بایگانی ماهانه: دسامبر 2013

جدیدترین آمار کشته‌های خارجی القاعده در سوریه

جریان موسوم به «سلفی جهادی» اردن با ارائه آماری اعلام کرد که شمار کشته شدگان در درجه اول شامل عناصری است که از تونس، لیبی و عراق، تحت لوای القاعده برای جنگ علیه نظام بشار اسد به سوریه رفته بودند.

این تشکل تکفیری همچنین اعلام کرد: تعداد تونسی هایی که در سوریه کشته شده اند، ۱۹۰۲ نفر؛ لیبیایی ها ۱۸۰۷ نفر، عراقی ها ۱۴۳۲ نفر، اردنی ها ۲۰۲ نفر، و تعداد فلسطینی های اراضی فلسطینی و نیز اردوگاه های فلسطینی در سوریه و فلسطینی های ساکن خارج اراضی فلسطینی هم ۸۰۰ نفر بوده است.

بر اساس این آمار، شمار کشته شده های لبنانی در سوریه ۸۲۸ نفر، مصری ۸۲۱ ، عربستانی ۷۱۴ ، یمنی ۵۷۱ ، مغربی ۴۱۲ ، الجزایری ۲۷۴ کویتی ۷۱ ، سومالیایی ۴۲ ، بحرینی ۲۱ ، اتباع سلطان نشین عمان ۱۹، اماراتی ۹، قطری ۸، سودان ۳، موریتانی ۱، و کشورهای قفقاز و آلبانی حدود ۳۰ نفر بوده است.

بر طبق این آمار، اغلب این عناصر، وابسته به جبهه النصره و نیز دولت اسلامی شام و عراق (داعش) بوده اند.

Advertisements

تهدید دو کودک بحرینی به تجاوز جنسی توسط نیروهای آل خلیفه

«سازمان حقوق بشر صلح بحرین» طی بیانیه‌ای بازداشت خودسرانه‌ی کودکان و برخورد ناشایست با آنان توسط آل خلیفه را محکوم کرد.

این سازمان از سازمان‌های حقوقی و بین المللی خواست تا حکومت بحرین را به منظور توقف تعرض به کودکان تحت فشار قرار دهند.

در این بیانیه به دنبال بازداشت دو کودک ۱۳ ساله به نام‌های «سید تمیم احمد ماجد» و «سید هاشم علوی احمد» و تهدید آنان به تجاوز جنسی منتشر شده است.

گفتنی است طی گزارش این سازمان به مناسبت روز جهانی حقوق بشر، ۹۰ کودک بحرینی از آغاز ژانویه تا پایان نوامبر 2013 بازداشت شده‌اند.


نظاميان صهيونيست 14 فلسطيني را ربودند

منابع فلسطيني و شاهدان روز پنجشنبه گفتند نظاميان اشغالگر به اردوگاه عسکر و عين بيت الماء در شهر نابلس ، شهرک سلوان در جنوب مسجد الاقصي و شهرک سعيد در شمال شرق الخليل يورش بردند و 14 فلسطيني را ربودند .

نظاميان رژيم صهيونيستي هر روز به بهانه هاي مختلف به شهرها و شهرک هاي فلسطيني نشين در کرانه باختري رود اردن يورش مي برند و جوانان فلسطيني را بازداشت مي کنند .

ارتش اسرائيل ديشب به خانه هاي دو شهروند فلسطيني در شهرک قباطيه در جنوب شهر جنين يورش بردند . منابع امنيتي اعلام کردند ارتش اسرائيل با يورش به خانه هاي محمد عبد الفتاح سياعنه و علي حسين ابو جعب اقدام به بازجويي از اعضاي خانواده و بازرسي از داخل خانه ها کردند . ارتش اسرائيل بدون بازداشت جوانان فلسطيني از شهرک قباطيه خارج شدند .

ارتش اسرائيل بامداد امروز همچنين يکي از محافظان محمود عباس رئيس تشکيلات خودگردان را در نابلس دستگير کردند . يگان هاي گشتي ارتش اسرائيل در ساعات اوليه امروز به روستاي بيتا در جنوب شهر نابلس يورش بردند و راضي سيعد عبد حمايل 24 ساله و از محافظان گارد رياست تشکيلات خودگردان را بازداشت کردند.


عملیاتی با بوی اورانیوم

فرانسه به بهانه جلوگیری از نسل کشی در آفریقای مرکزی، نیروهای خود را به آنجا گسیل داشته در حالی که پاریس در پشت صحنه این درگیری هاست تا مشکلات اقتصادی خود را با منابع غنی آفریقای مرکزی برطرف کند

دو هفته پیش فرانسه دومین عملیات نظامی خود در آفریقا طی سال جاری را با نام سانگاری در آفریقای مرکزی آغاز کرد. عملیاتی با ۱۶۰۰ نیروی نظامی که دومین عملیات فرانسه در این کشور پس از عملیات باراکودا (نوعی ماهی گوشتخوار و خطرناک) در سال ۱۹۷۹ محسوب می شود.
 عملیاتی با بوی اورانیوم فرانسه آفریقای مرکزی ارتش سایبری حزب الله hcarmy france

آفریقای مرکزی کجاست؟

آفریقای مرکزی با حدود چهار و نیم میلیون نفر جمعیت در قلب آفریقا واقع شده و به دریای آزاد راه ندارد. این کشور از شمال و به صورت ساعت گرد توسط چاد، سودان، سودان جنوبی، جمهوری دموکراتیک کنگو، کنگو و کامرون احاطه شده و حدود ۶۲۳هزار کیلومتر مربع مساحت دارد.کشور جمهوری آفریقای مرکزی در قلب قاره سیاه، از زمان استقلال خود از فرانسه در سال ۱۹۶۰ میلادی، اغلب دستخوش ناآرامی بوده و سابقه استعمارزدگی ۷۰ ساله و بی ثباتی مداوم پس از استقلال، این کشور را تبدیل به یکی از کمتر توسعه یافته ترین کشورهای جهان کرده است. این عقب ماندگی و فقر گسترده در حالی است که آفریقای مرکزی سرشار از منابع طبیعی بوده و معادن الماس بسیاری دارد.

کشور الماس و کودتا

آفریقای مرکزی تا کنون شاهد چندین کودتا بوده است. «دیوید دکو» اولین رئیس جمهور این کشور بود که در ۵ سال پس از استقلال، به دست یک فرمانده نظامی به نام «ژان بدل بوکاسا» سرنگون شد. در سال ۱۹۷۶ بوکاسا نام این کشور را به امپراتوری آفریقای جنوبی تغییر داده و خود را امپراتور نامید. امپراتوری «بوکاسا» در سال ۱۹۷۹ با کودتای «دیوید دکو»، که از حمایت و پشتیبانی عملی نیروهای کماندوی فرانسوی مستقر در این کشور برخوردار بود، سرنگون شد.البته دولت جدید نیز چندان دوامی نداشت و دو سال بعد سرنگون شد. این بار «آندره کولینگبا» بود که علیه حکومت دست به کودتا زد.سال ۱۹۹۲ در این کشور انتخابات برگزار و نام کولینگبا از صندوق ها خارج شد، اما دادگاه عالی به دلیل تقلب گسترده، انتخابات را باطل اعلام کرد. یک سال بعد انتخابات تجدید و «آنگه فلیکس پاتاسه» دو رقیب نظامی خود را پشت سر گذاشت و پس از ۱۲ سال قدرت را از نظامیان سلب کرد.در سال های ۹۶ و ۹۷ بانگی – پایتخت آفریقای مرکزی- شاهد درگیری و ناآرامی های بسیاری بود. عامل این درگیری ها، نظامیانی بودند که بخاطر دستمزد خود، دست به اسلحه برده بودند. در همین سال فرانسه نیروهای نظامی خود را از این کشور تخلیه و نیروهای حافظ صلح آفریقا، جایگزین آنها شدند.

سال ۱۹۹۹ انتخابات برگزار و رئیس جمهور، پاتاسه، دوباره انتخاب شد، اما یک سال بعد، کشور دستخوش شورش و ناآرامی گردید. معترضان، دولتیان را عامل فساد و سوء استفاده می دانستند. اعتصاب و شورش بار دیگر آفریقای مرکزی را فرا گرفت.ماه می سال ۲۰۰۱ کولینگبا اقدام به کودتای نظامی کرد؛ اقدامی که ده ها کشته برجای گذاشت، اما پاتاسه با کمک نیروهای چاد، لیبی و شورشیان کنگو موفق شد این کودتا را خنثی کند، ولی پایتخت همچنان ناآرام و شاهد درگیری بود. در یک سو نیروهای وفادار به پاتاسه بودند که از حمایت خارجی نیز برخوردار بودند و در سوی دیگر میدان، ژنرال فرانسوا بوزیزه –رئیس سابق ستاد ارتش این کشور- بود.بالاخره پس از دو سال درگیری، بوزیزه در مارس ۲۰۰۳ بانگی را تصرف، پارلمان را منحل و خود را رئیس جمهور آفریقای مرکزی اعلام کرد. وی دولت انتقالی تشکیل داد و در پایان سال ۲۰۰۴ قانون اساسی جدید را طی رفراندومی به تصویب رساند. در سال ۲۰۰۵ نیز وی در انتخابات به عنوان رئیس جمهور منتخب معرفی شد.اما باز هم شورش این کشور را امان داد و این بار مناطق شمالی را دربرگرفت و شورشیان برخی شهرها را تصرف کردند. در دسامبر ۲۰۰۶ جنگنده های فرانسوی به حمایت از دولت مرکزی، مقر شورشیان را در مناطق شمالی بمباران کردند. در سال ۲۰۰۷ شورشیان جبهه موکراتیک خلق، با دولت مرکزی توافقنامه صلح امضا کردند. در فوریه ۲۰۰۸ شورشیان اوگاندا به آفریقای مرکزی حمله ور شدند. در این سال دو گروه از سه گروه عمده شورشی – اتحاد نیروهای دموکراتیک برای وحدت ( UFDR ) و ارتش مردمی برای بازسازی و دموکراسی ( APRD )- با دولت توافقنامه صلح امضا کردند و دولت نیز فرمان عفو عمومی صادر کرد. بر اساس این توافق قرار شد در سال ۲۰۱۰ انتخابات برگزار شود.

فوریه ۲۰۰۹ شورشیان اوگاندا وارد آفریقای مرکزی شدند و فرانسه علیه آن ها دست به عملیات نظامی زد. بالاخره انتخابات در سال ۲۰۱۱ برگزار و بوزیزه بار دیگر انتخاب شد.در سال ۲۰۱۲ شورشیان «سِلِکا» سربرآوردند. شورشیان سلکا اواخر سال گذشته، قبل از امضای توافقنامه صلح در ماه ژانویه چندین شهر شمال آفریقای مرکزی را به اشغال خود درآورده بودند و تهدید کردند که بانگی، پایتخت را نیز تصرف می کنند، اما با میانجیگری کشورهای مرکز آفریقا توافقنامه صلحی بین شورشیان و معارضان با دولت مرکزی به امضا رسید. بر اساس این توافقنامه صلح، شورشیان سلکا در ازای تعهد دولت به آزادی زندانیان و صدور فرمان عقب نشینی نیروهای آفریقایی و خارجی که برای کمک به ارتش جمهوری آفریقای مرکزی وارد این کشور شده بودند، سلاح های خود را زمین می گذارند.اما شورشیان یک سال پیش با نقض آتش بس و تصرف دو شهر در شرق این کشور اعلام کردند در صورتی که دولت مرکزی بر اساس توافقنامه صلح، صدها زندانی سیاسی را آزاد نکند، جنگ علیه دولت را از سر می‌گیرند. بالاخره در مارس ۲۰۱۳ (فروردین ۹۲) شورشیان پایتخت را تصرف و قدرت را قبضه کردند. میشل جوتودیا خود را رئیس جمهور این کشور خواند و پارلمان را منحل کرد. اما این پایان ناآرامی ها در این کشور فقیر نبود و طی هفته های اخیر پایتخت آفریقای مرکزی شاهد درگیری میان نیروهای وفادار به حکومت سابق و کودتاچیان پیروز بود. در این درگیری ها صدها تن کشته و چندین برابر مجروح شدند. اینک این کشور آفریقایی علاوه بر جنگ قدرت دچار جنگ مذهبی نیز شده است. چرا که برای نخستین بار یک گروه مسلمان در این کشور به قدرت رسیده اند و این در حالی است که مسلمانان این کشور در اقلیت جمعیتی هستند و همین موضوع باعث درگیری میان مسلمانان و مسیحیان نیز شده است.در ماه اکتبر، شورای امنیت اجازه ورود نیروهای خارجی به آفریقای مرکزی را صادر و راه را برای دخالت نظامیان فرانسه در این کشور برای چندمین بار هموار کرد. به این ترتیب اواسط آذرماه، ۱۶۰۰ نیروی نظامی فرانسه وارد بانگی شدند. دولت پاریس هدف از این عملیات را – موسوم به سانگاری- خلع سلاح گروه های مسلح عنوان کرده است.

فرانسه و قاره سیاه

عملیات نظامی فرانسه در افریقای مرکزی –که در همان ابتدا دو تلفات برجای گذاشت و پاریس را با موج شدیدی از انتقادات مواجه کرد- کارشناسان را با سوالات بسیاری مواجه کرده است. بخصوص آنکه عملیات مزبور دومین دخالت نظامی فرانسه در آفریقا، طی سال جاری است. آیا الیزه به سیاست دوران ژاندارمی خود در آفریقا بازگشته است؟ آیا پاریس می خواهد به دورانی بازگردد که ژاک فوکارت، مشاور معروف الیزه بود و دسته چتربازان فرانسوی ��ا برای کمک به گروه های دوست پاریس (گروه هایی که اغلب کودتاچی بوده و حکومت هایی را پایه گذاری کرده اند که فاقد مشروعیت بوده و قابل دفاع نیستند) در آفریقا تشکیل داد؟برای بررسی بهتر موضوع می توان نگاهی به تاریخچه مداخلات نظامی فرانسه در آفریقا داشت. تاریخچه این مداخلات رسمی و آشکار طی چهار دهه اخیر شامل ۱۲ مورد در ۷ کشور بوده و به این شرح است؛

۱- جمهوری دموکراتیک کنگو (زئیر) در سال ۱۹۷۷ و ۱۹۷۸؛

۲- جمهوری آفریقای مرکزی در ۱۹۷۹ و ۲۰۱۳؛

۳- چاد در سال های ۱۹۷۸، ۱۹۸۳ و ۱۹۸۶؛

۴- رواندا در سال ۱۹۹۴ (یکی از معروف ترین مداخلات خارجی در آفریقا که در این ماجرا حدود یک میلیون نفر قربانی شده و بعنوان لکه ننگی در سیاست خارجی فرانسه به جای ماند.)

۵- ساحل عاج در سال های ۲۰۰۲ و ۲۰۱۱؛

۶- لیبی در سال ۲۰۱۱؛

۷- مالی در سال جاری.

حال سوال این است؛ چرا بار دیگر فرانسه و آفریقای مرکزی؟

آفریقای مرکزی سرشار از منابع طبیعی است. از نفت استخراج نشده تا معادن الماس، طلا، آب معدنی، جنگل های غنی، ظرفیت های کشاورزی، برق آبی … و البته اورانیوم!شرکت فرانسوی آروا در شهر باکوما ۲۰۰ میلیون دلار برای استخراج اورانیوم سرمایه گذاری کرده و سال آینده بهره برداری از این سرمایه گذاری استراتژیک، آغاز خواهد شد.پاریس برای جلب حمایت جامعه جهانی برای مداخله در آفریقای مرکزی از نسل کشی فرقه ای در این کشور سخن گفت و تصویری خونبار از صحنه ترسیم کرد. فارغ از اغراق ها و دورغ های فرانسه در این زمینه، می توان بر اساس اخبار دقیق گفت که بله! صدها تن در آفریقای مرکزی کشته شده اند، اما پشت پرده این خشونت ها چیست؟

بوزیزه خود یک عامل فرانسوی بود و اینک نیز ظاهراً به فرانسه گریخته است. خشونت ها از اواخر تابستان شروع شد. گروهی از مسیحیان تحت عنوان «ضد بالاکا» حملاتی هدفمند و دنباله دار را علیه غیرنظامیان مسلمان این کشور آغاز کرده و شروع به کشتار کردند. مسلمانان نیز متقابلا با این گروه وارد درگیری شدند. در حالی که حاکمان جدید این کشور مسلمان هستند، این ماجرا حربه خوبی برای مداخله و بی اعتبار کردن آنهاست.اینک نظامیان فرانسوی در خیابان های بانگی قدم می زنند و رسانه های غربی آنها را به عنوان ناجی مردم وحشت زده آفریقای جنوبی می ستایند! این تصویر ساختگی را می توان تعبیر سخن وزیر خارجه وقت فرانسه در دوران ریاست جمهوری ژیسکاردستن دانست که معتقد بود: «آفریقا تنها نقطه‌ای در جهان است که فرانسه می تواند در آن خود را در قالب یک قدرت بزرگ جلوه دهد؛ جایی که فرانسه قادر است تنها به مدد ۵۰۰ نیروی نظامی، مسیر تاریخ را در آن تغییر دهد!»فرانسوا اولاند در حالی مداخله نظامی در آفریقای مرکزی را در پیش گرفته است که بسیاری از کارشناسان فرانسوی، وی را به ضعف و سستی در سیاست خارجی کشورش متهم کرده و معتقدند او برای سرپوش گذاشتن بر این ضعف هاست که ماجراجویی در سیاست خارجی را برگزیده است. حمله به مالی، اتخاذ سیاستی سخت و غیرمعقول در مذاکرات هسته ای ایران و ۱+۵ در ژنو و رجزخوانی برای حمله به سوریه را می توان از نمونه های این سیاست خارجی دانست.صحنه امروز جمهوری آفریقای مرکزی را می توان نمونه ای مضحک اما دردآور از پازل سیاست بین الملل دانست. این کشور که تا ۵۰ سال قبل تحت سیطره رسمی فرانسه بود، پس از آن نیز از گزند دخالت های حتی آشکار پاریس نیز در امان نماند و همه این دخالت ها نیز با بهانه حمایت از حقوق بشر انجام شده است!

بوکاسا، اولین و آخرین امپراتور آفریقای مرکزی، روزگاری با الماس های خود الیزه نشینان را به خود جذب کرده و بر جنایاتش سرپوش می گذاشت و وقتی موعدش به سر رسید، با کودتایی فرانسوی سرنگون شد. امروز نیز حضور ۱۶۰۰ نیروی فرانسوی در این کشور، دردی از مردم فقیر آن که امید به زندگی شان زیر ۵۰ سال است، دوا نخواهد کرد. جمهوری آفریقای مرکزی علی رغم جمعیت اندک و منابع فراوان، دچار چرخه شیطانی فقر، کودتا و مداخله خارجی است و برای ارضای حس نوستالژیک استعمار بزرگ فرانسه که امروز گرفتار رکود اقتصادی، کابوس بیکاری شدید و … است، می تواند جولانگاه مناسبی باشد.


نشنال اینترست: تحریم‌ها به آمریکا آسیب می‌زنند

مجله «نشنال اینترست» در یادداشتی به قلم «پل پیلار» نوشت: شیفتگی و اشتیاق زیاد نسبت به تحریم‌های اقتصادی علیه کشورهایی مانند ایران باعث می‌شود این دیدگاه و مفهوم بنیادین که تحریم‌ها تنها ابزاری هستند که به احقاق هدفی دیگر کمک می‌کنند و به خودی خود هدف محسوب نمی‌شوند از بین برود. این عدم شناخت عمدتاً باعث می‌شود افراد تمایل داشته باشند مشکلات اقتصادی ناشی از تحریم‌ها در کشور مربوطه را هدف اصلی به حساب آورند؛ گویی در جهانی زندگی می‌کنیم که درد و رنج کشیدن کشوری که با آن دشمن هستیم، برای ما دستاورد و پیروزی محسوب می‌شود. اما ما در چنین جهانی زندگی نمی‌کنیم، و درد و رنج کسی مستقیماً به معنای برد و پیروزی ما نیست.

آمریگا مرگ usa hcarmy ارتش سایبری حزب الله

بدون تایید محتوا و ادعاهای مطرح شده در این گزارش، ترجمه آن را صرفا جهت اطلاع نخبگان و تصمیم‌گیران عرصه سیاسی کشور از رویکردها و دیدگاه‌های اندیشکده‌های غربی منتشر می‌کند.

■ آمریکا از هزینه‌هایی که تحریم‌ها بر این کشور وارد ساخته‌ غافل است■

از سوی دیگر، ما تمایل داریم هزینه‌های مستقیمی که تحریم‌ها بر خودمان وارد ساخته‌اند را نیز نادیده بگیریم. این موضوع را یک تئوری اقتصادی در نظر بگیرید. تحریم‌ها نمایانگر دخالت حکومت در فعالیت بازارها هستند. آن‌ها اجازه نمی‌دهند شرکت‌ها از روشی که کارآمدترین راه برای تأمین نیازهایشان است، استفاده کنند. این مداخله به ناچار هزینه‌هایی اضافی را به کشور تحمیل می‌کند، که ما مردم آمریکا باید آن را تحمل کنیم.

■ تحریم‌ها هزینه‌های قابل توجهی را به شرکت‌های امریکایی تحمیل می‌کند■

اعمال قدرتمند و جدی تحریم‌های امریکا علیه ایران، هزینه‌های قابل توجهی را به شرکت‌های امریکایی تحمیل می‌کند. این شرکت‌ها نه تنها از برخی فرصت‌های مهم برای کسب و کار جدید محروم می‌شوند؛ بلکه ناچارند مسیری اضافی را بپیمایند تا مطمئن شوند در حوزه‌هایی که به فعالیت مشغولند، قوانین تحریم را نقض نمی‌کنند. یکی از گزارش‌های واشنگتن پست به این مسئله پرداخته بود که چگونه این هراس‌ها باعث می‌شوند شرکت‌های امریکایی هر کاری که انجام می‌دهند را با جزئیات دقیق و کامل به مسئولان دولتی گزارش دهند. به عنوان مثال سیتی‌بانک خود را ملزم دید گزارش دهد که چهار دلار از نقل و انتقالات خودپردازی در بحرین که درگیر یک سرمایه‌گذاری مشترک با بانک‌های ایرانی بوده، سود کرده است. نکته جالب اینجاست که بعضی از اعضای کنگره که به طور معمول فوراً شروع به موعظه می‌کنند که قوانین دولتی سخت‌گیرانه و مسئولیت‌های اداری که این مقررات تحمیل می‌کنند، برای اقتصاد امریکا مضر هستند نیز اکنون به جرگه حامیان مشتاق تحریم‌ها پیوسته‌اند.

■ تحریم‌های نفتی ایران به ضرر منافع آمریکاست■

در خصوص ایران، مسلماً مسئله تأثیرات تحریم‌ها بر بازار نفت نیز وجود دارد. وضعیت این بازار، یک فاکتور کلیدی در تاریخ اقتصادی ایالات متحده در طول نیم قرن گذشته بوده است. به طور کلی (البته به استثنای خود صنعت نفت) هنگامی که تولیدکنندگان خارجی نفت و به ویژه اوپک به اندازه کافی با هم متحد شده‌اند که بتوانند قیمت‌ها را بالا ببرند اوضاع به ضرر اقتصاد امریکا شده، و هنگامی که رقابت آزادتری میان تولیدکنندگان ایجاد شده و قیمت‌های نفت سقوط کرده اوضاع به نفع اقتصاد امریکا تمام شده است. قیمت‌های بالاتر نفت، به معنای هزینه‌های بیشتر انجام کسب و کار برای بیشتر بخش‌های اقتصاد امریکاست.

با وجود تمامی امیدواری‌ها در مورد تولیدات نفت خام داخلی، تولیدات خاورمیانه هنوز از اهمیت زیادی برخوردار است. ما می‌توانستیم از برخی ترفندهای رقابتی قوی‌تر و کاهنده قیمت، در میان تولیدکنندگان خارجی استفاده کنیم. امروز قیمت نفت متوسط در غرب تگزاس ۹۷ دلار برای هر بشکه است که نسبتاً به قیمت پنج سال پیش آن تقریباً دو برابر شده است. وزیر نفت ایران می‌گوید ایران مایل است دقیقاً همان نوع رقابتی که ما به دنبالش هستیم برقرار شود، اما تا وقتی تحریم‌ها علیه ایران پا برجا هستند چنین اتفاقی نخواهد افتاد.

■ تحریم‌ها در محیط آکادمیک آمریکا نیز مشکلاتی ایجاد کرده است■

از سوی دیگر، هزینه‌های غیر اقتصادی و غیر قابل اندازه‌گیری اما مهم دیگری هم هستند که به علت تحریم‌ها به ایالات متحده تحمیل می‌گردند. تلاش‌های دیپلماتیک گسترده‌ای که برای ایجاد و حفظ نظام تحریم‌ها صرف شد، انرژی و توجه زیادی از جانب مقامات امریکا و دیگر کشورهای سرتاسر جهان به خود اختصاص داد. بهتر بود ببینیم چنین سرمایه سیاسی عظیمی برای چیزی مصرف می‌شود که سود مستقیم‌تری برای منافع ایالات متحده دارد.

■ تحریم‌ها مانع از شناخت و درک درست از وقایع در حال جریان در ایران شده است■

و برای آگاهی یافتن از نوعی دیگر از این هزینه‌ها، پرونده آن دانشجوی دکتری در دانشگاه نیویورک را در نظر بگیرید که زمینه پژوهشی وی در مورد ایران به علت مشکلات ناشی از تحریم‌ها و هراس کسانی که باید به او کمک هزینه تحقیقاتی ارائه می‌کردند از این که مبادا قوانین دولتی را نقض کنند، به تعویق انداخته شد. پس از ۹ ماه دوندگی اداری و هزاران دلار هزینه‌های قانونی که توسط دانشگاه تقبل شد، او سرانجام توانست تأییدیه وزارت دارایی برای سفر خود را اخذ نماید. اما حتی آن هنگام نیز وی را از بردن هرگونه لپ‌تاپ، هارد دیسک، موبایل، دستگاه ضبط صدا، یا دوربین به ایران منع کرده بودند.

این پرونده یادآور تمام ابراز تأسف‌هایی است که پس از انقلاب ۱۹۷۹ ایران در مورد این که میزان درک و شناخت مردم امریکا و مقامات امریکایی از وضعیت ایران تا چه حد پایین است، مطرح می‌شد. بعضی از پر و پا قرص‌ترین حامیان امروز تحریم‌ها در امریکا، برای مخفی کردن اشتیاق خود به برانگیخته شدن نوعی انقلاب جدید در ایران که منجر به سرنگونی حکومت کنونی گردد، هیچ تلاشی نمی‌کنند. بعید است آن‌ها به آرزویشان برسند، اما اگر چنین شود، یک چنین تغییر سیاسی بزرگی احتمالاً برایشان بسیار غافلگیرکننده خواهد بود، چرا که تحریم‌های محبوبشان مانع از شناخت و درک درست آنان از وقایع در حال جریان در ایران امروزی شده است.


شکنجه کودکان عربستانی با کابل برق

به گزارش شبکه العالم، یک جمعیت ملی حقوق بشر در مدینه منوره در شمال غرب عربستان، اقدامات خشونت آمیز یک مرکز نگهداری از کودکان پسر در این منطقه از جمله شکنجه و شلاق زدن آنها با کابل برق را رصد کرده و گزارش داده است.

به نوشته روزنامه سعودی الحیاه، این جمعیت حقوق بشری پس از بازدید از یک مرکز تربیتی کودکان پسر که بین ۱۱ تا ۱۶ سال دارند، برخی ملاحظات را ثبت کرد، از جمله این که این مرکز به اقدامات خشونت آمیز علیه کودکان و شکنجه آنها مرتکب می شود.

جمعیت حقوق بشر بر نهادها و اداره های مسؤول در زمینه نگهداری از کودکان تاکید کرد که می بایست به توافقنامه حقوق کودک پایبند باشند، بر طبق این توافقنامه کودکان باید از تمام حقوق خود برخوردار باشند و تحت هیچ شرایطی نباید حقوق کودکان نقض شود.

خانم شرف القرافی ناظر دفتر جمعیت حقوق بشر در مدینه منوره، پس از بازدید تیم این جمعیت از مرکز مزبور، از برخی اقدمات تربیتی نادرست از جمله توبیخ بسیار زیاد کودکان، محروم کردن آنها از پول تو جیبی و ندادن صبحانه در برخی روزهای هفته انتقاد کرد و این امر را مغایر با توافقنامه های بین المللی درباره حقوق کودکان اعلام کرد.


یک شکست اطلاعاتی برای غرب ماجرای جالب لو رفتن هویت یک جاسوس/ لوینسون کجاست؟

در هفته ای که گذشت آسوشیتدپرس توانست با انتشار گزارشی جنجالی در خصوص رابرت لوینسون، شهروند آمریکایی ناپدید شده در کیش توجه رسانه های بین المللی را مجددا به این موضوع معطوف سازد.ماجرای جالب لو رفتن هویت یک جاسوس لوینسون اطلاعات آمریکا hcarmy ارتش سایبری حزب الله

این شهروند آمریکایی که کارمند سابق اف.بی.آی بوده است نزدیک به هفت سال پیش در کیش ناپدید شد. در تصاویری که سه سال پیش از وی منتشر گشت، لوینسون با ریش و موی بلند و با لباس نارنجی رنگ شبیه زندانیان گوانتانامو، برای مقامات آمریکایی و خانواده اش پیغام فرستاد و از آنها درخواست کمک نمود.

آسوشیتدپرس در این گزارش مدعی شد که رابرت لوینسون مامور سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) بوده و در رابطه با یک ماموریت «تایید نشده» از سوی این سازمان فعالیت می کرده است. علی رغم اینکه مقامات سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، از ابتدا هر گونه ارتباط با رابرت لوینسون برای انجام ماموریت را رد کرده بودند، اما طبق گزارش آسوشیتدپرس، برخی ایمیل های آقای لوینسون حاکی از ارتباط وی با برخی مقامات سیا بوده است.

روزنامه  واشنگتن پست نیز در گزارش مفصل خبر از ارتباط لوینسون با سازمان جاسوسی آمریکا داد  و اعلام کرد رابرت لوینسون، مامور بازنشسته اف بی آی،  از سوی چند مامور سیا برای جمع آوری اطلاعات در سال 2007 به جزیره کیش اعزام شده بود.

بنا به گزارش این روزنامه پس از ناپدید شدن لوینسون، مقامات سازمان سیا و اف بی آی در نشست محرمانه ای به نمایندگان کنگره اعلام کردند لوینسون ارتباط خود را با این سازمان ها قطع کرده است و سفر وی به ایران برای انجام ماموریت های سیا نبود. اما چند ماه بعد از ناپدید شدن لوینسون، مدارک و ایمل هایی به دست آمده است که از ارتباط وی با برخی مقامات سیا پرده برداشت.این مقامات فراتر از مسئولیت خود این طرح را برنامه‌ریزی کرده بودند. بر همین اساس مدیران سازمان سیا 10 نفر از مامورین خود در این ارتباط را اخراج کردند.

در این میان واکنش مقامات آمریکایی جالب توجه است. «جی کارنی» سخنگوی مطبوعاتی کاخ سفید اقدام آسوشیتدپرس را در انتشار خبر ارتباط لوینسون با سی.آی.ای را به غایت » غیر مسئولانه» خواند.

کارنی در پاسخ به خبرنگار آسوشیتدپرس همچنین گفت احتمال خیلی زیادی وجود دارد که گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس جان لوینسون را در خطر بزرگتری قرار دهد.

کارنی مدعی شده است که لوینسون هنگامی که در ایران ناپدید شد کارمند دولت آمریکا نبوده است اما گزارش آسوشیتدپرس را نیز که گفته است وی در حدود سال 2007 یعنی زمان ناپدید شدنش برای سیا کار می‌کرد تایید یا رد نکرد.

«کیتلین هایدن» نیز سخنگوی شورای امنیت ملی آمریکا در واکنش به انتشار گزارش مذکور توسط آسوشیتدپرس گفته است دولت از این خبرگزاری خواسته بود این گزارش را منتشر نکند و اکنون از بابت انتشار این گزارش متاسف است. هایدن مدعی شده است که این اقدام آسوشیتدپرس هیچ کمکی به یافتن لوینسون نخواهد کرد.

آسوشیتدپرس نیز تایید کرده است که دولت آمریکا از سال ۲۰۱۰ تاکنون سه بار از این سازمان خبری خواسته ارتباط آقای لوینسون با سی.آی.اِی را فاش نکند. این خبرگزاری می گوید که زمانی تصمیم به انتشار گزارش گرفت که همه تلاش ها برای شناسایی موقعیت آقای لوینسون به ظاهر شکست خورده است.