بایگانی ماهانه: اکتبر 2013

جرایم سایبری، پرهزینه تر از همیشه

بر اساس تحقیقات انجام گرفته هزینه ای که سازمان‌ها در نتیجه‌ی حملات سایبری متحمل می‌شوند، و همچنین زمان لازم برای خنثی کردن این حملات افزایش یافته است.

پژوهش «هزینه‌ی جرایم سایبری در سال ۲۰۱۳» که توسط موسسه‌ی پونمون انجام گرفته نشان می‌دهد که طی یک بازه‌ی ۱۰ ماهه، میانگین هزینه‌هایی که مجرمان سایبری به سازمان‌ها تحمیل کرده اند ۱۱.۵۶ میلیون دلار است. و این رقم نسبت به چهار سال گذشته رشد ۷۸ درصدی را نشان می‌دهد.

برای این گزارش از ۶۰ سازمان در ایالات متحده مصاحبه به عمل آمد که مجموع هزینه‌های مربوط به جرایم سایبری بین ۱.۳ میلیون دلار با ۵۸ میلیون دلار را گزارش دادند که هزینه‌ی رفع مشکل به وجود آمده در هر رویداد بیشتر از ۱ میلیون دلار اعلام شده است.

لری پونمون، مدیر و موسس موسسه‌ی پونمون روز دوشنبه اذعان داشت «ما تنها حملات جدی که به سیستم‌ها نفوذ می‌کنند را در نظر گرفتیم. سازمان‌ها به طور میانگین در هفته مورد ۱۲۲ حمله قرار می‌گیرند. این عدد بزرگی است و ممکن است به مشکلات بزرگی منجر شود.»

ولی تمامی‌خبرها بد نیستند. پونمون اضافه کرد «در نیمه‌ی پر لیوان می‌بینیم که می‌توان در قبال آن کاری انجام داد، شرکت‌هایی که خط مشی‌های خوب، کنترل مناسب و ابزارهای هوشمند امنیتی در اختیار دارند می‌توانند تا حد زیادی این هزینه‌ها را کاهش دهند. اگر در مورد هزینه‌ها نگران هستید، یک راه مناسب برای کاهش آن استفاده از آمیخته‌ی صحیح از منابع انسانی و تکنولوژی است.»

به علاوه، حملات سطح بالا و پیچیده، نظیر انکار سرویس، عوامل نفوذی مخرب، و حملات مبتنی بر وب، مانند آسیب‌پذیری‌های روزصفر، زمان لازم برای حل و فصل یک جرم سایبری را نسبت به چهار سال گذشته به میزان ۱۳۰ درصد افزایش داده است.

به عقیده‌ی مدیر و موسس پونمون، یکی از حملاتی که چوب لای چرخ متخصصان می‌گذارد تهدیدات پیشرفته‌ی پایا (APT) می‌باشند. او تشریح می‌کند که درست هنگامی‌که سازمان‌ها یقین دارند که تهدید را رفع کرده اند، در واقع این تهدید به حالتی خاموش فرو رفته که ممکن است در زمان دیگری و به حالتی غیرمنتظره خود را دوباره نشان دهد.

در برآورد هزینه‌ی جرایم سایبری، پونمون اظهار داشت که سازمان‌ها نشت داده را به عنوان هزینه بر ترین تهدید می‌دانند. اختلال در کسب‌وکار و از دست دادن بازدهی رتبه‌ی دوم را در اختیار دارد.

Advertisements

مروری بر عهدشکنی‌های ایالات متحده در مواجهه با کشورها

مقام معظم رهبری هر‌گاه صحبت از مذاکره و یا گفت‌و‌گوی مستقیم با آمریکا به میان آمده است‌، از غیر «قابل اعتماد» و عهدشکن بودن این کشور سخن گفته‌اند‌.

ایشان حتی زمانی که صحبت از نرمش قهرمانانه در سیستم سیاست خارجی کشورمان به میان آوردند‌، بر این مسئله تاکید کردند که نباید فراموش کنیم که رو‌به‌روی ما چه کسی قرار گرفته است و هدف اصلی او از مذاکره با کشور و یا برخی انعطاف‌های مقطعی چیست.

نگاهی به عملکرد سیاست خارجی آمریکا در هر دوره‌ ریاست جمهوری، مهر تائیدی بر سخنان مقام معظم رهبری است. تاریخ نشان می‌دهد که آمریکایی‌ها هیچ‌گاه به وعده‌های خود عمل نکرده و هر‌گاه رهبر کشوری و علی‌الخصوص رهبران و روسای جمهور کشورهای مسلمان سعی در نزدیکی با غرب و آمریکا داشته‌اند‌، دیر یا زود امنیت داخلی و نظام سیاسی کشورشان از هم پاشیده است‌. از عاقبت لیبی و توافقش با آمریکا برای تسلیم همه جانبه برنامه هسته‌ای‌اش گرفته تا کره شمالی و عراق و مصر همه نشان‌دهنده نتیجه اعتماد بی‌چون و چرا به آمریکا هستند؛ کشوری که منافع ملی‌اش را به تمام وعده‌های و قوانین بین‌المللی ترجیح می‌دهد و از بیان کردن این مسئله در تریبون‌های عمومی هم ابایی ندارد‌. در این گزارش به 4 نمونه از مذاکرات آمریکا با کشورهای شرقی و اسلامی و نتیجه این مذاکرات اشاره شده است‌.

* لیبی؛ مذاکره و مرگ

لیبی و برنامه هسته‌ای قذافی برای کشورش نمونه بارزی از عهدشکنی و غیر قابل اعتماد بودن آمریکا بود‌. معمر قذافی به دلیل دنبال کردن برنامه‌های هسته‌ای‌اش به شدت از لحاظ دیپلماتیک تحت فشار قرار گرفته و تحریم‌های زیادی از طرف آمریکا و متحدان غربی‌اش علیه او اعمال شده بود. از یک سو تحریم‌ها بود و از سوی دیگر فشارهای دیپلماتیک و قرار گرفتن نام این کشور در فهرست کشورهای حامی اقدامات تروریستی‌.

آمریکا هر از گاهی نیز با تجاوز به حریم هوایی لیبی‌، به هر ترتیب ممکن قصد داشت با عملیات‌های هوایی محل استقرار قذافی را هدف قرار دهد‌. از سال 1979 یعنی سال 1357 شمسی که فشارها بر لیبی آغاز شد تا سال 2001 که آغاز گفت‌و‌گوهای رسمی دو کشور بود، لیبی تحت تحریم‌های گوناگونی قرار داشت‌. در سال 2001 اولین گفت‌و‌گوهای مقدماتی لیبی با غرب آغاز شد و در سال 2003 سرانجام گفت‌و‌گوها تحت تاثیر جنگ آمریکا با عراق، چهره جدی‌تری به خود گرفت‌.

قذافی تصمیم گرفت ضمن پذیرفتن مسئولیت حمله به هواپیمای خطوط هواپیمایی پان‌امریکن و یا به قول رسانه‌ها‌، «حادثه هوایی لاکربی» خسارت خانواده‌های قربانیان را بپردازد و از سوی دیگر در مذاکرات با آمریکا برای برداشته شدن تحریم‌ها از تمام حق این کشور در داشتن برنامه هسته‌ای صلح آمیز نیز گذشت.

قذافی در آن زمان با کل مطالبات آمریکایی‌ها موافقت کرد. آنها از لیبی خواسته بودند ضمن انهدام و انتقال تجهیزات هسته‌ای این کشور به کشوری دیگر‌، دسترسی کامل و نامحدودی به بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بدهد و در عین حال از تمام فعالیت‌های هسته‌ای اعم از تحقیق و تولید دست بکشد.

لیبی که برای برنامه هسته‌ای اش تحت فشار بود، در نهایت مجبور شد اطلاعات مربوط به چگونگی دستیابی به تجهیزات هسته‌ای را نیز در اختیار طرف غربی قرار داده و در عین حال برای مبارزه با شبکه القاعده در این کشور همکاری کاملی با آمریکایی‌ها داشته باشد.

لیبی با به اجرا گذاشتن تمام خواسته‌های آمریکا توانست شاهد لغو شدن تعدادی از تحریم‌ها نیز باشد اما در همان زمان نیز رییس‌ سیا در کنگره و سفیر آمریکا در رژیم صهیونیستی به شدت با برداشته شدن تحریم‌های شورای امنیت علیه لیبی مخالفت کردند و هر روز اتهام تازه‌ای را متوجه این کشور کردند.

در سال 2004 یعنی یکسال بعد از نزدیکی لیبی به آمریکا‌، این کشور معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای را امضا کرد و بازرسان آمریکایی و انگلیسی برای ازبین بردن سلاح‌ها وارد این کشور شدند‌. بر اساس مطالبی که منابع لیبیایی در همان زمان منتشر ساختند، مشخص شد بسیاری از این ورود و خروج‌ها که حجم زیادی از مراودات بین‌المللی لیبی را نیز تشکیل می‌داد، با ورود و خروج اطلاعات محرمانه از لیبی و تشریح زیر ساختها و نقاط استراتژیک و حساس این کشور نیز همراه بود‌. در عوض انگلستان در سال 2006 معاهده‌ای نظامی با لیبی با نام «نامه مشترک صلح و امنیت» امضا کرد تا در صورتی که لیبی مورد حمله قرار گیرد، انگلستان ملزم به حمایت از این کشور باشد.

آمریکایی‌ها نیز برای اینکه حسن نیت خود را اثبات کنند، پیمان‌های همکاری اقتصادی و البته نفتی را با این کشور به امضا رساندند‌. با این حال این پیمانها هنوز به مرحله اجرای کامل در نیامده بود که عهد‌شکنی‌های غرب آغاز شد. تنها پس از گذشت 5 سال آمریکا با متحد همیشگی خود انگلستان، به دلیل بالا گرفتن اعتراضات مردمی در لیبی به صورت هوایی به این کشور حمله کرد‌! انگلستان که زمانی متعهد شده بود از لیبی در صورت حمله نظامی کشوری دیگر دفاع کند‌، خود در حمله به لیبی تحت عنوان نیروهای ائتلاف یا ناتو حضور داشت. مسئولان سیاست خارجی انگلیس در همان زمان پا را فراتر گذاشته و اعلام کردند تاز مانی‌که ناآرامی‌ها در لیبی ادامه داشته باشد‌، در این کشور می‌مانند. اینگونه بود که قذافی همه چیز را نیز از دست داد.

کره شمالی ؛ سازش و شکست مذاکرات

نگاهی به روند فشارهای بین‌المللی بر کشورهایی که به دنبال دست‌یابی به انرژی هسته‌ای بودند، نشان می‌دهد که بعد از حوادث 11 سپتامبر در سال 2001 ، آمریکا با استفاده از جوی که خود از این حادثه ساخته بود، بر شدت فشارهای بین‌المللی علیه برخی کشورهای از جمله ایران، کره شمالی ، عراق، افغانستان و لیبی اضافه کرد . حمله آمریکا به افغانستان و تهدید بوش پسر به حمله به کشورهای دیگر و محور شرارت خواندن ایران‌، کره شمالی و عراق باعث شد کشورهای دیگر نظیر لیبی به سرعت از مواضع قبلی خود کوتاه بیایند و کره شمالی نیز راهی برای کاستن از فشارهای بین‌المللی علیه خود بیابد‌.

در سال 2001 آمریکا به افغانستان حمله کرد و در سال 2003 به عراق‌. در طی همین دو سال، این کشور محورهای شرارت را اعلام کرده بود و فشارهای بین‌المللی را نیز افزایش داده بود. ایران در سال 2003 پروتکل الحاقی را پذیرفت و بازرسی‌ها از تاسیسات هسته‌ای ایران نیز شدت بیشتری گرفت‌. با این حال کره شمالی که از محور شرارت خواندنش توسط بوش عصبانی بود‌، اعلام کرد که از معاهده منع گسترش سلاحهای هسته‌ای بیرون می‌آید‌. این کشور در هیمن حال با اخراج بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی بار دیگر برنامه‌های هسته‌ای خود برای تولید نیروگاه برق را ادامه داد‌.

کره شمالی با این حال با ادامه یافتن گفت‌و‌گو های شش جانبه یعنی گفت‌و‌گو با چین، ژاپن، کره جنوبی، روسیه و آمریکا موافقت کرد‌. دور اول این مذاکرات در همان سال 2003 به نتیجه‌ای ختم نشد و در دور دوم و سوم در سال 2004 نیز خلع سلاح کره شمالی مورد تاکید قرار گرفت و قرار بر همزیستی مسالمت‌آمیز این کشور با کشورهای حاضر در مذاکره شد. در دور چهارم گفت‌و‌گو‌ها کره شمالی سرانجام پذیرفت که برنامه‌های هسته‌ای خود را کنار بگذارد‌؛ البته این پذیرش با این شرط بود که اعظای کمک‌های مالی به این کشور ادامه یافته و در عین حال قدرت‌های بزرگ راکتورهای آب سبک را برای تولید برق کره شمالی بسازند. در فاز دوم این گفت‌و‌گو‌ها که از 13 تا 19 سپتامبر سال 2004 انجام شد، توافق «عمل در برابر عمل» مورد تایید قرار گرفت و اصل بر عادی‌سازی روابط کره شمالی با آمریکا و کره جنوبی و ژاپن قرار گرفت.

در رابطه با کره شمالی نیز از سال 2005 عمل نکردن آمریکا به وعده هایش آغاز شد‌. آمریکا در این سال با وجود انجام شدن قبلی مذاکرات و توافق نهایی، تحریم‌های جدیدی علیه کره شمالی به اجرا گذاشت. در فاز اول مذاکرات به دلیل اینکه آمریکا حقی برای کره شمالی در دستیابی به انرژی هسته‌ای قائل نبود‌، مذاکرات به شکست انجامید و در فاز دوم نیز مخالفت آمریکا با تاسیس راکتور آب سبک در این کشور مذاکرات را به شکست کشانید‌. در فاز سوم این کره شمالی بود که کوتاه آمد و قرار بر از بین بردن تمامی فعالیت‌های هسته‌ای این کشور و تعطیل شدن راکتورهای اتمی گذاشته شد‌.  با این حال آمریکا در این سال به بهانه اقدامات احتمالی برای پولشویی، نزدیک به 24 میلیون دلار از دارایی‌های کره شمالی را مسدود کرد‌. در گفت‌و‌گوهای سال 2007 که همراه با اولین آزمایش موشکی کره شمالی بود، آمریکا هر‌گونه توافق با کره‌شمالی بر سر برداشته شدن تحریم‌ها را رد کرد و سرانجام در 18 جولای سال 2007 کره شمالی تحت تاثیر تحریم‌ها و فشارهای بین‌المللی موافقت کرد تمام برنامه‌های اتمی خود را در ازای دریافت کمک‌های اقتصادی و فنی تعطیل سازد‌.

کره در این مدت 80 درصد فعالیت‌های خود را تعلیق کرد اما خبری از کمک‌های اقتصادی و فنی وعده داده شده توسط آمریکا نشد تا اینکه سرانجام در سال 2009 کره شمالی از مذاکرات 6 جانبه خارج شد و برای دومین مرتبه بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی را از این کشور اخراج کرد.

عراق؛ صلح برای آدم‌کشی

با وجود اینکه حمله صدام حسین به ایران در سال 1359 با حمایت کشورهای غربی مواجه شد و آمریکا و سایر کشورهای اروپایی از ارسال سلاح گرفته تا کمک‌های مادی، هیچ‌گاه او را در مقابل ایران تنها نگذاشتند، آغاز جنگ اول خلیج فارس و حمله عراق به کویت که در آن زمان محل استقرار نیروهای نظامی آمریکا و یکی از مراکز استراتژیک آمریکا در خلیج فارس بود‌، باعث تیره شدن روابط آمریکا با عراق و تحریم‌های سازمان ملل علیه این کشور شد. البته تا قبل از این، به کار بردن سلاحهای شیمیایی علیه ایران هیچ‌گاه مورد انتقاد کشورهای غربی و به خصوص آمریکا قرار نگرفته بود و از زمانی که عراق به منافع آمریکا در خلیج‌فارس چشم دوخت، تهدیدها و تحریم‌های بین‌المللی وارد عمل شدند‌.

از سال 1991 یعنی زمان حمله عراق به کویت، ماجرای سلاحهای شیمیایی عراق و تلاش آمریکا برای بازرسی از این کشور نیز آغاز شد‌. صدام در سال 1998 شروع به همراهی با آمریکا کرد‌ و اجازه داد در برخی از مراکز حساس نامی این کشور دوربین نظارتی گذاشته شود‌، اجازه بازدید از 8 سایت نظامی متعلق به ریاست‌جمهوری را صادر کرد و قانون آزادی عراق را برای تغییر رژیم در این کشور به اجرا گذاشت.

با وجود تمام این اقدامات، بازرسان سازمان ملل اعلام کردند «عراق با آنها همکاری لازم را ندارد». بر همین اساس بود که در آخرین روزهای سال 1998 حمله آمریکا به عراق و جنگ دوم خلیج فارس آغاز شد‌. در سال 2002 باز هم صدام به بازرسان اجازه داد به عراق بازگردند اما در سازمان ملل قطعنامه‌ها عیله عراق تصویب شد. این در حالی بود که صدام، قطعنامه سازمان ملل درباره خلع سلاح خود را پذیرفته بود. به گزارش تسنیم علی‌رغم همکاری‌های حکومت عراق، بوش به این کشور در سال 2003 حمله کرد ورژیم بعث را از بین برد!

هم اکنون نیز در عراق همچنان کشتار و خونریزی‌ها ادامه دارد. آمریکا پیشتر گفته بود برای به ارمغان بردن صلح و امنیت به افغانستان و عراق حمله کرده است، اما تا کنون هیچ‌گاه امنیت به طور کامل به این دو کشور بازنگشته است.

مصر؛ رویای ناتمام

انقلاب مردمی مصر رویای چندین ساله مردم این کشور برای رسیدن به آزادی و تشکیل دولت دموکراتیک غیر‌نظامی را به واقعیت تبدیل کرد‌. رییس‌جمهوری با رای مردم انتخاب شد و دولت شکل گرفت. با این حال این رویای تحقق یافته، با تلاش مرسی برای نزدیکی به آمریکا به رویای ناتمام مردم مصر تبدیل شد و کشور دوباره در باتلاق حکومت نظامیان بر مردم و کودتا فرو رفت‌.

تلاش مرسی برای نزدیکی به آمریکا در راستای کاسته‌نشدن از میزان کمک‌های اقتصادی این کشور به مصر و ارتش آن، باعث شد آمریکایی‌ها به یار جدید خود در منطقه نیز پشت کرده و در حالیکه هیلاری کلینتون در سفر به مصر گفته بود برای تشکیل دولت دموکراتیک تمام تلاش خود را به کار می‌بندد، چند ماه بعد با کودتایی نظامی‌، رییس‌جمهور منتخب به زندان افتاد و دوباره نظامیان اوضاع را در دست گرفتند‌.

مسئله مصر نیز به خوبی بیانگر در صدر قرار داشتن منافع آمریکایی‌ها بر سایر مسایل را نشان داد‌ زیرا رژیم‌صهیونیستی به شدت از روی کار آمدن دولتی بر آمده از حزب اخوان المسلمین در هراس بود و این کار آمریکا و حمایت از کودتای نظامی در مصر، برای تامین منافع این رژیم در منطقه صورت گرفت.

ایران و نگاه به آینده

نباید در این میان از تجربه‌های قبلی که خودمان در ایران داشته‌ایم، بگذریم‌. لیست اقدامات ضد ایرانی آمریکا در ایران کم نیست‌. از ماجرای کودتای 28 مرداد و مخالفت با اراده ایرانیان برای به دست آوردن حکومتی دموکراتیک و همچنین از دشمنی‌های دیرینه با ملت ایران و تحریم‌ها و هدف قرار دادن هواپیمای غیر نظامی ایران در خلیج فارس و حمایت از صدام در 8 سال جنگ تحمیلی و یا پشتیابنی از اسراییل در ترور دانشمندان هسته‌ای کشورمان هم بگذریم‌، باید به تجربیاتی اشاره کنیم که عدم وفای به عهد آمریکایی‌ها را نشان می‌دهد.

در جریان اشغال افغانستان و جنگ آمریکا علیه طالبان و بعد از آن روی کار آمدن دولت جدید افغانستان، دولت اصلاحات عالی‌ترین میزان همکاری را با مسئولان آمریکایی موجود در منطقه داشت و مذاکراتی در سطوح بالای وزارت‌خارجه نیز میان دو طرف صورت گرفت‌. با این حال در همان سال ایران در زمره «محور شرارت» قرار گرفت و با وجود همکاری ایران با آمریکا در عراق نیز، آمریکا نام گروهک تروریستی منافقین را از لیست گروهک‌های تروریستی بیرون آورد تا نشان دهد چندان هم قدردان همکاریهای منطقه‌ای ایران نیست و باز هم با همان زبان تهدید هر روز بیان می‌کرد و می کند که تمام گزینه‌ها از جمله حمله نظامی روی میز است‌.

موضع آمریکا در سال 2003 و در گفت‌و‌گو هسته‌ای ایران با گروه 1+5 که در نهایت منجر به امضای بیانیه تهران و تعلیق غنی‌سازی برای دریافت سوخت 20 درصد شد، نشان داد نمی‌توان به این کشور و حتی کشورهای اروپایی که تضمین داده بودند سوخت مورد نیاز برای راکتور تحقیقاتی تهران را در اختیار ایران می‌گذارند، اعتماد کرد. در همان سال بود که ایران برای نشان دادن حسن نیت خود فعالیت‌های غنی‌سازی را تعلیق کرد اما با هیچ پاسخ مثبتی از سوی آمریکا و متحدانش رو به رو نشد و در ماهیت هیچ کدام از تحریم‌ها نیز تغییری به وجود نیامد؛ حتی غربی‌ها پس از نامه ایران به آژانس انرژی اتمی برای آغاز مجدد فعالیت‌ها، نامه‌ای به ایران نوشتند و این اقدام داوطلبانه را، نقص یک موافقت‌نامه خواندند.

با روی کار آمدن باراک اوباما در سال 2008 (1387) وی با شعار تغییر تلاش کرد که نشان دهد از شیوه برخورد دولت بوش فاصله گرفته و سیاست گفت‌وگو با ایران را در پیش خواهد گرفت اما در عمل همان سیاست‌های رفتاری را دنبال کرد و نشان داد که دستی را که بسوی ملت ایران دراز کرده است، دست چدنی زیر دستکش مخملین است‌.

تشدید تحریمها‌، اعمال سیاست چماق و هویج‌، پیگیری بحث براندازی از درون و تغییر رژیم‌، حمایت از تروریستها‌، حمایت بی‌قید و شرط از اسرائیل ‌و تهدید مکرر به حمله نظامی ‌در زمره اصلی‌ترین برنامه‌های اوباما در قبال ایران تا به امروز بوده است. او هنگام انتخاب دوباره خود در کاخ سفید موضوع گفت‌وگوهای دوجانبه با ایران را مطرح کرد اما همزمان با  این ادعا  تحریم‌های شدیدتری را علیه ایران در نظر گرفت. آخرین سیاست تحریمی امریکا در قبال ایران همزمان با روی کار آمدن دولت جدید در ایران اتخاذ شد.

اکنون پس از سال‌های بی‌اعتمادی ملت ایران به آمریکا، پس از تقاضای مقامات آمریکایی برای دیدار با رئیس‌جمهور ایران در حاشیه اجلاس مجمع عمومی سازمان ملل و عدم موافقت ایران با این درخواست، اصرار طرف غربی،فرصت 15 دقیقه‌ای را برای مذاکره تلفنی دو رئیس‌جمهور فراهم کرد اما پس از این تماس، مقامات آمریکایی بار دیگر بی‌اعتماد بودن خود را با این ادعا که ایران تقاضای تماس تلفنی کرده، اثبات کردند.


چرا دولت آمریکا با نرم‌افزارهای «متن‌باز» مخالف است؟

انحصارطلبی همواره در طول تاریخ یکی از پدیده های رایج در عرصه اقتصاد و بازرگانی بوده است. تولیدکنندگان هنگامی که به یک محصول جدید که با اقبال عمومی مواجه می شد، دست پیدا می کردند، رموز کار خود را برای حفظ سلطه شان بر بازار حفظ کرده و در اختیار احدی نمی گذاشتند، در مشاغل مختلف هم این گونه بود، در برخی حرف رمز و راز و اصول کار از پدر به پسر و سینه به سینه منتقل می شد تا مبادا ثروت خانوادگی از بین برود.

انحصارطلبی ریشه در میل انسان به سلطه، داشتن قدرت بر کنترل بازار، کسب سود و منافع کلان و … دارد. در اقتصاد انحصارطلبی (Monopoly) زمانی موضوعیت پیدا می کند که شخص یا گروهی بر روی تولید و یا ارائه خدمتی، کنترل داشته و حدود و ثغور آن را تعیین می کند. انحصارطلبی را در تضاد با حقوق مصرف کننده می دانند چرا که وی مجبور می شود تنها از یک شخص یا گروه موارد مورد نیاز خود را تهیه کند، همچنین انحصارطلبی مانع ایجاد بازار رقابتی است. منحصر بودن تولید محصول یا خدمات به یک شخص، گروه، بنگاه و یا بنگاه های اقتصادی باعث می شود آن ها بتوانند قیمت ها، نحوه عرضه و در واقع شرایط بازار را در اختیار خود گرفته و مطابق منافع خود بازار را بچرخانند.

ایجاد تراست‌ها (Trust) محصول انحصارطلبی شرکت ها و کمپانی های بزرگ بود. یک تراست از اتحاد چند شرکت و یا کمپانی که کلایی مشابه تولید کرده و سهم عمده ای از بازار را در اختیار دارند، شکل می گیرد. در کشورهایی که مبتنی بر قوانینی نظام سرمایه داری اداره می شوند، تراست ها و کنسرن ها(اتحادیه ای متشکل از تراست ها) قدرت زیاد و اثرگذاری بالایی دارند. تاکنون قوانین بسیاری علیه انحصارطلبی وضع شده است که یکی از معروف ترین آن ها «قانون ضد تراست شرمن» است که در سال 1980 میلادی در امریکا به تصویب رسید.

با ایجاد صنعت کامپیوتر، در دو بعد سخت افزاری و نرم افزاری و گسترش روز افزون آن، خیلی زود شرکت ها و کمپانی های بسیاری در این حوزه راه اندازی شدند، و به تبع آن انحصار طلبی نیز در این عرصه موضوعیت پیدا کرد. در طول نیم قرن گذشته بسیار اتفاق افتاد که پس از امضای قرارداد بین دو شرکت نرم افزاری و سخت افزاری، این دو شرکت مشتریان خود را به تهیه محصولات دیگری وادار کردند، به طوری که مشتری نمی توانست بدون تهیه سخت افزار خاص، از نرم افزاری که خریداری کرده بود استفاده کند و بالعکس.

بسیاری از شرکت های حوزه فناوری و تکنولوژی های نوین برای حفظ مشتریان خود ترفندهایی از این دست را دنبال می کنند، ساده ترین شکل آن شارژرهای گوشی های موبایل اند، که شارژر گوشی هیچ برندی به گوشی کمپانی دیگر متصل نمی شود، و یا فایلی که در سیستم عامل الف ایجاد شده باشد، در سیستم عامل های دیگر یا اصلاً باز نمی شود و یا به صورت بهم ریخته نمایش داده می شود و … کاربر همیشه مجبور است سیستم عامل متناسب با سخت افزاری که در اختیار دارد را تهیه کند، و پس از آن نیز مجبور است برنامه های سازگار با سیستم عاملی که از آن استفاده می کند را جست و جو و نصب نماید، حتی پس از این کار هم باز ممکن است همه چیز مطلوب نباشد، مثلاً کاربر نتواند همیشه و بدون دردسر با مرورگر فایرفاکس وارد سایت مایکرو سافت شود و یا از  آی تیونز(iTunes) در ویندوز خود استفاده کند!

بیشتر کمپانی هایی که در دهه های 1980 و 1990 میلادی توانستند در بازار سخت افزار یا نرم افزارهای کامپیوتری سهمی را از آن خود کنند، به مدد اتخاذ سیاست های انحصاری توانستند به حضورشان در بازار و تا به امروز ادامه دهند. یکی از این کمپانی ها مایکروسافت است که از آن به غول نرم افزاری دنیا تعبیر می شود. مایکروسافت به عنوان بزرگترین شرکت نرم افزاری دنیا ده ها هزار کارمند داشته و در بسیاری از کشورها سهم عمده ای از بازار فروش را به خود اختصاص داده است. شناخته شده ترین محصولات مایکروسافت عبارتند از: سیستم عامل ویندوز، بسته نرم افزاری آفیس و کنسول بازی Xbox.

شرکت مایکروسافت(Microsoft Corporation) در سال 1975 توسط بیل گیتس و پل آلن در ردموند ایالت واشنگتن امریکا ایجاد شد. مایکروسافت پس از قریب یک دهه فعالیت در حوزه های مختلف نرم افزاری، اولین ویندوز را در سال 1985 روانه بازار کرد. یک دهه طول کشید تا نسخه های ویندوز بتوانند نظر کاربران سطوح مختلف را به خود جلب کنند. در سال 1995، ویندوز 95 تحول بزرگی ایجاد کرد، به طوری که در پایان روز چهارم عرضه اش، یک میلیون نسخه از آن به فروش رفته بود. در سپتامبر همان سال دولت چین ویندوز را به عنوان سیستم عامل رسمی کشورش انتخاب کرد.

با فراگیر شدن استفاده از اینترنت، مایکروسافت اینترنت اکسپلورر4 را در سال 1997 عرضه کرد، اما دادگستری امریکا از مایکروسافت خواست دیگر ویندوز و اینترنت اکسپلورر را همراه یکدیگر به بازار نفرستند. ورود ویندوز 98 پیشرفت بزرگ دیگری برای مایکروسافت بود اما از همین سال کم کم انحصارطلبی های مایکروسافت با چالش مواجه شد. در سال 98 اسنادی بر روی اینترنت منتشر شد که نشان می داد مایکروسافت نرم افزارهای اوپن سورس(Open Source) را تهدیدی جدی علیه خود دانسته و به همین منظور با لینوکس مقابله می کند. مایکروسافت صحت این اسناد را تائید کرد اما گفت آن ها صرفاً تحقیقات مهندسی بوده اند.

با عرضه ویندوز 2000 میلادی و پس از آن ویندوز XP دامنه امپراطوری مایکروسافت بیش از پیش گسترش پیدا کرد اما از همان دوران شکایت ها علیه مایکروسافت و جرائم وضع شده برای آن نیز افزایش پیدا کردند. اولین شکایت در سال ۱۹۹۳ میلادی توسط شرکت Novell مطرح شد و طی آن اتحادیه اروپا مایکروسافت را به فاش کردن اطلاعات در مورد بعضی محصولاتش و همچنین تولید نسخه‌ای از ویندوز بدون برنامه مدیا پلیر (Windows Media Player) محکوم کرد.

در ‌‌سال ۱۹۹۸ میلادی تعداد 19 ایالت در امریکا به مخالفت با مایکروسافت برخواستند، چرا که مایکروسافت به صورت غیر قانونی از قدرت انحصاری خود در حراج و فروش ویندوز سوءاستفاده کرده بود، همچنین در همین سال شرکت سان (Sun Microsystems) از مایکروسافت بابت فاش نکردن بعضی از رابط‌های ویندوز NT شکایت کرد که طی آن، پرونده بخاطر نحوه یکپارچه سازی تکنولوژی های استریم (Stream) در ویندوز گسترش پیدا کرد و اتحادیه اروپا مایکروسافت را محکوم به ارائه نسخه بدون ویندوز مدیا پلیر ویندوز و همچنین ارائه اطلاعات لازم برای فعل و انفعالات برنامه تحت شبکه رقیب با ویندوزهای دسکتاپ و سرور کرد. در آوریل سال ۲۰۰۰ میلادی دادگاه آمریکا، قانونی تصویب کرد که طبق آن مایکروسافت باید فعالیت های خود را با استفاده از قدرت انحصاری و به دور از اهداف مبارزه طلبی ادامه می داد.

به مایکروسافت دستور داده شد تا به دو کمپانی، یکی برای تولید سیستم عامل و دیگری برای تولید باقی محصولات تقسیم شود. اما مخالفان مایکروسافت به این رای راضی نشدند و مایکروسافت نشستی جداگانه با آن ها برگذار کرد. در سپتامبر سال ۲۰۰۱ جورج بوش رئیس جمهور وقت امریکا دستور داد مایکروسافت به صورت قبلی که یک شرکت یکپارچه بود، درآید و پس از آن نشستی با مایکروسافت در   قوه قضاییه آمریکا برقرار شد.

در سال ۲۰۰۴ میلادی اتحادیه اروپا مطابق قانون ضد انحصار(Anti-Trust / قوانین و تصمیمات ضد تشکیل تراست برای ایجاد امکان رقابت) این اتحادیه، مایکروسافت را  محکوم به پرداخت ۴۹۷ میلیون دلار علاوه بر احکام قبلی با محدودیت ۱۲۰ روزه برای فاش سازی اطلاعات ویندوز سرور و ۹۰ روز برای ارائه ویندوز بدون مدیا پلیر کرد که در آن زمان بیشترین جریمه ای بود که اتحادیه اروپا تصویب کرده بود.

اتحادیه اروپا مایکروسافت را متهم کرد که از تسلطش بر بازار سیستم عامل ها به عنوان اهرمی برای در دست گرفتن بازار نرم افزارهای پخش رسانه (با ارائه ویندوز مدیا پلیر بر روی ویندوز) و سیستم عامل های سرور سوء استفاده کرده و بدین ترتیب فرصت رقابت را از سایر شرکت ها در حوزه نرم افزارهای سرور و پخش کننده های مدیا گرفته است. در واکنش به این حکم مایکروسافت یادداشت تندی را علیه اتحادیه اروپا منتشر کرد و اتحادیه را به تصویب قوانین ناقض حقوق مالکیت (کپي رایت) محکوم کرد و در نهایت در سال ۲۰۰۴ میلادی جریمه را پرداخت کرد اما به جای اسناد خواسته شده در آخرین روز مهلت کد ویندوز سرور ۲۰۰۳ (Windows Server 2003 SP1) خود را به صورت محدود منتشر کرد. در سال 2005 میلادی مایکروسافت مجبور شد در کره جنوبی علاوه بر پرداخت جریمه 33 میلیون دلاری، دو نسخه ویندوز، یکی همراه با ویندوز مدیا پلیر و ویندوز مسنجر و دیگری بدون این دو نرم افزار عرضه کند. در همین سال مایکروسافت از ایکس باکس360(Xbox 360) رونمایی کرد، پس از شکست قبلی این بار توانست کنسول کامل تری را روانه بازار کند.

در سال ۲۰۰۶ میلادی مایکروسافت شروع به ارائه اطلاعات خواسته شده اتحادیه اروپا کرد اما اتحادیه اروپا اعلام کرد که «خیلی دیر شده» و مایکروسافت را ۴۸۸/۵۸ میلیون دلار دیگر (۲/۳۹ میلیون برای هر روز تأخیر از ۱۶ دسامبر ۲۰۰۵ میلادی تا ۲۰ ژوئن ۲۰۰۶ میلادی) جریمه و تهدید کرد که اگر تا ۳۱ جولای ۲۰۰۶ میلادی اطلاعات را ارائه نکند جریمه را به روزی ۴/۸۱ میلیون دلار افزایش می دهد.

بیانیه اتحادیه اروپا پس از آن صادر شد که یکی از دانشمندان مورد اعتماد این اتحادیه اطلاعات ارائه شده از سوی مایکروسافت را غیرمعتبر و غیرقابل استفاده نامید. در سال 2007 میلادی شرکت های اوراکل، سان، نوکیا و ای بی ام درباره عدم در اختیار گذاشتن اطلاعات مربوط به ویندوز از طرف مایکروسافت، به کمیسیون اتحادیه اروپا شکایت کردند، چرا که بدون داشتن جزئیات لازم درباره ویندوز نمی توانستند نرم افزارهای قابل رقابت با محصولات مایکروسافت بسازند.

ویندوز مدیا پلیر یکی از موارد همیشگی شکایت علیه مایکروسافت بوده است، در این میان مایکروسافت همواره مدعی رعایت قوانین بوده و گفته است تنها به این دلیل ‏که یک شرکت بزرگ و موفق است نباید آن را مجبور کرد تمام نوآوری ها و رازهایش را در اختیار دیگران ‏قرار دهد. در سپتامبر ۲۰۰۷ مایکروسافت در استیناف خود علیه کمیسیون اروپا شکست خورد و حکم ۴۹۷ میلیونی، ارائه نسخه بدون مدیاپلیر ویندوز و افشای اطلاعات خواسته شده تائید شد.

در سال 2008 میلادی مجدداً اتحادیه اروپا مایکروسافت را به علت نقض قوانین ضد تراست اتحادیه اروپا متهم کرد، چرا که سیاست های انحصاری مایکروسافت در عرضه اینترنت اکسپلورر همراه ویندوز امکان رقابت را از سایر شرکت های نرم افزاری ارائه دهنده مرورگر گرفته و به آن ها خسارت های زیادی وارد کرده بود، همچنان که گوگل از این سیاست ها خسارت دیده بود.

در آن زمان معمولا صفحه خانه(home page) در مرورگر اینترنت اکسپلورر سایت MSN بود. بدین ترتیب کاربران بویژه مبتدیان از این مرورگر و سایتی که به صورت پیشفرض در آن باز می شد، بیشتر استفاده می کردند.

همچنین در این سال اتحادیه اروپا مایکروسافت را ۱/۴۴ میلیون دلار دیگر بابت عدم موفقیت در اجرای تصمیم ضد تراست که در سال ۲۰۰۴ میلادی گرفته شد، جریمه کرد. مایکروسافت علیه این حکم تقاضای استیناف کرد اما دادگاه استیناف حکم را تائید نمود و فقط میزان آن را به دلیل اشتباه در محاسبه توسط کمیسیون اروپا به ۱/۳۸ میلیون دلار کاهش داد. نیویورک تایمز تصمیم مایکروسافت در این مورد را «تصمیمی که می تواند پایان دوره ای در قانون ضد تراست را مشخص کند که تعدیل کننده ها از جریمه های سنگین برای به زانو در آوردن غول‌های تکنولوژی استفاده می کنند» نامید. مدتی بعد اتحادیه اروپا اعلام کرد می خواهد تحقیقاتی را در مورد پشتیبانی آفیس مایکروسافت از فرمت Open Document شروع کند.

در سال ۲۰۰۹ میلادی اتحادیه اروپا با بیان این که «گره زدن اینترنت اکسپلورر به ویندوز به رقابت دیگر مرورگرها صدمه می زند، نو آوری محصول را تخریب می کند و در نهایت حق انتخاب را از کاربر می گیرد» اعلام کرد ارائه اجباری اینترنت اکسپلورر را در ویندوز را بررسی می کند که مایکروسافت در پاسخ به آن اعلام کرد اینترنت اکسپلورر در نسخه Windows 7 E (نسخه ویندوز ۷ مخصوص اروپا) وجود نخواهد داشت. نتیجه این شد که اتحادیه اروپا اجازه داد مایکروسافت در ویندوز لیستی از ۱۲ مرورگر رقیب که به صورت تصادفی مرتب شده‌اند را به کاربر نشان دهد تا وی مرورگر مورد نظر خود برای نصب انتخاب را کند. اما این انتخاب در ویندوز ۷ سرویس پک ۱ (از فوریه ۲۰۱۱ ) ناپدید شد و ۱۴ ماه در همین حالت ماند. مایکروسافت این اتفاق را یک خطای تکنیکی اعلام کرد اما در مارس ۲۰۱۳ میلادی اتحادیه اروپا بخاطر جلوگیری از بی محلی به توافقات، مایکروسافت را ۵۶۱ میلیون یورو (۷۳۲ میلیون دلار) جریمه کرد، طبق اطلاعیه‌ی کمیسیون اروپا، این عمل مایکروسافت باعث شده است تا ۱۵ میلیون کاربر اروپایی ویندوز به صفحه‌ی انتخاب مرورگر دسترسی نداشته باشند.

مایکروسافت تنها نمونه ای است از شرکت های فعال در صنعت کامپیوتر و موبایل که انحصارطلبی را در محصولات خود لحاظ می کنند، گوگل، اپل، سونی، نوکیا، یاهو و … تمام این شرکت ها گاه به شکلی آشکار و گاه مخفیانه در جهت کسب منافع خویش و شرکای تجاری و هم پیمانانشان قوانین ضد انحصار را زیر پا می گذارند، گوگل در جست و جو های صورت گرفته نتایجی را بر می گرداند که حاوی لینک به سایت‌های زیرمجموعه خودش باشد، یا حداقل لینک های مربوط به رقیبانش را در صفحات نخست نشان نمی دهد، سایر شرکت ها نیز به همین ترتیب.

اما اختلاف مایکروسافت و اتحادیه اروپا جنبه های دیگری هم دارد، و فعلا این مایکروسافت است که بیشتر از سایر کمپانی ها به علت سیاست های انحصارطلبانه جریمه و محکوم شده است. فارغ از جنبه های اقتصادی دعاوی فوق، مسائل سیاسی و امنیتی را در محکومیت مایکروسافت نباید نادیده گرفت. مایکروسافت یک شرکت به ظاهر خصوصی امریکایی است، و دسترسی نداشتن به کدهای منبع(Source Code / کد های کامپیوتری که نرم افزار با آن ها نوشته شده است.) ویندوز نگرانی های امنیتی ویژه ای به دنبال دارد، چرا که بسیاری از دولت ها، موسسات پژوهشی، دانشگاه ها، نهاد های بین المللی  از این سیستم عامل استفاده می کنند.

برای درک بهتر نگرانی های امنیتی کافی است در نظر بگیریم که اگر ویندوز قابلیت جاسوسی از اطلاعات کاربران را داشته باشد، چه پیامدها و تبعاتی کشورها و مردم جوامع مختلف را تهدید خواهد کرد؟ پافشاری بر روی دستیابی به کدهای ویندوز برای بررسی چنین جنبه هایی است. چنین می توان گفت که مایکروسافت تاوان یک جنگ اطلاعاتی نامرئی را می پردازد.

کد منبع(سورس کد)، کدی که اسرار یک برنامه را فاش می کند.

البته مایکروسافت حق دارد از حق مالکیت خود بر دستاوردهای نرم افزاری اش دفاع کند، و کد آن ها را به راحتی در دسترس سایر شرکت های رقیب قرار ندهد، اما این برای زمانی است که انسان ها منافع مادی خود و جامعه شان را بر منافع افراد دیگر جوامع ترجیح ندهند، زمانی که برخی از انسان ها به دنبال سلطه بر دیگران و استعمار، استثمار و استحمار آن ها نبوده و نخواهند از اطلاعات محرمانه آن ها بر علیه شان استفاده کنند.

اما جهان امروز چنین شرایطی ندارد و مایکروسافت هم یک شرکت امریکایی است، شرکتی که توانسته به عنوان غول نرم افزاری جهان حکمران مطلق حوزه کامپیوترهای شخصی باشد، همچنان که بسیاری از شرکت های امریکایی در حوزه های مختلف غذایی، پزشکی، رسانه ای  حرف اول را می زنند. اتحادیه اروپا نیز به همین علت از یک طرف مایکروسافت را برای انتشار کد منبع ویندوز تحت فشار قرار می دهد و از طرف دیگر از سیستم عامل و نرم افزارهای متن باز پشتیبانی می کند. در واقع می توان ریشه اقدامات اتحادیه اروپا در قبال مایکروسافت را در فشارهای صورت گرفته از جامعه متن باز(Open Source Society) یافت.

نرم‌افزار متن باز یا آزاد (اُپن سورس – Open Source) نرم‌افزاری است كه کد آن در دسترس کاربران و برنامه نویسان قرار دارد. این نرم افزارها اغلب رایگان بوده و كاربر می تواند با تغییر دادن کد نرم افزار را به شکل مورد دلخواه خود تغییر دهد. جامعه متن باز به اجماعی جهانی از طرفداران نرم‌افزارهای متن باز که با انحصارطلبی شرکت های کامپیوتری مخالف هستند، گفته می شود. جامعه متن باز در سراسر جهان در خلال سال ها تلاش توانسته است نرم افزارهای متنوعی را تولید کند، که از جمله معروف ترین آن ها می توان به سیستم عامل لینوکس و مرورگر فایرفاکس اشاره کرد.

افراد معتقد به آزادی در فضای مجازی و حوزه نرم افزارهای کامپیوتری اصول مخصوص به خود را در استفاده از فناوری های نوین دارند. برای مثال می توان به مقاله ای با نام «ما می توانیم به پیوست های ورد(Word) پایان دهیم» از ریچارد استالمن در سایت gnu.org اشاره کرد.

استالمن در این مقاله توضیح می دهد که چگونه استفاده از نرم افزار مایکروسافت ورد (Microsoft Word) آزادی کاربران برای مطالعه، تغییر، کپی‌برداری و توزیع را نفی می کند، چرا که کاربران مجبور هستند نسخه های جدید این نرم افزار را خریداری کنند زیرا فایل های قدیمی آن‌ها تنها با این نرم افزارها قابل استفاده خواهد بود. استالمن اینکه سازمان ها و دولت ها گاه فرد را مجبور به ارائه مستندات خود در قالب Word می کنند را ظالمانه معرفی می کند. وی معتقد است استفاده از قالب سرّی Word مانع از رشد جامعه و اشاعه آزادی می شود، چرا که متن فایل های Word را نمی توان به شکل صحیح و کامل در نرم افزارهای دیگر مشاهده کرد و مهم تر از آن، مایکروسافت هر زمان که بخواهد می تواند این قالب را تغییر دهد که در نتیجه دستیابی به کد آن برای جامعه متن باز بسیار دشوار و دور از دسترس می گردد.

استالمن پیشنهاد یک رفتار اجتماعی اینترنتی به  نام «پیوست Word ارسال نکنید»(اشاره به ارسال پیوست های Word به همراه نامه های الکترونیکی) را مطرح می کند، همچنین عباراتی را برای منصرف کردن افراد از استفاده از Word پیشنهاد می دهد: « عادت به ارسال مستندات در قالب Word تأثیر بدی بر جای می‌گذارد، چرا که اشخاص را مجبور به استفاده از نرم‌افزارهای مایکروسافت خواهد کرد. در نتیجه شما به یکی از پشتیبانان انحصارطلبی مایکروسافت تبدیل خواهید شد. به ویژه که این مسئله مانع بزرگی بر سر راه قبول سیستم‌عامل گنو/لینوکس خواهد بود. ممکن است لطفا در استفاده از قالب Word برای ارتباط با دیگر افراد تجدید نظر کنید؟»

نگرانی افرادی مانند استالمن مشخص است، اینکه نرم افزارهایی مانند Word با قالب ناشناخته که جزء اسرار مایکروسافت است دقیقاً چه کاری انجام می دهند؟ آیا Word تنها یک نرم افزار ویرایش متن است یا استفاده های دیگری نیز برای مایکروسافت دارد؟ در واقع اگر چه تا به حال سندی رسمی مبتنی بر جاسوسی ویندوز و یا نرم افزارهایی مانند Word منتشر نشده است، اما عدم انتشار کامل کدهای آن ها از سوی مایکروسافت نشان می دهد این نرم افزارها چیزی فراتر از آن چه که نشان می دهند، هستند.

برای درک بهتر این موضوع کافی است در نظر داشته باشیم اگرچه جمهوری اسلامی ایران در بسیاری از موارد از سوی غرب تحریم شده و تعداد زیادی از نرم افزارها مدت هاست در ایران پشتیبانی نمی شوند و به محض مراجعه به سایت شرکت ارائه دهنده پیغام تحریم و عدم پشتیبانی از کاربر ایرانی مشاهده می شود، اما ویندوزِ چند صد دلاری به راحتی در کشور تکثیر شده و بازار کامپیوترهای شخصی را در کشور قبضه کرده است. چرا مایکروسافت ایران را تحریم نمی کند؟ هنگامی که حتی اتحادیه اروپا نیز به مایکروسافت اطمینان ندارد، کاربر ایرانی بر چه اساسی باید به سیستم عامل امریکایی اعتماد کند؟

چنانچه پیشتر اشاره شد، مایکروسافت در سال 2000 میلادی محکوم به این شد که به دو شرکت مجزا تقسیم شود اما با دستور جورج بوش در سال 2001 میلادی مجدداً یکپارچه شد، تولید سیستم عامل در کنار نرم افزارهای جانبی و سایر محصولات از سوی مایکروسافت چه منفعتی برای ایالات متحده امریکا دارد که عالی ترین مقام اجرایی این کشور در این باره دستور صادر می کند؟

شرکت هایی مانند مایکروسافت و گوگل بازوهای عملیاتی ایالات متحده امریکا در جنگ های سایبری آینده هستند. گوگل به عنوان ابزار عملیات روانی و رسانه ای و مایکروسافت به عنوان بازوی جمع آوری و تخریب اطلاعات دشمن. به همین علت است که مایکروسافت توانسته مرزهای امپراطوری خویش را در اکثر کشورهای جهان از جمله کشورهای اسلامی گسترش دهد و گوگل در جایگاه اولین سایت اینترنتی بنشیند.

دعواهای صوری این دست کمپانی ها در حوزه اقتصاد و منافع مالی طبیعی است اما مهم این است که تمام آن ها زیر پرچم ایالات متحده قرار داشته و به آن خدمت می کنند، به همین منظور است که هر از چندگاهی صحبت از دفاع دولت امریکا از این شرکت ها به گوش می رسد، برای مثال بارها دولت ایالات متحده از گوگل در برابر کشورهایی مانند چین حمایت کرده است و یا کمیسیون فدرال ارتباطات آمریکا گوگل را از اتهام رفتار غیر انحصاری تبرئه کرد، اقدام سوال برانگیزی که اعتراض مایکروسافت و سایر شرکت ها را به دنبال داشت.

گوگل متهم شده بود که اطلاعات و لینک های رقبایش را در نتایج جست و جو ها نمایش نمی دهد، اصلاح این مورد تغییر در پروتکل ها و الگوریتم های گوگل را می طلبید که این موضوع خوشایند ایالات متحده امریکا نبود.

یکی از معدود راه های مقابله با انحصارطلبی و در واقع سیطره اطلاعاتی ایالات متحده امریکا روی آوردن به نرم افزارهای متن باز است، موضوعی مغفول مانده که پس از گذشت سال ها از مطرح شدن آن، آنچنان که باید و شاید به آن پرداخته نشده است. با توجه به گسترش روز افزون نفوذ فناوری های نوین در زندگی عموم افراد جامعه ضرورت پرداختن به نرم افزارهای متن باز در کنار آموزش طرز صحیح استفاده از محصولات سخت افزاری و نرم افزاری کمپانی های خارجی بیش از پیش احساس شده و برنامه ریزی های مدون و تنظیم سازوکار ویژه ای را می طلبد.


WhatsApp بدست هکرهای فلسطینی هک شد

امروز وب سایت اپلیکیشن فراگیر WhatsApp توسط هکرهای فلسطینی مورد حمله قرار گرفت. هنوز مشخص نیست که این حمله به خدمات و سرورهای این شرکت هم آسیبی زده و یا داده های کاربرانش به سرقت رفته باشد.

گفتنی است هکرهای فلسطینی موسوم به Kdms team اخیراً وب سایت های دو غول بزرگ آنتی ویروس های دنیا AVG و AVIRA را نیز از کار انداخته اند.

متن پیامی که توسط این گروه برروی وب سایت WhatsApp درج شده است بدین شرح می باشد:

«ما می خواهیم به شما بگوییم که سرزمینی برروی زمین وجود دارد که آنرا فلسطین صدا می کنند این سرزمین توسط صهیونیست ها دزدیده شده است آیا شما این را می دانستید! مردم فلسطین دوست دارند در صلح و آرامش زندگی کنند و لیاقت آن را دارند که سرزمینشان را و تمامی زندانیان محبوس در زندان های اسرائیل (غاصب) را آزاد کنند….ما خواستار صلح هستیم.»


آسوشیتدپرس: آمریکا دیگر رهبر جهان نیست

از زمانی که دولت آمریکا دچار آشفتگی فزاینده شده و از رویارویی نظامی در سوریه شانه خالی کرده و در داخل، کنگره مانع فعالیت‌های آن شده و همچنین در خطر ناتوانی در پرداخت بدهی قرار گرفته، حسی از ناامنی در پایتخت‌های برخی کشورهای سراسر جهان به وجود آمده است.

یکی از وزرای خارجه آسیایی به گروهی از خبرنگاران در نیویورک گفته: در حالی که هر یک از این عوامل مستقیما به سیاست خارجی آمریکا ارتباط ندارند، اما همه آنها در کنار هم، این حس را به برخی از متحدان این کشور منتقل کرده است که واشنگتن به اندازه گذشته در تصمیمات و ظرفیت مالی خود، قاطع و استوار نیست و این امر این امکان را برای چین و روسیه فراهم می‌کند که این خلا‌ را پر کنند.

در این گزارش آمده:‌ اکنون که باراک اوباما سفر این هفته خود به مجمع همکاری اقتصادی آسیا-اقیانوسیه در بالی و نشست شرق آسیا در برونئی را لغو کرده، نگرانی‌ها عمیق‌تر خواهد شد. در واقع، او از رفتن به این مجامع خودداری کرده تا در کشور خود باقی بماند و مسئله تعطیلی دولت فدرال را ساماندهی کند.

آسوشیتدپرس در بخش دیگری از مطلب خود آورده: آمریکا هنوز برای برخی کشورها در آسیا نظیر تایوان و کره جنوبی ستون دفاعی به شمار می‌آید و چتر امنیتی مهمی برای آنها در مقابل چین فراهم می‌کند. واشنگتن هنوز متحدان قدرتمندی چون اسرائیل و کشورهای عربی را در خاورمیانه دارد. اما در مصاحبه با دانشگاهیان، دیپلمات‌ها و مقامات دولتی مشخص شده،‌ این عقیده که آمریکا همیشه خواهد بود، تضعیف شده است.

میشل مک‌کین‌لی، کارشناس روابط جهانی در دانشگاه ملی استرالیا در این باره گفت: تعطیلی دولت آمریکا با این نظریه که آمریکا رهبر جهان است،‌ همخوانی ندارد.

بر اساس این گزارش، روزنامه بانفوذ زوددویچه درباره هرج‌ومرج سیاسی به وجود آمده در آمریکا نوشت: در حال حاضر، واشنگتن بر سر بودجه خود در حال جنگ است و کسی نمی‌داند آیا این کشور می‌تواند ظرف سه هفته این مشکل را حل کند یا خیر. با این حال، آنچه روشن است این است که آمریکا از لحاظ سیاسی ورشکسته شده است.

آسوشیتدپرس نوشت: در حالی که اروپا نگران مسائل اقتصادی است، متحدان آسیایی آمریکا با آشفتگی ناظر این هستند که واشنگتن با قول‌هایی که به آنها درباره برقراری دوباره توازن در نیروهای نظامی و دیپلماسی در برابر چین به آنها داده، چه خواهد کرد.


ایران توپ را به زمین آمریکا انداخت؛ اراده سیاسی واشنگتن در بوته آزمایش

در چهره سرکردگان گروه های تروریستی مسلحی که در سوریه فعالیت دارند، به راحتی می توان نوعي ابهام و سر درگمي در مورد گروه «جبهه النصره»، سازمان «القاعده» و گروه «داعش» را به خوبی مشاهده کرد، چرا كه با تشديد درگيري هاي ميان «جبهه النصره» با «امارت اسلامي در عراق و شام» از یک سو و این دو گروه وابسته به سازمان القاعده با گروه هاي معتدل تر و كم نفوذ تر که اغلب وابسته به «ارتش آزاد سوریه» هستند، می توان گفت که آتش زير خاكستر شروع به زبانه کشیدن کرده است.

مركز اطلاعاتي «الشتات» در این ارتباط مي گويد: بايد در مورد گروه های وابسته به سازمان القاعده در سوریه توضیحات لازم داده شود. در حالی که همه گمان می کنند، شاخه های القاعده در سوریه در دو گروه جهادی سلفی  «جبهه النصره» و «امارت اسلامی عراق و شام» نمود پیدا می کند، باید گفت که دو گروه دیگر نیز در سوریه فعالیت دارند که وابسته به این سازمان هستند، یکی «جبهه اسلامي سوريه» که هم پیمان و مورد حمايت کشور عربستان سعودی است و دیگری «جبهه اسلامي آزادي بخش سوريه» که متحد و هم پیمان جماعت اخوان المسلمين سوريه تلقی شده و مورد حمايت کشور قطر است و در مورد آنها يك خبط و آمیزش عمدي صورت گرفته است.

عناصر وابسته به سازمان القاعده با سرعت فوق العاده اي عمليات های نظامی خود را به اجرا می گذارند و به پیشروی خود ادامه می دهند تا حاکم بر عرصه میدانی و عملیاتی سوریه هم در میان گروه های مسلح و هم در قبال ارتش سوریه باشند؛ چرا كه با شروع مذاكرات ميان نظام سوریه و اپوزيسيون، آنها از تحقق هرگونه دستاورد محروم خواهند شد.

يكي از پايه گذاران القاعده در سوريه كشور بازنده قطر است كه عناصر اين گروه را به سلاح هاي ليبيايي مسلح و تركيه نيز مرزهاي خود را براي انتقال سلاح به روي آنها باز كرد، اما هم اکنون این دروازه اصلي ميان سوريه و تركيه بسته شده است.

هم اكنون پرده از فعاليت ها و اقدامات «امارت اسلامي شام و عراق» از طريق شاخه «داعش» بر افتاده است كه ماموريت آن ارتكاب اعمال فجيع جنايي و خون بار است.

«داعش» از حیث خط مشی تابع سازمان تروریستی القاعده به شمار می آید و در این مدت سعي كرد، دیگر گروه هاي مسلح در اپوزيسيون مورد حمله قرار دهد.

در این بین هم زمان با افول خورشيد «جبهه النصره» بعد از بروز اختلاف ميان «ابو بكر البغدادي»، امیر «امارت عراق» و «ابو محمد الجولاني» امیر «جبهه النصره» ، ستاره گروه تروریستی امارت شام و عراق درخشیدن گرفت.

اختلاف ميان این دو گروه باعث شكل گيري گروه هاي سلفی جهادي مستقل دیگری شد. در پرتو ترجيح برخي از عناصر مسلح براي باقي ماندن در جبهه النصره و پيوستن برخي ديگر به امارت عراق و شام شاهد شکل گیری جریان سومی در میان گروه های سلفی جهادی تحت عنوان «داعش» هستیم كه اقدام به تشكيل گردان هاي ويژه براي خود كرده و ادعا کرده اند كه این گروه وابسته به هیچ یک از طرف هاي درگير در سوریه نیست. براي گروهك داعش هيچ مسئله اي حتي پيروزي آنچه «انقلاب» سوریه نامیده شده و يا سقوط نظام سوریه به اندازه سلطه بر منطقه جغرافيايي مشخص اهميت ندارد.

بنابراين منفعت این گروه در این نهفته است که از جنايت هايي كه «امارت عراق و شام» در الرقه و ريف حلب و دمشق مرتكب مي شود، حمایت کند.

اقداماتی که داعش عليه ارتش سوريه دست به آن زد، دقیقا مشابه همان اقداماتی است که علیه ديگر گروه های مسلح فعال در سوریه مرتکب آن شد، از حوادث شهرك ها و روستاهاي ريف ادلب و قتل «كمال حمامي» معروف به «ابو بصير»، عضو فرماندهي عالي ستاد مشترك «ارتش آزاد سوریه» گرفته تا انفجار پايگاه ها و مقرهاي گروه تروریستی موسوم به «گردان هاي نوادگان رسول» در الرقه كه داعش اكثر عناصر آن را سركوب كرده و به قتل رسانده است.

خطرناك ترين اقدام داعش در جريان درگيري با گروه هاي مسلح در يكي از شهرك ها اتفاق افتاد؛ به گونه اي كه سرکردگان «امارت» كه در برخي مناطق این شهرک مستقر بودند، به سرکردگان گروه تروریستی «لواء الاسلام»، يكي از شاخص ترين و برجسته ترین گروه هاي مسلح در سوريه است، حمله كردند که ريف دمشق را به عنوان پايگاه عملياتی خود قرار داده بودند. عناصر امارت شام و عراق به همتايان خود در گروه «لواء الاسلام» خبر داده بودند كه زمان درگيري ها نزديك شده و اين درگيري در مناطق غوطه یا پناهگاه لواء الاسلام روی خواهد داد.

سازمان القاعده و شاخه «داعش» به خوبي مي دانند كه تداوم وجود آنها در گرو تشديد خشونت ها و هرج و مرج در سوریه است و داعش با تمام سوري ها بدون توجه به گرايش هاي آنان سر جنگ دارد؛ چه آنهايي كه طرفدار اپوزيسيون و چه آنهايي كه طرفدار نظام هستند و همه اينها، برنامه های بازندگان جنگ در سوریه یعنی قطر، عربستان سعودی و تركيه است كه با حمايت هاي تسليحاتي، نظامي، مالی و لجستيكي خود هرگونه حل و فصل بحران سوریه را حول محور خود مي دانند.

یکی از گزارش های اطلاعاتي مركز «الشتات» درباره آتش بس اخير در شهر «اعزاز»، در شمال از مسائل پوشيده بسیاری پرده بر مي دارد.

این گزارش تاکید می کند که با ميانجي گري رهبران وهابي كويت و عربستان سعودی توافقنامه آتش بسی در شهر «اعزاز» سوريه ميان گروه هاي مسلح مورد حمايت کشورهای عربستان سعودی، قطر، تركيه و اردن، به ويژه ميان «امارت اسلامی عراق و شام» كه به طور اختصار خود را «داعش» مي نامند و وابسته به القاعده است با گروه «گردان طوفان شمال» وابسته به ارتش آزاد سوريه منعقد شد. نبايد از نظر دور داشت كه اين اقدام تنها دو روز پس از سلطه داعش بر اعزاز صورت گرفت.

«عبد الرحمن الكويتي»، يكي از چهره هاي وهابي خليجي كه در عمليات های تروريستي سوريه دست دارد، به نمايندگي از «داعش» و سرهنگ فراری «احمد غزاله ابو راشد» از طرف گروه » گردان طوفان شمال» توافقنامه را امضا كرده اند.

منابع خليجي در این خصوص تاكيد می كنند: افسراني از سرويس هاي اطلاعاتی و امنیتی انگليس موسوم به «ام آي 6» و سرويس هاي اطلاعات و جاسوسی آمريكا موسوم به سیا كه در كويت فعاليت مي كنند، فشارهاي زيادي را به سران وهابي در كويت براي واداشتن داعش به امضاي توافقنامه آتش بس وارد كردند.

اين اقدام بعد از عمليات كشتار متقابل ميان طرفين كه منجر به كشته شدن ده ها نفر از عناصر دو طرف شد، صورت گرفت كه در پي آن افسران سرويس هاي اطلاعاتي آمریکا و انگلیس هشدار دادند كه ادامه این عمليات كشتار باعث خواهد شد آمريكايي ها و انگليسي ها كمك هاي نظامي خود را به خاطر به وجود آمدن شرايط امنيتي که آنها آن را نامناسب می دانند، متوقف كنند.

این درحالی است که عناصري از سرويس هاي اطلاعاتي عربستان سعودی، قطر، تركيه و اردن نیز تاكيد كرده بودند كه عمليات كشتار ميان اين گروه هاي مسلح به نفع نظام سوريه است؛ به ويژه اينكه برخي از عمليات كشتارها و درگيري ها ميان داعش و ارتش آزاد در ريف دمشق واقع شده بود و اين فرصتي مناسب براي نيروهاي ارتش سوريه به وجود می آورد تا به سمت پايگاه ها و مقرهاي آنها پيشروي كرده و از اين طريق با تماس با سرگردگان گروه های مسلح وابسته به خود در داخل سوريه فشار بيشتري را براي توقف عمليات كشتار به طرفين وارد كنند.

مركز اطلاعات الشتات در ادامه گزارش خود می افزاید: به خاطر شرايط ميداني و وجود عناصري كه درصدد گرفتن انتقام از دوستان خود بوده اند، در مورد تداوم توافقنامه آتش بس شک و ترديدهایی وجود داشت و اين مسئله ممكن بود، هر لحظه باعث انفجار اوضاع و بازگشت عمليات كشتار شود.

به همین دلیل در متن توافقنامه تحميلي ميان دو گروه یعنی گروه «امارت اسلامی عراق و شام» و «گردان طوفان شمال»، هر دو طرف بر سر آتش بس فوري توافق کردند؛‌ همچنين طرفين به توافق رسیدند كه گروه مسلح «گردان التوحيد» تا پايان بحران سوریه در شهر «اعزاز» به عنوان مرجع ذي صلاح در تمام اختلافات آنها باشد. اين موضوع در نسخه امضا شده توسط ابو عبد الرحمن الكويتي از طرف داعش و امضاي احمد غزاله ابو راشد از طرف گردان طوفان شام هم ديده مي شود.

درگيري های آينده میان آنچه كه آمريكا و غرب آنها را «اپوزيسيون سكولار ائتلاف ملي» و ارتش آزاد سوریه نامیده با گروه های وابسته به سازمان القاعده در بلاد شام و عراق و گروه جبهه النصره و داعش تشديد مي شود؛‌ گروه هايي که با اهداف و برنامه هاي  رژيم هاي عربی حوزه خليج فارس از جمله عربستان سعودی و قطر  گره خورده اند و تمام اين رژيم ها نیز با سرکردگان این گروه های تروریستی در ارتباط هستند، با این حال اين رژیم ها به ويژه عربستان سعودی و قطر در از حیث منافع و اهداف با یکدیگر در تعارض و تناقض قرار دارند و همین موجب می شود تا اين گروه ها نیز با یکدیگر در تعارض و تضاد قرار گیرند.

ولي تنها طرف هاي استفاده كننده از وضعيت فعلي رژيم صهيونيستي و تركيه هستند. ماه هاي آينده آبستن حوادث جدیدی است، يك هيئت نظامي بلند پايه تقريبا از يك ماه پيش عازم سوريه شد كه در اين سفر خود با بالاترين مقامات نظامي سوريه ديدار داشته اند.

ارتش مصر در صدد بود تا از «تجربه ارتش سوريه در زمينه مبارزه با ترورسيم» استفاده كند و این برنامه ارتش مصر در چارچوب برآورد و محاسبه خطراتي بود كه از قدرت یافتن بیش از پیش سازمان تروریستی القاعده در شرق جهان عرب نشات می‌ گرفت و از سوريه شروع شده و تا صحراي سينا در مرزهاي سرزمین های اشغالی – رژیم صهیونیستی – ادامه می یافت.

و درحالی که پيش از اين مدير سرويس هاي اطلاعات و امنيت آلمان به همراه مسئول مبارزه با تروريسم اين كشور به صورت محرمانه جهت اطلاع از نقشه تروريست ها به ويژه اروپائيان به دمشق سفر كرده بودند. به دنبال آنها بسياري از كشورهاي غربي براي هماهنگي با نظام سوريه در چارچوب بسترسازي براي توافق جهت مبارزه با تروريسم تلاش مي كنند و دمشق نيز براي استفاده از حداكثر ظرفيت ممكن براي نشان دادن تهديدات موجود از جانب گروه هاي مسلحی همچون داعش و جبهه النصره بر منطقه و سراسر جهان تلاش مي كند.

اين امر موجب شده تا پنتاگون نیز آشکارا و عیان بيان كند كه کسانی که نام «انقلابيون سوري» را بر خود نهاده اند، گروه هاي تروریستی مسلحی هستند كه شایستگی و لیاقت جانشيني «بشار اسد» را ندارند، در نتيجه سقوط نظام سوريه منجر به هرج و مرج و ناآرامي خواهد شد و تنها رهاورد آن بدون تردید تسلط یافتن گروه‌هاي وابسته به القاعده در مناطق مختلف سوريه است كه در نهايت اين امر دخالت پرهزينه آمريكا در اين كشور را به دنبال خواهد داشت.

و سرانجام اینکه بعد از توافق روسيه و آمريكايي به نظر می‌رسد که هماهنگي محرمانه ای ميان ارتش لبنان، اردن، ‌سوريه و عراق براي ريشه كردن تروريسم صورت خواهد گرفت و در مورد آينده مبارزه با تروريسم در منطقه و سوريه بشار اسد تصميم گيري خواهد كرد، حال تفاوت نمی کند كه فرماندهان جنگ در سوريه با اين امر موافق و يا مخالف باشند!!!


فکور ایرانی در مقابل فونیکس آمریکایی/ جنگنده‌های F۱۴ به موشک فکور۹۰ مجهز می‌شوند

صبح امروز معاون آماد و پشتیبانی ستاد کل نیروهای مسلح از تکمیل پروژه ساخت موشک فکور90 خبر داده است. براساس اظهارات وی، این موشک، یک موشک هواپایه است که بروی جنگنده‌های F14  نصب می‌شود.

سردار حجازی این سخنان را در اولین همایش ضرورت توسعه تسلیحات هواپایه و نبردهای آینده بیان کرده است. وی در این همایش گفته است: در حوزه موشک‌های هوا به هوا پروژه فکور در دست اقدام است و این پروژه که همه مراحل آن انجام شده و به پایان رسیده است، یک موشک میان برد است.

برخی کارشناسان نظامی، موشک فکور را نمونه پیشرفته و به روز شده یک نمونه از موشک‌های پیشرفته آمریکا می‌دانند.

امیر عزیز نصیرزاده معاون هماهنگ کننده نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران هم در سال 88 از تولید یک نوع موشک پیشرفته‌تر از موشک فونیکس خبر داده و گفته بود: پروژه‌هایی در دست داریم که توانمندی موشک «فونیکس» را ارتقاء دهد، یعنی ساخت و تولید موشکی بومی با قابلیت بیشتر از قابلیت موشک‌های فونیکس.

به گفته وی، «فونیکس» از نوع موشک‌های فعال هوا به هوا است و وقتی رها می‌شود، خود به دنبال هدف مورد نظر می‌رود. موشک‌های فعال به موشک‌هایی گفته می‌شود که تا حد کمی هدایت شده و پس از آن خود این موشک‌ها به هدف اصابت می‌کنند، یعنی به طور اتوماتیک رادار این نوع از موشک‌ها هواپیمای دشمن را کشف و منهدم می‌کنند.

فونیکس (AIM-54 Phoenix)‏ یک موشک هوا به‌ هوا و مجهز به رادار دوربردی است که توسط آمریکا در سال 1966 ساخته و مخصوص نصب روی جنگنده‌های تامکت یا همان F14 است. این موشک 160 کیلومتر برد و 5 ماخ سرعت دارد.

نیروی هوایی ایران در جنگ تحمیلی با استفاده از این موشک‌ها و نصب آنها روی جنگنده‌های پیشرفته اف14، عملکرد خوبی در مقابله با جنگنده‌های عراقی داشت.

سردار سید مهدی فرحی معاون وزیر دفاع وقت و رئیس سازمان صنایع هوافضای وزارت دفاع نیز در 22 بهمن سال گذشته با حضور در یک برنامه زنده تلویزیونی از تست موفقیت آمیز موشک فکور90 به عنوان جدیدترین موشک هوا به هوای ساخت داخل خبر داد.

بنا به گفته وی، این موشک از روی «جنگنده‌های اف14» شلیک می‌شود.

در سال جاری نیز، موشک فکور 90 به عنوان یکی از دستاوردهای جدید صنایع هوافضای وزارت دفاع، در رژه 31 شهریور از مقابل جایگاه عبور داده و رونمایی شد.

دستیابی به تکنولوژی ساخت و تولید موشک‌های هوشمندی که قادرند با استفاده از رادارهای خود اهداف را مورد اصابت قرار داده و منهدم کنند و همچنین تجهیز جنگنده‌های F14 به این موشک‌های بومی، می‌تواند گام بلندی در جهت خودکفایی در عرصه دفاعی کشور باشد.