیونیستی پس از پرواز بر آسمان منطقه دره بقاع از حریم هوایی لبنان خارج شد.
بر اساس اعلام ارتش لبنان، پرواز هواپیماهای نظامی و شناسایی رژیم صهیونیستی در حریم هوایی لبنان، نقض آشکار حاکمیت لبنان و  قطعنامه هزارو هفتصد و یک شورای امنیت سازمان ملل متحد است.

اذعان بی‌بی‌سی به درایت و فرماندهی رهبر انقلاب

وبسايت شبكه دولتي انگليس معتقد است تلاش اپوزيسيون جمهوري اسلامي براي ترساندن حاكميت از بحران و تحريم، بيهوده است. بي بي سي اذعان كرد: آيت الله خامنه اي چالش هاي پيش روي حكومت را بهتر از مخالفان تشخيص داده و در مقابل، پيش بيني اپوزيسيون در طول سالها درست از آب درنيامده است.
بي بي سي فارسي با اشاره به سياه نمايي هاي گاه و بيگاه كه از سوي محافل ضد انقلاب و فتنه گر صورت مي گيرد و القاي وضعيت بحراني مي كند، نوشت: شرايط جمهوري اسلامي به گونه اي بوده كه همواره نشانه هايي از بحران را با خود داشته است. چنين تفسيري از دوران پرالتهاب اول انقلاب تا زمان جنگ وجود داشت. به گفته برخي اصلاح طلبان اگر اوضاع به همين منوال پيش مي رفت، سقوط نظام حتمي و تجزيه ايران محتمل بود. آنها مي گويند دوم خرداد مانع اين اتفاق شد و عمر حكومت را تمديد كرد[!اما] بعداً كه اصلاح طلبان دريافتند پيشبرد برنامه هايشان به اين سادگي ها نيست، دوباره القاي حس خطر و بحران را شديدتر از هر زمان از سر گرفتند. اوج اين روند نامه 127تن از نمايندگان اصلاح طلب مجلس ششم در سال 1381 خطاب به آيت الله خامنه اي بود؛ «شايد در تاريخ پر فراز و نشيب معاصر ايران، هيچ زماني را به حساسيت امروز نتوان يافت. با اين حال و روز كشور، فرصت چنداني باقي نمانده است. اگر جام زهري بايد نوشيد قبل از آنكه كيان نظام و مهمتر از آن، استقلال و تماميت ارضي كشور در مخاطره قرار گيرد بايد نوشيده شود.»
بي بي سي مي افزايد: تحليل اصلاح طلبان اين بود كه لشكركشي آمريكا به افغانستان خطر حمله آمريكا به ايران را نيز افزايش داده و ايران بايد براي پيشگيري از اين اتفاق نشان دهد كه هم در عرصه داخلي و هم در عرصه خارجي عقب نشيني كرده است. تحليل اصلاح طلبان اين بود كه اگر آمريكا ببيند در ايران اصلاحات شده و رهبرانش كوتاه آمده اند، فكر حمله به ايران را كنار خواهد گذاشت. آنچه در عمل اتفاق افتاد كمك هاي پنهان به آمريكا در جنگ افغانستان بود. آمريكا پاسخي را كه ايرانيان [ دولت خاتمي ] انتظار داشتند به اين همكاري نداد. ايران حتي حاضر شد فعاليت هاي هسته اي خود را در معرض نظارت بيشتر بازرسان قرار دهد.
اين تحليل خاطرنشان مي كند: طرفداران اصلاحات احساس مي كردند كه اگر آيت الله خامنه اي بعضي خواسته هاي آنها را پذيرفته، پس ابتكار عمل را ربوده اند. آنچه آنها با به كارگيري و رواج دادن عبارت «جام زهر» در پي آن بودند يك نمايش آشكار ضعف از طرف آيت الله خامنه اي بود. اما او نگذاشت انعطاف هايش نشانه ضعف تلقي شود.
بي بي سي با اذعان به اينكه «حكومت در ايران همچنان ظرفيت آن را دارد كه با جابجايي مديريت هاي اجرايي از طريق ساز و كار انتخابات، رويه هاي موجود را تغيير دهد بدون آن كه نگران بقاي خود باشد»، مي نويسد: تحريم هيچ حكومتي تاكنون به سقوط آن منجر نشده است. ترساندن رهبري از سقوط نظام به دليل تحريم ها يا فقدان دموكراسي [ ادعاي گروه هاي اپوزيسيون در تحليل ها] مبناي تاريخي ندارد.
تحليلگر اين رسانه مي افزايد: براي آيت الله خامنه اي طبعاً اولويت، حفظ و بقاي نظام است. اگر او به اين برداشت نرسد كه نظام در خطر است، دليلي براي تغيير جهت ندارد. شايد اگر اكبر هاشمي رفسنجاني يا حتي محمد خاتمي زمام اجرايي كشور را به دست بگيرند، فضاي سياسي باز شود اما بقا و اقتدار جمهوري اسلامي لزوماً در گرو اين نيست كه زندانيان آزاد يا سخت گيري شوراي نگهبان كمتر شود.
بي بي سي در ادامه اين تحليل تصريح كرد: رهبري دليلي نمي بيند براي رفع خطري كه وجود آن را قبول ندارد عقب نشيني كند. كشور با سپردن امور اجرايي به چهره هاي وفادار به نظام به اندازه كافي فضا براي مانور خواهد داشت و نيازي به بازي دادن چهره هاي مخالف احساس نمي شود.
در ادامه اين تحليل آمده است: آيت الله خامنه اي نشان داده كه اگر مصلحت نظام را در گرو نرمش نشان دادن ببيند اين كار را خواهد كرد چنان كه در اوج جنگ قدرت بين اصلاح طلبان و محافظه كاران، از خود نرمش هايي چند نشان داد. نمونه آن دستورش به شوراي نگهبان مبني بر تأييد نتيجه انتخابات تهران، تاييد افتتاح مجلس ششم، دستور به آزادي يك نماينده اصلاح طلب آن مجلس از زندان بود و يا دستور به تاييد دو نامزد رياست جمهوري سال 1380[معين و مهرعليزاده] كه شوراي نگهبان رد صلاحيت كرده بود.
بي بي سي با اشاره به تلاش عناصر ضد انقلاب و فتنه گر براي ايجاد فضاي ترس نسبت به بحران ها و اورژانسي نشان دادن وضعيت نوشت: تلاش براي ترساندن از سقوط نظام تاكنون جواب نداده و اين گونه پيش بيني هاي مخالفان در سالهاي ممتد عمر جمهوري اسلامي درست از آب درنيامده است. آيت الله خامنه اي نشان داده كه خطر چالش هاي پيش روي حكومت خود را بهتر از مخالفان تشخيص داده و دليل آن هم پابرجايي اين حكومت است. نظام همچنان برقرار است و به دليل تركيبي از شانس [!]، تدبير و سركوب[!]، امروز در اقتدار كامل به سر مي برد.